صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۷  ، 
کد خبر : ۵۹۴۳۲

حلقه‌های بحرانی سیاست خارجی آمریکا

مقدمه: دولت نومحافظه کار آمریکا در سیاست خارجی هشت سال گذشته خود چیزی جز شکست و ناکامی نداشته است. اتخاذ استراتژی جنگ پیش دستانه، لشکرکشی به افغانستان و عراق و اشغال نظامی این دو کشور، امنیتی کردن فضای بین المللی، تهدید کشورهای مستقل جهان، چالش سیاسی روسیه و چین و ارتقای سطح درگیری های سیاسی و امنیتی با ایران، کره شمالی، سوریه و... و حمایت یک جانبه گرایانه و غیرمنطقی از وحشی گریهای اشغالگران صهیونیستی در سرزمین فلسطین و... یا صرف هزینه های سرسام آور مادی و معنوی آمریکا را در باتلاق و گردابهای متعددی وارد ساخت که در هیچ کدام از آنها نومحافظه کاران توفیقی برای خروج از این باتلاق ها نداشتند. اکنون که سکاندار اداره و مدیریت اجرایی آمریکا به باراک اوبامای دموکرات واگذار شده است آیا او می تواند آمریکا را از بحران های موجود خارج کند و یا اینکه او نیز مثل کارتر بایستی پس از یک دوره ناکامی، قدرت را دوباره به جمهوری خواهان واگذار نماید. چالش های پیش روی دولت آینده و نحوه مواجهه با حلقه های بحرانی سیاست خارجی این کشور موضعی است که با دو تن از کارشناسان سیاسی و همکاران صبح صادق در میان گذاشته شده است و آنها دیدگاه های خود را در این میان بیان کرده اند.

حلقه‌های سیاست خارجی آمریکا
قاسم غفوری، کارشناس مسائل بین المللی و همکار هفته نامه صبح صادق:آنچه در قبال اوباما بیش از هر چیز مطرح می باشد رویکردها و گرایشات وی به سیاست خارجی است.
بسیاری از ناظران سیاسی و حتی افرادی چون آلبرایت، بولتون، چامسکی تاکید دارند که سیاست خارجی اوباما تا حدود زیادی به دلیل چالشهای عدیده دولت بوش از پیش تعریف گردیده و وی قدرت مانور بالایی نخواهد داشت. بر این اساس دغدغه ها و محورهای اصلی سیاست خارجی اوباما را می توان در چند بعد بررسی کرد:
الف) محور اصلی سیاست خارجی اوباما را جنگ عراق و افغانستان تشکیل می دهد. در شرایطی که از یک سو سیاست خارجی آمریکا بر اصل حضور در این دو کشور تاکید دارد و از سوی دیگر مردم خواستار تغییر سیاست ها در این مراکز می باشند، دولت جدید آمریکا چاره ای جز برخی اصلاحات در این حوزه ها ندارد. در این چارچوب سناریوی کاهش نیروها و تنظیم توافقنامه امنیتی با عراق برای حفظ تعدادی از نیروها و نیز افزایش نیرو در افغانستان بیش از هر چیز مطرح می باشد. آنچه مسلم است منافع آمریکا در عراق و افغانستان نهفته است لذا دولت اوباما نیز با نگاه دموکراتیک برای رسیدن به این مهم فعالیت می کند.
ب) پرونده خاورمیانه به ویژه فلسطین از اولویت دموکرات ها بوده و هست. رای 87 درصدی لابی صهیونیست به دموکرات ها در کنار سابقه طولانی همکاری دموکرات ها با رژیم صهیونیستی بیانگر حرکت های جدید در خاورمیانه است. در این زمینه اجرای ادامه طرح نقشه راه برای سازش میان اعراب و صهیونیست ها و سرکوب مقاومت در کنار اعمال فشار بر سوریه و لبنان به ویژه خلع سلاح حزب الله می تواند بیش از هر چیز پیگیری شود. تاکید بر اصل اجرای طرح صلح خاورمیانه بر اساس طرح ملک عبدالله (2002) را می توان از جمله این اقدامات دانست که با حمایت کمیته چهارجانبه اجرا می شود.
