صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۰  ، 
کد خبر : ۶۰۱۲۹

عزل رضاخان به بهای اشغال ایران


در سحرگاه بیست و پنجم اوت 1941 (سوم شهریور 1320)، نیروهای نظامی انگلیس و شوروی از مرزهای ایران در شمال و جنوب غربی عبور نموده و به خاک ایران هجوم آوردند. چندساعت پس از آغاز تهاجم، سفرای انگلیس و شوروی آخرین یادداشت مشترک خود را تسلیم دولت ایران نمودند که در آن دلیل حمله به ایران وجود اتباع آلمانی در این کشور و اعمال خرابکارانه آنها و نیز بی توجهی دولت ایران به یادداشتهای انگلیس و شوروی مبنی بر اخراج آلمانیها از خاک ایران ذکر گردیده بود.
درباره دلائل واقعی ورود متفقین به ایران نظرات متعددی وجود دارد. برخی معتقدند پس از اتحاد انگلیس و شوروی در جنگ جهانی دوم، ضرورت ایجاد یک خط تدارکاتی برای ارسال کمک به شوروی کاملا احساس می گردید. پس از بررسی، مناسب ترین راه کمک رسانی به آن کشور از طریق ایران تشخیص داده شد. این راه، امکان گسیل فوری نیروی هوایی متفقین برای تقویت جبهه شوروی و همچنین امکان ارسال مطمئن و بدون خطر نابودی کالا توسط نیروهای دشمن را به شوروی ممکن می ساخت. ضمن آنکه انگلیس، جدای از کمک به شوروی، انگیزه دیگری نیز در ایران داشت و آن حفاظت از حوزه های نفتی خود در برابر تهدیدات داخلی و خارجی (خرابکاری آلمان) بود. بدین ترتیب راه ایران یکی از دلایل عمده اشغال ایران ذکر گردید.
از دیگر دلائل مطرح برای حمله متفقین به ایران خطر ستون پنجم آلمان در ایران برای متفقین ذکر شده است. البته در این بین آرائی که حاصل التقاط و درهم آمیختگی دو نظر ذکرشده باشند نیز وجود دارند.
در این بین برخی معتقدند طرح مسئله خطر وجود اتباع آلمانی در ایران و تقاضای اخراج کارشناسان آلمانی صرفا مقدمات دیپلماتیک اشغال ایران بوده است و از آنجا که دولت ایران صراحتا بی طرفی خود را در جنگ اعلان داشته بود، متفقین به دنبال دستاویزی بودند تا بدان وسیله اشغال نظامی این کشور را توسط نیروهای خویش در نظر جهانیان موجه جلوه دهند. در این راستا متفقین، حضور آلمانی ها در ایران را دستاویز قرار داده و دست به تبلیغات گسترده ای در مورد فعالیت ستون پنجم و جاسوسان آلمانی در ایران زدند. متفقین عنوان می کردند که وجود آلمانی ها برای آنان ایجاد خطر نموده است.
نکته قابل توجه درباره اشغال ایران اینکه دولت انگلستان برای این اقدام باید هزینه می پرداخت، موضوعی که در گذشته برای آن کشور تکرار شده بود. در جنگ جهانی اول هنگامی که انگلیسیها وارد جنوب ایران شدند، با مقاومت نیروهای تنگستانی و دشتستانی روبه رو گردیدند. در شمال ایران نیز نیروهای میرزا کوچک خان جنگلی در برابرشان صف آرایی کرده بودند. حتی وقتی قرارداد 1919 مطرح شد، مردم در ایران شورش نمودند. انگلیسی ها با تاریخ این ملت آشنا بودند و می دانستند که ورود نظامی به کشور با مقاومتهای مردمی همراه خواهد بود.
بنابراین باید سناریوی جدیدی را طراحی می نمودند که آن عزل رضاخان بود. پادشاه قلدری که در طول 15 ، 16 سال سلطنت، هم قتل کرده، هم جنایت نموده و هم خفقان آورده و از غارت اموال کشور نیز دریغ ننموده بود. او حتی علیه مذهب و شعار دینی و کهن این سرزمین نیز اقدام کرده و در مجموع به چهره منفور ملت مبدل شده بود. در دوران رضاخان به رغم همه تبلیغاتی که صورت گرفته است، جدی ترین دوران قحطی را در این سرزمین شاهد بوده ایم بطوری که با توجه به زاد و ولدهای بسیار در این دوره، جمعیت ایران از قبل از رضاخان به بعد از او تقریباً نصف گردید! که بخش عمده آن به خاطر سیاستهای غارتگرانه و ضدتولیدی بود که رضاخان اجرا نمود.
طبیعی است که در چنین شرایطی، عزل فردی چون رضا پهلوی می تواند فضای جدیدی را ایجاد نموده و نوعی رضایت و همراهی را برای ملت ایران در قبال عزل شاه مستبد به همراه داشته باشد و از سویی دیگر ملت ایران در غفلتی تاریخی فراموش نمایندکه این اقدام توسط اشغالگرانی صورت گرفته است که خود تا دیروز حامیان این شاه مستبد بودند. در واقع امر عزل رضاخان به بهای اشغال ایران بدست آمد؛ سناریویی که پس از چند دهه در ماجرای اشغال عراق و عزل صدام تکرار گردید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات