
همواره خاورمیانه یکی از مناظق حساس و حیاتی سیاست خارجی آمریکا محسوب شده است و آمریکا در فضای فعلی آماده شده است بدون توجه به افکار عمومی و دهن کجی به سازمان های بین المللی با بکارگیری تمامی توانائیهای خود به صورت پنهان و آشکار در مقابل افکار جهانی تمامی قطعنامههای شورای امنیت را وتو کند و از جنایات بشری که اسرائیل در لبنان و فلسطین مرتکب میشود حمایتکرده و تحت هر شرایطی با ایجاد آتش بس مخالفت میکند و این جنایات را مبارزه با تروریسم تعریف کرده و حمایتهای بینالمللی را علیه حزبالله و به نفع اسرائیل دنبال میکند.امابا این همه علیرغم هیمنه نظامی وسیاسی اش مقاومت حزب الله سبب شده است که تاوان سنگینی را در قبال این خواسته بپردازد.
آمریکا با مدیریت خشن و با استفاده از ارتش ددمنش اسرائیل میخواهد در همین مقطع هدف خود را محقق کند تا مدیریت منابع انرژی، مناطق و راههای استراتژیک، مهار اسلام انقلابی به رهبری انقلاب اسلامی و مدیریت اقتصاد جهانی را با به چنگ آورد و خاورمیانه بزرگ را مدیریت کند.
در طول چند دهه اخیر همواره صهیونیستها آمریکا و سران ایالات متحده را تحت فشار خواستههای خوددر منطقه قرار میداد و آنها را وادار به اتخاذ تصمیم مبتنی بر اراده اسرائیل میکرد.امادر بحران اخیر وضعیت بالعکس شده است، آمریکا اختصاصاً وارد عرصه شده و مدیریت بحران را مستقیم دردست گرفته و حاضر به پذیرش خواستههای اسرائیل در خارج از خواستههای آمریکا نیست و با تحت فشار قرار دادن سران و مقامات رژیم صهیونیستی به دنبال طرحهای خود است.
آمریکا خاورمیانه را بهصورت آتش زیر خاکستر تبدیل کرده است که نمیتوان به طور قطع و یقین تحولات آتی منطقه را پیش بینی کرد.وبا این منوال زمینههای سقط صهیونیسم در منطقه فراهم شده است.