ج) پرونده هسته ای ایران و چگونگی برخورد با آن از مسائل مطرح در سیاست خارجی اوباما است. هر چند که وی بر رویکرد گفت وگو با ایران تاکید کرده اما اصرار دارد که فعالیت های هسته ای ایران باید پایان یابد. لذا می توان گفت وی نیز پیرو سیاست چماق و هویج با بهره گیری از اهرم اقتصادی در کنار رویکرد مذاکره است. به ویژه اینکه اکثر مردم آمریکا خواستار گفت وگو با ایران هستند و وی نیز در شعارهای انتخاباتی خود بر این امر تاکید کرده بود.
د) بازیگری در قبال چین و روسیه براساس نگرش مهار با اهرم سیاسی اجرای بر قراردادهای دوجانبه از اصول سیاست خارجی اوباما خواهد بود. با توجه به اینکه دموکرات ها خواستار تقابل نظامی نیستند بر آنند تا با احیای قرارداد (استارت 1 و 2) و نیز امضای توافقنامه های نظامی به مقابله با روسیه و چین بپردازند، هر چند که رقابت بین المللی آنها ادامه خواهد داشت.
ی) بازیگری در آفریقا و آمریکای لاتین به عنوان محورهای جدید تحولات عرصه بین الملل و مقابله با سایر بازیگران در این عرصه ها از اهداف دولت و دستگاه سیاست خارجی و استراتژیک آمریکا است. با توجه به سیاه پوست بودن اوباما و نگاه به اصطلاح بشردوستانه دموکرات ها می توان تا حدودی شاهد احیای جایگاه آمریکا در این مناطق بود هر چند که نارضایتی از سیاست استعماری آمریکا این امر را با چالش هایی مواجه می کند.
و) بازیگری در قالب سازمان ملل و رویکرد به شورای امنیت از اصول کلی دموکرات ها است. آنها که اصل حقوق بشر و استفاده از قدرت نرم را برای مهار و مقابله با کشورها در دستور کار دارند بار دیگر به شورای امنیت روی خواهند آورد. به عبارتی آنها با بازی دادن سازمان ملل به دنبال خواسته های خود می باشند، لذا می توان شاهد فعالیت بیشتر سازمان ملل به ویژه در زمینه حقوق بشر در جهان بود.
در نهایت می توان گفت که آمدن دموکرات ها و شخص اوباما چندان تغییری در مولفه ها و سیاست خارجی آمریکا ایجاد نمی کند و صرفا روش های آنها با جمهوریخواهان برای رسیدن به هدف متفاوت می باشد. بر این اساس هر چند که اوباما از تحول و تغییر سخن می گوید اما این امر بیشتر در عرصه داخلی است و سیاست خارجی با معیار حل چالش های گذشته حرکت خواهدکرد هر چند که در این فرایند شاهد تغییرات جزیی خواهیم بود.
اوباما و چالش های فرارو
علی رضا قربان پور، کارشناس ارشد مسائل آمریکا و اروپا:سیاست های غلط هشت ساله جورج دبلیو بوش در ابعاد داخلی و خارجی زمینه ای را فراهم آورد که در پایان کار جمهوریخواهان مجالس سنا و نمایندگان و نیز در نهایت امر کاخ سفید را از دست بدهند. نحوه تبلیغات غلط مک کین، استراتژیهای انتخاباتی اوباما و تشکیلات حزبی وی و نیز جلب آرای جوانان و میانه روها کمک کرد برای اولین بار در تاریخ این کشور، رئیس جمهوری سیاه پوست پا در کاخ سفید بگذارد. در مقطع کنونی این سوال مطرح است که رئیس جمهور آینده با چه چالش هایی روبه رو خواهد بود؟
حضور نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان از اولین چالش های وی خواهد بود. با وجودی که اوباما از قبل وعده خروج 16 ماهه نیروهای آمریکایی از عراق را داده بود، تشدید بحران امنیتی در عراق و افغانستان و ضعف نیروهای امنیتی این دو کشور در کنترل امور امنیتی، اوباما را سخت به چالش می کشد. این وضعیت باعث شد اوبامااعلام کند قبل از هر تصمیمی با فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه مشورت خواهد کرد. این دو کشور بزرگترین چالش های خاورمیانه ای آمریکا و نحوه پایان دادن به آن مهمترین بحث سیاست خارجی آمریکا را تشکیل می دهند.
بهانه مبارزه با تروریسم دولت آمریکا را در جهان با چالش های امنیتی متعددی روبه رو نموده است. آنها به همین بهانه، افغانستان را اشغال کردند اما تاکنون نیروهای آمریکا و متحدین آن در جنگ با طالبان موفق به یافتن «بن لادن» و «ملاعمر» رهبران القاعده و طالبان نشده اند. از سوی دیگر ناکامی آمریکا و ائتلاف ناتو در ایجاد امنیت در افغانستان، آینده آنها را در این کشور به چالش کشانده است. این در شرایطی است که طالبان در افغانستان درحال قدرت گرفتن است و دولت بوش برای رها شدن از این گرداب ناگزیر به گفت وگو و مصالحه با این گروه روی آورده است، چیزی که تا پیش از آن بهانه تهاجم آمریکا به افغانستان بود. به این ترتیب نحوه برخورد با تروریسم بین المللی یکی دیگر از چالش های دولت اوباما خواهد بود.
در هر صورت اوباما وارث بحران امنیتی دوران بوش خواهد بود که ناتوانی در حل نهایی آن، سرانجامی چون جمهوریخواهان را برای وی و حزبش رقم خواهد زد. این نظریه مطرح است که احتمالا اوباما تا یک سال آینده با القاعده در افغانستان و سایر مناطق کنار خواهد آمد.
حکومت های چالشگر نیز در این میان مطرح هستند. روسیه، کوبا، ونزوئلا و کره شمالی از جمله کشورهایی هستند که رویکردهای جهانی و منطقه ای آمریکا را نمی پسندند و به چالش می کشند. همزمان با پیروزی اوباما، رئیس جمهوری روسیه خبر از استقرار موشک های کوتاه برد خود در مرزهای اروپا خبر داد. کوبا و ونزوئلا نیز با وجودی که از قبل نسبت به پیروزی احتمالی اوباما روی خوش نشان داده بودند، ولی شکی نیست که اختلاف این کشورها با آمریکا از آنجایی که بنیادین و عمیق است و از سابقه دیرینه ای نیز برخوردار است به راحتی قابل حل و فصل نباشد. رویکرد یک جانبه گرای بوش و یا چندجانبه گرایی ابزاری او و گرفتاریهای وی در داخل و خارج، به شدت به وجهه این کشور در جهان لطمه وارد کرده است. این وظیفه رئیس جمهور جدید است که با این ضعف به مقابله برخیزد. نامزدهای اوباما برای پست وزارت امور خارجه - افرادی همچون هیگل و جان کری - و نیز رویکردهای خاص وی نسبت به مسائلی چون کنترل تغییرات آب و هوایی که از نگرانی های اروپاست و بوش تن به آن نمی داد، حکایت از عزم وی برای مقابله با این ضعف با بهره گیری از ابزارهایی چون گفت وگو، چندجانبه گرایی و دیپلماسی عمومی دارد. خوش بینی افرادی چون خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی - در مصاحبه با شبکه بی بی سی- نشان از امیدهای بسیاری بالاخص در آن سوی آتلانتیک نسبت به اوباما دارد.
در داخل نیز ایالات متحده گرفتار مشکلات بی شماری است. بحران بخش مسکن، بهداشت، آموزش، انرژی های جایگزین و از همه مهمتر بحران اقتصادی کنونی، چالشهایی هستند که گریبانگیر رئیس جمهور جدید هستند. با وجود که پیروزی اوبامای سیاه پوست را می توان به منزله پایان سیاست های نژادی در آمریکا دانست ولی هنوز مشکلاتی هستند که جز با داشتن یک استراتژی کلان بلند مدت و مصرف هزینه های کلان قابل حل نیست. این در حالی است که اقتصاد آمریکا با بحران بدهی های 12 میلیارد دلاری روبه رو است. با وجودی که دولت بوش 700 میلیون دلار برای کمک به اقتصاد بحران زده کشور بالاخص بخش بیمه و بانکداری تزریق کرد، این وظیفه اوباما است که مدیریت نهایی این کمک را از ماه ژانویه آینده بر عهده بگیرند. شاید به جز روزولت در دهه 1930 ، اوباما تنها رئیس جمهور تاریخ آمریکا باشد که باید با چنین مشکلات عمیقی دست و پنجه نرم کند. حال باید منتظر بود و دید که این رئیس جمهور جوان اما تقریبا کاریزماتیک با کادر آزموده همراه خود چگونه با این چالش ها برخورد خواهد کرد!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات