صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۱  ، 
کد خبر : ۶۰۲۱۳

پس از صدور فرمان امام


سیدمهدى حسینى
مرا به دور لب دوست هست پیمانی
      که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه
روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جریان های وابسته به استکبار جهانی و عناصر وابسته به رژیم شاه و ساواک و گروهک ها و احزاب شکست خورده در استان های مرزی ایران اقدام به برپایی آشوب و درگیری می کردند. در مقابل این اقدامات آشوبگرانه ضد انقلاب، گروهی از جوانان وفادار به انقلاب و امام به نام «پاسداران» سازماندهی شدند و گروه گروه از تهران و دیگر شهرستانها به این مناطق درگیری اعزام می شدند تا با جان خویش از انقلاب دفاع کرده و آشوبگران را سرکوب نمایند. دراین بین گاه حوادث تلخ بوقوع می پیوست که دل ملت و امام را داغ دار می نمود. یکی از این حوادث ، ماجرای محاصره پاوه بود که در اواخر مردادماه سال 1358 بوقوع پیوست و درست مصادف بود با گشایش مجلس خبرگان بررسی نهایی پیش نویس و تدوین قانون اساسی. در این ماجرا مجموعه ای متشکل از 5 هزار نفر مجهز به سلاحهای سنگین و سبک به شهر پاوه حمله ور می گردند و در ابتدا کلیه راه های ورودی به پاوه را بسته و تعدادی از پاسداران را دستگیر می نمایند. سپس با جدا کردن سر از بدن آنها سرهای بریده شان را در داخل شهر می چرخانند.باقی مانده پاسداران، وفاداران به امام و انقلاب، در یک جنگ نابرابر مقاومت می کنند.
ضدانقلاب حتی آب آشامیدنی را برروی آنها می بندد و درخواست می کند که تسلیم شوند. سرهای بریده شده پاسداران را در معرض دیدشان قرار می دهند. آنها با لبی تشنه و بدنی خونین و مجروح تا بامداد 25 مرداد مقاومت می کنند. در آخرین لحظات بود که این گزارشات به نوعی به اطلاع امام رسانده می شود. حضرت امام فورا طی فرمانی شهید چمران و تعدادی دیگر از مسئولان نیروهای مسلح وقت را مامور ختم غائله می نماید، در حالیکه شهر کاملا در محاصره است چمران و همراهان با یک هلیکوپتر به کمک آنها می شتابند که آنها نیز در حلقه تنگ محاصره قرار می گیرند. در چنین حال و هوایی ناگهان فرمان امام صادر می شود که :« از اطراف ایران گروه های مختلف ارتشی و پاسداران و مردم غیرتمند تقاضا کرده اند که من دستور بدهم به سوی پاوه رفته و غائله را ختم کنند، من از آنان تشکر می کنم و به دولت و ارتش و ژندارمری اخطار می کنم اگر با توپ ها و تانک ها ، قوای مجهز تا 24 ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود ، من همه را مسئول می دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می دهم که فورا با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام پادگانهای ارتش و ژاندارمری دستور می دهم که بی انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می دهم وسایل حرکت پاسداران را فورا فراهم کند تا دستور ثانوی، من مسئول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نمایند، با آنان عمل انقلابی می کنم...»
پس از صدور فرمان امام و حضور مردم در صحنه، نیروهای ضدانقلاب از اطراف پاوه پا به فرار گذاشتند و به قسمت کوه های مرزی به طرف عراق عقب نشینی کردند. اما در بین راه از هیچ جنایتی فروگذار نکردند. آنان در سر راه خود به مقرهای سپاه حمله می کردند و بیماران را از روی تخت بیمارستان ها به پایین می کشیدند و سرهایشان را جدا می کردند و فرار می کردند...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات