صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۶  ، 
کد خبر : ۵۹۳۷۰
در گفت‌وگو با سردار دکتر حسین علایی تبیین شد

باید و نبایدهای بسیج ده‌ها میلیونی

حسن احمدى اشاره: اندیشه شکل گیری بسیج را امام خمینی (ره) قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح نمودند. امام معتقد بودند اگر تفکر مردم در یک جهت قرارگرفته و همسو گردد، با دست خالی کارهای بزرگ را می توان انجام داد و آن چیزی که می تواند تفکر مردم را همسو و هم جهت کند و خواسته های مردم را متعالی سازد اسلام و دین خداست و این افراد را به صورت عمومی می شود در جهت دین اسلام و خواسته های الهی متشکل و هم جهت نمود. به همین خاطر امام معتقد بود اگر مردم در چنین شرایطی قرار بگیرند و بسیج شوند کارهای بزرگی را می توانند انجام دهند. همین تفکر امام (ره) در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، آرام آرام مردم را همسو و هم جهت و سپس علیه رژیم شاهنشاهی متشکل کرد. حضرت امام (ره) به عنوان رهبر از نجف پیام می فرستادند و مردم چون سخنان امام (ره) را الهی تلقی می کردند که منافع شخصی در آن وجود ندارد بسیج شدند و امام توانست با دست خالی رژیم شاهنشاهی را ساقط و نظام اسلامی را برپا کند و این مفهوم بسیج است. یعنی تفکری همسو و هم جهت، کنار رفتن منافع شخصی و انگیزه های صنفی و خدا را محور همه چیز قراردادن و کنارگذاشتن خود. اما اینکه شما در این ساختار و سازمان چه امکانات و تجهیزاتی داشته باشید، اینها مسایل فرعی است. مطالب فوق بخش هایی از صحبت های سردار دکتر حسین علایی است که به مناسبت بیست و نهمین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفین درگفت وگو با خبرنگار ما مطرح نمود. موضوع مصاحبه ما با ایشان «بسیج ده ها میلیونی» است که در ادامه می خوانید:

*قریب به یکسال است که طرح بسیج ده ها میلیونی از سوی مسئولان مطرح شده است، این طرح چه تفاوتی با ارتش بیست میلیونی دارد؟
**تئوری بسیج ده ها میلیونی همان تئوری است که امام (ره) قبل از انقلاب آن را تشکیل دادند و با تظاهرات خیابانی رژیم شاه را سرنگون کردند. پس از پیروزی انقلاب هم امام به این نتیجه رسیدند که برای حفظ انقلاب و برای دفاع از کشور باید ارتش بیست میلیونی تشکیل داد. این ارتش بیست میلیونی، ارتش مردمی است که به اسلام و دین خدا معتقدند و حاضر به فداکاری و اتحاد هستند. امام می فرمود: همه با هم، نه همه با من، یعنی همه با هم در جهت واحدی حرکت کنید. دوران دفاع مقدس هم قدرت مردم را در کنار قدرت نیروهای مسلح و در دل آنها متشکل کردند و آنها را علیه رژیم صدام بکار گرفتند و ما در واقع برتری نظامی خود را از طریق تشکل نیروهای مردمی به عنوان بسیج ایجاد کردیم و در جنگ موفق شدیم. پس از جنگ هم برای اینکه مردم بتوانند نظام خود را حفظ کنند باید بسیج ده ها میلیونی تشکیل شود.
*چرا بعد از 20 سال به این نتیجه رسیدیم که بسیج ده ها میلیونی تشکیل شود؟
**بخاطر اینکه در حین کار فکر می کردیم، داریم به نتیجه می رسیم ولی خلاف این را دیدیم و ارتش 20 میلیونی که قرار بود تشکیل دهیم به 20 میلیون نرسید و از طرفی زمانی که امام (ره) ایده ارتش بیست میلیونی را ارائه داد جمعیت کشور 63 میلیون بود و حال که جمعیت کشور 70 میلیون نفر است ارتش 40 میلیونی باید تشکیل شود. بنابراین ارتش ده ها میلیونی می شود.
* پس در واقع طرح این موضوع یک نوع انتقاد به وضع موجود است؟
**بله نشانه این است که آن طرح کامل نشده و حال باید کامل شود. نکته دیگر اینکه امام (ره) به دنبال بسیج جهان اسلام بودند یعنی نه فقط در ایران. امام می خواست در تمام کشورهای اسلامی چنین تشکلی شکل گیرد، یعنی بخاطر خدا متشکل شوند و از منافع جمعی حمایت کنند و جلو بروند و در مقابل مستکبرین و ظالمان بایستند. این برنامه هایی بود که امام (ره) داشتند که در جهان اسلام این اتفاق بیفتد هر کشوری برای خودش داشته باشد ولی همه اینها با هم همسو باشند. بنابراین در شرایط کنونی بسیج ده ها میلیونی به معنی این است که شما فضا و شرایطی را فراهم کنید که امکان تشکیل بسیج ده ها میلیونی وجود داشته باشد.
*زمینه های تشکیل بسیج ده ها میلیونی چیست؟
**برای تشکیل بسیج ده ها میلیونی چند کار باید صورت گیرد. مهمترین و در واقع اولین کار تسهیل شرایط است. بسیج باید به هیات هایی مانند هیات های امام حسین (ع) تبدیل گردد. ورود به هیات های امام حسین (ع) برای هر کس با هر نوع تفکر و قیافه ای آزاد است. هر کسی دوست داشته باشد زیر پرچم امام حسین (ع) سینه بزند کسی مانع آمدن او نمی شود و وضعیت ظاهری ، حالات و تفکر او که ممکن است مورد دلخواه ما نباشد، مانعی ایجاد نمی کند ولی وقتی به هیات آمد وارد تشکلی شد که هدف واحدی دارد و برای امام حسین (ع) کار می کند و بنا به ماهیت تشکلی که وارد شده که سینه زنی ، زنجیرزنی و ... است ماهیت و هویت پیدا می کند. بنابراین وقتی کسی حاضر شد وارد تشکل هیات امام حسین (ع) شود، همین که آمد یعنی در مسیر قرار گرفته است و نکته بعدی اینکه وقتی در مسیر قرار گرفت، ارتقا و رشد معنوی و روحی و فکری پیدا می کند. یعنی فرد به هیات می آید که به آن اهداف متعالی برسد نه اینکه به آن اهداف رسیده بعدا وارد هیات می شود. کسی که به هیات امام حسین (ع) می آید ممکن است از همه نظر با صلاحیت نباشد ولی وقتی به هیات امام حسین (ع) آمد صلاحیت هایش سیر صعودی پیدا می کند. به مسجد که می رود با هدف خوب شدن می رود نه اینکه خوب شود بعد به مسجد برود. شما حج که می روید ، لباس ها را در می آوری و در مسیر دیگری (حج) قرار می گیری تا ابراهیمی شوی. باید شرایط به گونه ای باشد که همه ملت بیایند و اگر آمادگی داشته باشند که نام خود را به عنوان بسیجی بنویسند، به عضویت بسیج در آیند، بعد از ورود، در مسیر بسیجی شدن قرار می گیرند. باید شرایط را سهل و ساده کرد. الان برگه هایی که برای عضویت در بسیج تکمیل می شود، اطلاعات خواسته شده در آن برگه ها ، دافعه ایجاد می کند. ممکن است طرف احساس کند که دارند بازجویی می کنند و حاضر به ارائه اطلاعات نیست. شما باید هر که را می خواهید ساده، راحت و با جاذبه وارد کنید ، نه اطلاعاتی از او بخواهید که با واکنش منفی خانواده او مواجه شوید و آنها بگویند که ما چرا این اطلاعات خانوادگی را به فلان پایگاه و مرکز بدهیم. بنابراین بسیج باید مرکز جاذبه ها باشد و باید از شیوه هایی استفاده شود که جاذبه ایجاد کند. در زمان دفاع مقدس هر کس متقاضی اعزام به جبهه بود، امام (ره) مانع او نمی شدند و برخی تنگ نظریها را در اعزام و ... قبول نداشتند. زمانی برخی به همرزمان و بچه های شهید چمران ایراد می گرفتند و می گفتند که آنها افراد عجیب و غریبی هستند. امام (ره) می گفت هر کس می خواهد به جبهه برود ما مجاز به جلوگیری از رفتن او نیستیم و در شرایط فعلی هم هر کس بخواهد بسیجی شود باید فضایی را فراهم کرد که بسیجی شود و نه اینکه شرایطی را بگذارید تا وارد بسیج شوند، بلکه باید اجازه داد آنها وارد بسیج شوند و بعد در مسیر قرار گیرند، نه اینکه ورودی را سخت کرد و مرحله بعد باز و رها بگذاریم بلکه به عکس، ورودی را آسان و بعد که وارد شدند باید برنامه داشته باشید که توان روحی و فکری افراد ارتقا پیدا کند. بسیج باید به گونه ای رفتار کند که در بین اقشار مختلف جامعه جاذبه و مقبولیت داشته باشد. اگر در جایی مردم به عملکرد بسیج واکنش منفی نشان دادند باید بدانیم که عملکرد بسیجی دارای اشکال بوده است. به همین خاطر بنده معتقدم در ماموریت هایی که ماهیت ماموریت تقابل با مردم است نباید، بسیج را وارد کرد.
*در چه ماموریت هایی؟
**به عنوان مثال ایست و بازرسی، امور اطلاعاتی جرایم چرا که باعث واکنش منفی مردم به بسیج می شود و این کارها را باید برعهده نیروهای مربوط گذاشت. شما باید بسیج را بهشت کنید نه جایی که افراد از تماس با آن نگران باشند. قبل از انقلاب علما کسانی بودند که افرادی که مرتکب گناه می شدند پیش آنها می رفتند و می گفتند من فلان گناه را مرتکب شدم حالا باید چکار کنم . علما در قدیم ملجأ و مرجع مردم بودند یعنی جایی که افراد خطاکار می رفتند و می گفتند من که فلان خطا را مرتکب شدم، راه حل آن چیست و چطور باید توبه کنم؟ و یا مردم مشکلاتی را که داشتند حل می کردند. بنابراین بسیج اگر بخواهد ملجأ و مرجع پرجاذبه باشد باید در رفع نیازهای مردم بکوشد ، نه جایی باشد که مردم از ارتباط با آن احساس خطر و مشکل کنند. در ادارات اگر کسی را خواستند اخراج کنند و یا مشکلی برایش پیش آمد بسیج باید مشکلش را حل کند نه اینکه بسیج خود نیز به اخراج او کمک کند!؟ حتی اگر آن فرد خطاکار باشد. بسیج باید ملجأ و پناهگاه مردم باشد. در دانشگاه ها باید افراد درسخوان در بسیج باشند. کسانی که می آیند از امتیازات بسیج استفاده کنند تا درسها را بگذرانند نباید در بسیج باشند. انسانهای درسخوان، فداکار و شجاع باید در بسیج باشند.
بسیج باید مسیر انقلاب را طی کند و جاذبه ایجاد کند که بقیه بیایند و بزرگترین جاذبه در آنجا می تواند علم باشد. دانشجو دنبال علم است. بسیج باید فضایی را فراهم کند که هر کس می خواهد عالم تر شود با بسیج در تماس باشد نه اینکه از نظر صلاحیت نگران بسیج باشند.
مسئله بعدی که زمینه شکل گیری بسیج ده ها میلیونی می باشد این است که بسیج باید نیازهای مردم را برطرف کند. شما نیاز هر کس را که برطرف کنید او به شما علاقه مند می شود. اگر شما در جایی به کمک نیاز داشته باشید، هر کس که به شما کمک می کند، شما مدیون او خواهید بود. در دانشگاه اگر کسی نیاز علمی فردی را برطرف کرد این افراد محبوب کمک شونده خواهند بود. بسیج در موضع کمک کردن حتی به افراد بد نیز کمک کند البته نه در راه بد. کسی ممکن است خطاکار شده باشد بخاطر مشکلات زندگی، بیکاری و ... که بسیج باید با برطرف کردن آن مشکل ، آن فرد را نیز در راه صحیح هدایت کند که خود نیز مقبول عامه می گردد.
بسیج نباید مقابل مردم، بلکه باید کنار مردم باشد. اگر در محله، مردم دوست دارند بچه هایشان را جایی برای ورزش بفرستند، بسیج اگر این امکان را فراهم کند و بگوید اگر می خواهید ورزش کنید به پایگاه ما مراجعه کنید آنگاه بسیج محبوب می شود و یا اگر کسی بخواهد در کنکور سراسری شرکت کند و به دنبال کلاسهای تقویتی می گردد، بسیج نیاز او را بر طرف کند محبوب می شود. بسیج الان تبدیل به محلی برای تایید صلاحیت و ... شده است. امام (ره) می گفت همه مردم بیایند در جهت واحد قرار گیرند. امام (ره) که بسیج را برای داروغه و یا پاسبانی و یا نیروی امنیتی نمی خواست. امام (ره) می خواست بسیج فضایی باشد که همه مردم در آن متشکل شوند و در جهت واحدی حرکت کنند. باید تفکر و نگاه نسبت به بسیج را عوض کرد. در انتخابات دو نفر حزب اللهی از یک شهر کاندیدا می شوند اگر بسیج از یک نفر از این دو حمایت کرد نفر دیگر که حزب اللهی هم هست با طرفدارانش ناراحت می شوند و بسیج در نگاه هواداران آن کاندیدا منفرد می شود. بسیج باید در مسائل مربوط به منفعت اشخاص بی تفاوت باشد و منفعت عمومی را مدنظر قرار دهد. بسیج نمی تواند در انتخابات یک کاندیدا را بر دیگری ترجیح دهد، شما از کجا تشخیص داده اید. امام (ره) این تشخیص را برعهده ملت گذاشت.
برتری عمومی بسیج در موضع گیری ها طبق فرمایش امیرالمومنین (ع) معیار را حق قرار دهد نه افراد را و حق را تبیین کند. یعنی اگر بسیج به نفع شخص کار کند و خدای ناکرده امکانات خود را نیز در اختیار او قرار دهد با معیارهای اسلامی سازگار نیست. اگر بسیج این سه معیار را سرلوحه خود قرار دهد بسیج ده ها میلیونی تشکیل می شود.
*مطرح شده است نیروی مقاومت یک چیز است و بسیج چیز دیگر، جنابعالی راجع به این سخن چه نظری دارید؟
**نیروی مقاومت تنها برخی از مردم را با برنامه های خود سازماندهی و متشکل کرده است. مهمتر از سازمان و تشکیلات بسیج، تفکر بسیجی است. تفکر بسیجی یعنی کسانیکه حاضرند خود را برای خدا و دیگران کنار بگذارند. اگر کسی خواست برای خدا کار کند و بقیه را کنار بگذارد، داوطلب می شود و در جنگ ما داوطلبان پیروزی ها را آفریدند. کسانیکه روحیه داوطلبی کمتری داشتند وقتی کنار داوطلبان قرار می گرفتند روحیه داوطلبی فعالتری پیدا می کردند و چه بسا اگر داوطلب کنار اینها نبود اینها نیز روحیه شان را از دست می دادند. بنابراین زمانی می توانیم داوطلب باشیم که من و شمایی در کار نباشد بلکه خدا و دیگری درکار باشند.
*نکته پایانی...؟
**شما باید بسیج را به گونه ای بسازید که هر گونه اتفاق در کشور افتاد بسیج محکم و استوار باشد و وابسته به افراد نباشد، وقتی پیامبر (ص) می خواست رحلت کند همه گفتند با رفتن پیامبر (ص)، همه چیز از بین می رود و وابسته به شخص است. خداوند می فرماید:« انک میت و انهم میتون» همه می میرند و بعد فرمود:« و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افاین مات اوقتل انقلبتم علی ما اعقابکم.» (آل عمران، آیه 144) یعنی می گوید افراد را حتی به پیامبر هم و ابسته نکنید. بسیج که می خواهد همه چیز را به یک نفر وابسته کند و نه به اسلام و خدا این خطرناک است. باید افراد را به اسلام و خدا وابسته کنید. حتی بالاترین افراد، از پیامبر (ص) که بالاتر نیستند. شما نباید این حالت را ایجاد کنید این اشتباه است. اگر بخواهید بسیج را درست کنید که همه ملت را شامل گردد، اولا باید تفکر را اصلاح کرد. تفکر باید اسلامی شود تا بسیج ده ها میلیونی تشکیل شود. در تفکر اسلامی محور همه کارها خداست و نه اشخاص. مصلحت عموم مردم و مومنین مطرح است نه منفعت شخص.
نکته بعدی همه با هم است نه همه با من. «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» این همه با هم، سازماندهی همه با هم را درست می کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات