صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۸  ، 
کد خبر : ۶۰۲۸۸

واشنگتن ـ اسلام‌آباد سیاست کج‌دار و مریز


قاسم غفوری
پاکستان که بیش از یک سال است با بحران های سیاسی و امنیتی مواجه است اکنون در موقعیتی قرار گرفته که بسیاری آن را آغازگر جنگ این کشور با ائتلاف بین المللی می دانند. پس از معرفی مشرف به عنوان رئیس جمهور غیرنظامی و برگزاری انتخابات پارلمان که تشکیل دولت ائتلافی را به همراه داشت پاکستان برای تحقق اهداف امنیتی و حل بحران های سیاسی گام برداشت اما برخی تحولات منطقه ای این روند را با چالشهایی مواجه ساخت. دولتمردان پاکستان برای حل بحران های داخلی که در یکسال گذشته صدها قربانی داشته، به امضای توافقنامه امنیتی با طالبان مرزنشین پرداخت.
این رویکرد که تحرکی مثبت برای برقراری امنیت داخلی بود با واکنش تند نیروهای حاضر در افغانستان مواجه شد. نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا که ناکامی های بسیاری در افغانستان متحمل شده اند این توافقنامه را مغایر با خواسته های خود دانستند لذا برای لغو آن فعال شدند. در کنار تحرکات سیاسی و حضور مکرر مقامات آمریکایی و اروپایی در پاکستان، حملات نظامی آمریکا و ناتو به مناطق مرزی پاکستان نیز اجرا شد که صدها قربانی گرفت.
هر چند که آمریکایی ها این تحرکات را برای تامین امنیت افغانستان عنوان می کردند اما روند تحولات بیانگر فعالیتهای سازماندهی شده از سوی آمریکا در قبال اسلام آباد است که پیش زمینه های آن به ماهها قبل باز می گردد. در طی یک سال گذشته نمایندگان کنگره و دولتمردان کاخ سفید تاکید دارند که فعالیتهای هسته ای و نظامی پاکستان و حضور مراکز دینی و گروههای افراطی در این کشور تهدیدی برای واشنگتن است. این دیدگاه چنان پیش رفت که بسیاری از سیاسیون و نظامی های آمریکا حتی «مک کین» و «اوباما» نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر اصل حمله نظامی به پاکستان تاکید کردند. با توجه به این پیش زمینه ها و تحرکاتی که غرب در صحنه سیاسی پاکستان برای جلوگیری از ایجاد دولت متحد و مقتدر انجام داده اند، اهداف کلان آنها در قبال اسلام آباد را تحرکی فراگیر با اهدافی خاص دانست.
1) آمریکایی ها در محور کاری خود نظارت بر فعالیتهای هسته ای کشورها را تدوین کرده اند. در حالی که آنها با هند توافقنامه همکاری هسته ای امضا کردند که پاکستان از این روند خودداری کرده و خواستار حفظ استقلال هسته ای اش شده است. واشنگتن برای تسلط بر فعالیتهای هسته ای پاکستان به ویژه جلوگیری از گسترش همکاری هسته ای چین و روسیه با این کشور اصل دست یابی تروریست ها به این تاسیسات را بهانه کرده و تلاش دارند تا به این بهانه اسلام آباد را تحت فشار قرار داده تا اجازه دهد آمریکا بر فعالیتهای هسته ای اش نظارت و کنترل داشته باشد. آمریکایی ها دست یابی بنیادگرایان اسلامی به فن آوری هسته ای را تهدیدی برای خود می دانند.
2) آمریکا و متحدانش در افغانستان در طول 7 سال گذشته هیچ دستاوردی نداشته اند. اسناد نشان می دهد که آنها با هزینه های سنگین، کم ترین کارکرد را داشته اند. در شرایطی که دولتمردان کاخ سفید ماههای آخر کاری خود را سپری می کنند از سوی دیگر مقامات اروپایی نیز با انتقادهای داخلی مواجه هستند، سیاست اشغالگران افغانستان بر یافتن مقصری برای ناکامی هایشان استوار شده است. با توجه به اینکه آنها نتوانستند اتهامات مکرر خود را اثبات کنند اینک ایران انگشت اتهام را به سوی «پاکستان» دراز کرده است. بهانه آنها حضور طالبان در پاکستان و برخی نگاههای توسعه طلبانه اسلام آباد به مناطق مرزی است. اشغالگران افغانستان با متهم ساختن پاکستان، تلاش دارند تا ضمن وا داشتن این کشور به همکاری نظامی با طالبان، آنها را عامل اصلی بحران افغانستان معرفی کنند به این ترتیب به زعم خود از بازخواست افکار عمومی دور می مانند.
3) آمریکایی ها تلاش می کنند تا از تقویت همکاریهای منطقه ای چین، ایران، پاکستان و هند و همبستگی آنها در مسائل سیاسی، اقتصادی و ... جلوگیری نمایند.
آنها با اعمال فشار بر پاکستان خواستار استقرار پایگاه های نظامی بیشتری در این کشور می باشند تا در نهایت با ایجاد بحرانهای امنیتی و نظامی منطقه ای میان کشورهای مذکور مانع اجرای این ائتلاف شوند.
4) دولتمردان ساکن کاخ سفید از آنجایی که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار دارند تلاش می کنند تا با انتخاب «جان مک کین» سیاستهای منطقه ای و بین المللی خود را استمرار بخشند. در این میان جمهوری خواهان برآنند تا همچنان سیاست بحران های امنیتی را به بهانه تهدیدات تروریستی حفظ نمایند. آنها با اعمال فشار بر پاکستان تلاش دارند تا برای اجرای این مهم گام بردارند چنانکه از هم اکنون طرح حمله به پاکستان را اعلام کرده اند.
در نهایت می توان گفت که بحران های ایجاد شده در پاکستان و تشدید حملات آمریکا به این کشور برگرفته از سیاست های توسعه طلبانه و ناتوایی های آمریکا در افغانستان است که سبب شده تا چالشهای بسیاری برای اسلام آباد ایجاد گردد. با تمام این تفاسیر آمریکایی ها برای حفظ موقعیت منطقه ای و جلوگیری از تشدید چالشهای منطقه ای چاره ای جز حفظ مناسبات با اسلام آباد ندارند هرچند که با سیاست کج دار و مریز برای اعمال فشار بر این کشور فعالیت می کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات