صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۸  ، 
کد خبر : ۵۹۳۹۸

بیقراری پرچم؟!


نادر خسروی
ورزش بویژه هنگامی که عنوان المپیک را به همراه دارد از آنچنان جذابیتی برخوردار می شود که صدها میلیون انسان را در یک لحظه به خود جلب می کند و در پایان آنچه که برای تماشاگران مشتاق باقی می ماند نام یک قهرمان و کشورش است. این پایان به ظاهر کوتاه از چنان ارزش و اهمیتی برخوردار است که دولتمردان و مسئولان کشورهای مختلف، توجه خاصی را نسبت به این مهم نشان می دهند. ورزش المپیکی از این توان عظیم برخوردار است که بتواند در زمان کوتاه بسیاری از عرصه های زندگی بشر امروز را درنوردد و آثار ماندگاری برجای گذارد. این خصوصیت باعث گردیده تاکشورهای دنیا به المپیک تنها به عنوان یک رخداد ورزشی صرف نگاه نکنند، برای آنها المپیک ابزار و گذرگاهی بی بدیل به منظور دستیابی به اهدافی خارج از میدانهای ورزشی است و روز به روز براهمیت این نقش ورزش المپیکی افزوده می شود و به موازات آن توجه کشورها نیز به آن بیشتر می گردد. بررسی مدالهای توزیع شده در المپیک پکن گواه صادقی براین مدعاست.
در چنین حال و هوایی کاروان اعزامی ایران به پکن بدترین نتیجه تاریخ حضورش در المپیک را کسب کرد. با ناکامی ورزشکاران ایرانی در رقابتها و حذف آنها یکی پس از دیگری فشار روحی و روانی بر ورزشکاران شناخته شده تر بیشتر می شد تا جایی که آنها احساس می کردند باید بار ناکامی ورزشکاران حذف شده را نیز به دوش بگیرند و این اتفاقات تلخ در حالی رخ می داد که پرچم پرافتخار و شایسته ایران بیقرار به اهتزاز در آمدن بود. این بیقراری را تمام اعضای کاروان اعزامی احساس می کردند اما بنیاد و برنامه ورزش ایران آنگونه قوام نیافته بود که بتواند این بیقراری را با به اهتزاز در آوردن به آرامش برساند. شاید در بین تمامی کاروان اعزامی به پکن هادی ساعی بیش از دیگران متوجه این بیقراری بود از این رو تصمیم گرفت یک تنه و مردانه پاسخ این بیقراری را بدهد و الحق چه شایسته این کار بزرگ را به انجام رساند. حال جا دارد سوالی مطرح شود: اگر ساعی نبود...؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات