صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۲  ، 
کد خبر : ۶۰۱۸۴
بحران و رویکردهای آمریکا و ناتو در افغانستان و پاکستان

چندگانه


عماد کمال جو
معمولا ماه های پایانی حکومت در آمریکا، زمان اصلی ارزیابی و بازسازی سیاستهای جدید در این کشور است ولی شرایط ویژه و فوق العاده آمریکا در خاورمیانه که ناشی از سیاستهای ناکارآمد بوش در عراق و افغانستان است، بر حساسیت و ضرورت ارزیابی ها و بازاندیشی برای سیاستهای جدید افزوده است.
6 سال پس از اشغال افغانستان ، که با هدف نابودی طالبان و دستگیری بن لادن و ایجاد حکومت دموکراتیک و با ثبات به اجرا درآمد، امروز هیچیک از اهداف مذکور در افغانستان حاصل نشده و بلکه بر پیچیدگی اوضاع نیز افزوده شده و یکی از نمادهای آن مواد مخدر است که ده ها برابر بر تولید و تجارت آن اضافه گردیده است.
آمریکا و ناتو با استقرار ده ها هزار نیرو در افغانستان ، اعتراف می کنند که با بحران جدی در این کشور روبه رو بوده و اعضای ناتو تمایلی به افزایش نیرو و یا حضور در مناطق درگیر جنوب و شرق افغانستان ندارند.
عملیات های طالبان روبه فزونی گذاشته و در واقع با پشت سرگذاشتن فصل برداشت تریاک که یک حضور انگلیسی مرموز آن را همراهی می کند، باید شاهد افزایش عملیاتهای طالبان نیز باشیم. خصوصا اینکه تجارت تریاک و درآمدهای آن، موتور محرک و پشتوانه مالی جنگ طالبان می باشد. آمریکا و ناتو نیز برای اینکه قافله را نبازند بر شدت عملیاتهای خود افزوده و از طالبان تلفات می گیرند ولی شیوه عملیاتی آنها نیز مانند طالبان تغییر کرده است. مدل و شیوه عملیاتی ناتو و آمریکا، از عملیاتهای زمینی به بمباران هوایی و شلیک موشک تغییریافته تا از استمرار و افزایش تلفات نیروهایشان جلوگیری کنند و طالبان نیز با کسب رایزنی و مشاورهای جدید، از حالت حملات جبهه ای به عملیاتهای پارتیزانی و هسته های عملیاتی روی آورده تا هزینه های عملیاتی و تلفات خود را کاهش دهد. با اینکه انتظار می رفت عملیاتهای انتحاری طالبان گسترش کمی و کیفی پیدا کند ولی این شیوه عملیاتی افزایش نیافته و صرفا بر حفظ کمیت های عملیاتی تکیه شده و تنوع عملیاتی طالبان نیز ثبت شده است.
در عرصه سیاسی، حکومت کرزی نتوانسته به نماد ملی تبدیل شده و طالبان را جذب کند و مذاکرات انگلیسی که نزدیکی زیادی به طالبان پیداکرده ( و حتی به نقش آنها در فرار زندانیان طالبان از قندهار تاکید می شود) و نگرانی آمریکایی ها را برانگیخته، به توافق با طالبان منجر نشده است. علت این است که طالبان حق خود را بیشتر از پیشنهادات انگلیسی می داند و کل حکومت را می خواهد. این در حالی است که نیروهای ناتو و آمریکا که در مهار مناطق طالبان عاجز شده اند، به وعده های مالی خود برای حمایت از کرزی نیز عمل نکرده و پس از 6 سال، ساخت ارتش افغانستان از سقف رویا فراتر رفته، ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان از هنگ نیروهای پیاده و سلاح متوسط فراتر نرفته اند. ناکامی آمریکا و ناتو و واگرایی اعضای آن که اولویت های متفاوتی با یکدیگر احساس می کنند موجب شده تا رفته رفته حضور روسیه وهند نیز در صحنه افغانستان قوت یابد و پاکستان که این کشور را حیات خلوت امنیتی و عقبه و عمق استراتژیک خود در قبال هندوستان می داند، بانگرانی بدنبال شرایط مطلوب خود باشد.
اگر چه حکومت مشرف خود را هم پیمان آمریکا در مبارزه با تروریسم می داند و دست به اقداماتی نیز زده و از کمک ده میلیارد دلاری آمریکا هم طی 5 سال بهره مند شده ولی از سوی دیگر نمی تواند نسبت به افغانستان و جایگاه آن در امنیت و منافع ملی پاکستان چشم پوشی کند و آن را نادیده گرفته وحق و سهمی برای خود قائل نشود.
همین امر موجب شده تا آمریکا، همواره حکومت مشرف را با رفتاری دوگانه ارزیابی کرده و آن را تحت فشار قرار دهد. فعال سازی خانم بوتو و نوازشریف که در پروژه مشترک با انگلیسی ها به اجرا درآمد و انتخابات پارلمانی و تشکیل حکومت ائتلافی و در واقع تقسیم قدرت سیاسی در پاکستان به منظور مدیریت و کنترل مشرف و بخش نظامی و رویکردهای آن بود.
از آنجا که حزب مردم و حزب نواز شریف، همگرایی تاریخی نداشته اند، همکاری در ائتلاف جدید حکومتی برایشان دشوار است. حتی اگر در محور تضاد با مشرف باشد. شاید به همین دلیل است که حکومت گیلانی، توافق با طالبان پاکستان را پذیرفته و اجرای مصوبه الحاق سیستم اطلاعات نظامی به وزارت کشور پاکستان را لغو نموده است.
البته سیستم اطلاعات نظامی ISI نیز به نحوی عمل می کند تا هم به بخشی از مطالبات آمریکا و هم به بخشی از نیازهای حکومت گیلانی پاسخ داده و زمینه توافق گیلانی و طالبان پاکستان را فراهم کند. این توافق برای هر دو طرف سودمند است ولی منافع آمریکا را تامین نمی کند. گیلانی بدنبال مدیریت و کنترل طالبان پاکستان است و طالبان پاکستان، آرامش با حکومت را در مناطق سوات و وزیرستان و قبایلی به نفع استراتژی خود در پیوند با طالبان افغانستان می داند. حاصل کار اینکه آمریکا بازنده این معادله است. لذا ملاحظه می کنیم که در سفر گیلانی به واشنگتن ، بجای کمک های مالی، به ارائه کمکهای نظامی بسنده شده و پس از این دیدار، نشست نواز شریف و زرداری (حزب مردم )به ضرورت فشار و برکناری مشرف تکیه و تاکید دارد.
البته بعید است آمریکا برای پاکستان هرج و مرج را تجویز کند ولی از اهرمهای خود برای متعادل کردن طرفهای مختلف استفاده می کند. می توان چنین افزود که تلاشهای آمریکا در ولایت بلوچستان پاکستان که از طریق حمایت از حزب ناسیونال ملی ( عوام) بلوچستان و دیگر مولفه های اجتماعی در ترکیب جمعیتی دنبال می شود، کارکردهای فراپاکستانی داشته و ضمن فشار به ایران ، قصد دارد در مجموعه حکومتی پاکستان نیز دست به مهندسی و اصلاح رفتار بزند.
از دیدگاه آمریکا ، اقدامات فوق برای فشار به مشرف و یا فشار به حکومت گیلانی، تلاش مناسبی برای تعدیل سیاستهای آنها و همسوتر نمودن آن با مطالبات مرحله ای آمریکا است.
با اینکه مقوله امنیت چه در افغانستان و چه در پاکستان و موضوع بن لادن، القاعده و طالبان به کابوس نیروهای آمریکایی و ناتو مبدل شده و گزارشهای موجود حاکی از فعال شدن مجدد حضور القاعده غیربومی در پاکستان و افغانستان است و با همین توجیه، مقامات آمریکایی تغییر اولویت آمریکا از عراق به افغانستان را مورد تاکید قرار داده اند.
مسائل قابل توجهی در مقوله امنیت، نوع ارتباط و نگاه آمریکا ، انگلیس ، اروپا ، ناتو به القاعده، طالبان و مواد مخدر وجود دارد و به عنوان مثال آمریکا خود را مصون از موج موادمخدر افغانی می داند و صرفا با «ماری جوانا» که از آمریکا لاتین به آمریکا می رسد، خود را تنظیم می کند. لذا گسترش موادمخدر افغانی وتجارت آن را برای فشار به اروپا مناسب می داند تا هر چه بیشتر خود را در خطر دیده و با آمریکا همکاری کند. انگلیس مشکلی با تریاک ندارد و کشت و تجارت و انتقال آن را برای سیاستهای خود مفید می داند، ولی اروپا که بیشترین استفاده کننده از مشتقات تریاک است نگران این تجارت و انتقال آن به اروپا است. این تفاوت در ارزیابی به تنوع در رویکرد این طرفها با بازیگران داخلی افغانستان و پاکستان منجر شده و واگرایی موجود در ناتو بعلت تنوع در اولویت ها و نوع حساسیت و مطالبات می باشد.
به هر حال آمریکا برای مدیریت اوضاع افغانستان به سیاستهای کارآمدتری در پاکستان نیاز داشته و عملیات نظامی مستقل در مناطق طالبان پاکستان و تحریک کرزی برای مواضع تند علیه پاکستان که به تنش یک ماه گذشته منجر شده، حاصل این رویکرد آمریکایی است.
آخرین جمع بندی غربی ها که از طریق مراکز مطالعاتی و تصمیم گیری آنها در کانادا و اروپا منتشر شده و آمریکا نیز در همان چارچوب فکر می کند این است که ، ناتو در افغانستان شکست خورده و اساس این شکست را در پایه های غلط در پیمان و توافق بن لادن می دانند که طالبان را از ساخت حکومتی حذف نمود. البته این جمع بندی مشابه همان ارزیابی آمریکایی در عراق است که حذف حزب بعث و سیستم اطلاعاتی و نظامی دوره صدام را اقدامی اشتباه دانسته و همکاری با این جریان را در دیدگاه های کسینجر و یا گزارش بیکر- هامیلتون و توصیه های آن شاهد بودیم.
رویکرد فعلی آمریکا و ناتو در افغانستان و پاکستان ، حفظ وضع موجود با تکیه بر قدرت سخت و کارسازی و بهینه نمودن اوضاع با تکیه بر قدرت نرم می باشد تا از اعلام شکست و ضرورت خروج از افغانستان جلوگیری نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات