ا.هدایتی
امروزه نقش تاثیرگذار هنر در پی ریزی زیرساخت های فرهنگی یک جامعه برکسی پوشیده نیست. این موضوع در حقیقت از جایگاه رفیع هنر به خصوص فیلم و تئاتر در آموزش و ترویج باورهای موافق و گاه مغایر با هنجارهای جامعه خبر می دهد. به عبارتی اهل هنر همانگونه که می توانند همانند یک استاد دانشگاه یا معلم مدرسه، سهم بسزایی در رشد و شکوفایی و یا تعلیم و تربیت جامعه داشته باشند ،می توانند در اضمحلال و فروپاشی بنیان های اخلاقی و اعتقادی و حتی زیر ساخت های علمی جامعه نیز نقش غیر قابل انکاری را ایفا کنند.
اما در حالی که توقع می رود، هنر علی رغم گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی یکسره در خدمت تعالی جامعه گام بردارد، برخی افراد معلوم الحال آگاهانه یا ناآگاهانه در تلاش هستند تا با سوء استفاده از این موقعیت، خواسته بیگانگان و یا افکار مسموم خود را به نام دفاع از حقوق مردم و به ویژه زنان، به جامعه تحمیل نمایند.
تعداد معدودی از عوامل فعال در این عرصه، همواره تلاش کرده اند تا در یک اقدام فراگیر و هماهنگ با دشمنان ایـــن مرز و بوم و البته کاملا ابزاری نسبت به جنس مونث، به جای کمک به کاهش معضلات و ناهنجاری های آموزشی و اخلاقی جامعه، به نام زن و به بهانه های مختلف از جمله بیان مشکلات قشر بانوان که تناسب چندانی با واقعیات موجود نداشته و عمدتا ساخته و پرداخته ذهن بیمار خود این افراد بوده، مکنونات و خواسته های قلبی خویش را در قالب فیلم به نمایش گذارند. فیلم هایی که دستمایه اکثر آنها بیان به اصطلاح مشکلاتی مانند؛ محدودیت در روابط و تعاملات اجتماعی زنان، نادیده گرفتن حقوق زن در اسلام، القاء نوعی ظلم پنهان و سلب آزادی اجتماعی نسبت به زن در جامعه ایرانی و امثال این موارد بوده و در ایـــن رهگذر از جاذبه های موضوعی کار، برای جلب مخاطب بیشتر و فروش بالاتر گیشه بهره ببرند.
این القائات کاذب در حالی صورت می گیرد که تهیه کنندگان اینگونه فیلم ها با بزرگنمایی بیش از حد معضلات عمومی و عادی جامعه و با نمایش و ترویج بی غیرتی و بی بند و باری در روابط بین زن و مرد در فیلم هایشان، نه تنها کمکی به رفع مشکلات زنان در جامعه نمی کنند، بلکه با دامن زدن به مسائلی که شاید توسط تعداد محدودی از افراد شهوت پرست و منحرف در جامعه بروز می یابد، کانون خانواده را در معرض تعمیم این ناهنجاری ها و خطر تزلزل و فروپاشی بیشتری قرار می دهند.
بررسی مضمون و محتوای فیلم هایی مانند: «زن زیادی»،« همیشه پای یک زن در میان است»، «زن ها فرشته اند» و «زن دوم» که با سوء استفاده از واژه زن، بطور مستقیم شأن و منزلت و جایگاه والای زنان در جامعه را مورد هدف قرار داده و همچنین فیلم هایی مانند:«هوو»، «توفیق اجباری»، «سالاد فصل»، «آب و آتش»، «کافه ستاره»، «چــه کسی امیر را کشت»،«به همین سادگی» و سایر فیلم های مشابه که بطور غیرمستقیم به موضوع زن پرداخته اند، علی رغم اینکه به ظاهر مشکلات زنان و نقش آنان در خانواده و جامعه را مورد توجه قرار داده اند، اما در واقع در بسیاری از آنها به طور کاملا زیرکانه و در برخی از موارد بطور کاملا ناشیانه و شاید ناآگاهانه به تبلیغ و ترویج روابط نامتعارف و بعضا غیراخلاقی بین زن و مرد اقدام شده است.
روند ترویج بی بند و باری در این فیلم ها به گونه ای است که بر خلاف عرف و ارزش های اسلامی و اجتماعی که متضمن حفظ کانون خانواده هاست، به زن ها می آموزد که حد و مرزی در برقراری روابط بین زن و مرد وجود ندارد و حتی زن ها می توانند برای طرح مشکلات مربوط به حریم خصوصی خانواده و رفع اختلافات خانوادگی، به جای کمک خواستن از ریش سفیدان و بزرگان فامیل، بدون هیچ محدودیتی از مردان نامحرم و غریبه کمک خواسته و به ظاهر حتی در پی یافتن راه حل برای رفع مشکلات شان، با آنان در هر مسیر و راهی تا ناکجا آبادها همراه شوند و به مردان شهوترانی که در جستجوی چنین فرصت هایی هستند نیز یاد می دهند که چگونه می توانند با فریب و نیرنگ به مطامع شیطانی خود در این زمینه دست پیدا کنند.
برخی نیز در اینگونه فیلم ها به بهانه طرح مشکلات ازدواج، به دختران و پسران سنت شکنی را آموخته و با استفاده از زبان تصویر به آنان القا می کنند که چگونه با الگوگیری از فرهنگ غرب، زن و مرد نامحرم می توانند بر خلاف حجب و حیاء اسلامـی و ایرانی، در زندگی روزمره خود چشم در چشم یکدیگر دوخته و با گرفتار شدن در فریب های زود گذر، سرود عاشقانه سر دهند و حتی برای دست یابی به خواسته های نفسانی و تمایلات شهوانی خویش، با کنار گذاشتن تمام آداب و سنن ارزشمند اجتماعی و اسلامی و بدون در نظر گرفتن عواقب کار و مصالح خود و خانواده و بدون اذن ولی و سرپرست خود، کانون پر مهر خانواده را ترک نمایند. علاوه بر این در اکثر این فیلم ها با عادی جلوه دادن بدحجابی زنان، در واقع بطور غیر رسمی مجوز لازم برای تسری این ناهنجاری اجتماعی به مخاطبین و جامعه داده می شود.
در کنار این عوامل، در بسیاری از فیلم های مذکور گرایش به تجمل گرایی، ترویج چشم و هم چشمی، حضور پر رنگ خانم ها در اماکنی مانند: کافی شاپ ها و قهوه خانه ها که حالا شکلی امروزی به خود گرفته و آلوده کردن موضوع و محیط های ورزشی از جمله برگزاری تورهای مختلط کوهنوردی با دوستان نامحرم یا حتی مواردی مانند؛جایگزین نمودن استفاده از غذاهای آماده و خارجی نامانوس با ذائقه و عادت غذایی مردم که عمدتا مصرف آنها از سوی وزارت بهداشت نیز نهی شده به جای غذای سنتی و سایر موارد مشابه به راحتی تبلیغ و ترویج می شود.
همه این وقایع که تصویری است واقعی از برداشت این افراد نسبت به واژه گران بهای آزادی، در حالی در کشور ما رخ می دهد که متاسفانه زن محوری با نگاه ابزاری، در اکثر فیلم های ایرانی به یک موضوع تکراری و کلیشه ای و عمدتا سطحی و بی محتوا تبدیل شده است و برخی از مسئولین بخش فرهنگی کشور نیز با غفلت از آسیب شناسی لازم برای پیشگیری از این حرکت خزنده و مرموز که قطعا با هدایت دشمنان صورت می گیرد، به سرعت فرصت های طلایی موجود را برای هدایت ظرفیت های فرهنگی کشور در مسیر ساخت فیلم های به اصطلاح فاخر و منطبق با شأن و منزلت ملت فهیم و معتقد ایران اسلامی از دست می دهند، بگونه ای که گسترش روز افزون وضعیت مورد اشاره، نگرانی های زیادی را برای فیلمسازان متعهد ایجاد می کند.