فرزان شهیدی
عملیات تبادل اسرا میان حزب الله و رژیم صهیونیستی بازتاب های گوناگونی در داخل اسراییل داشته است. عمده تحلیل ها در داخل اسراییل حاکی از آن است که این تبادل، از سویی یک شکست راهبردی را برای اسراییل رقم زده و از دیگر سو پیروزی بزرگی را برای خصم دیرین یعنی جنبش حزب الله به ارمغان آورده است.
برخی مقامات و رسانه های اسراییلی می گویند اگر قرار بود تبادل اسرا صورت گیرد چرا در همان ابتدا انجام نشد و اصولا چه نیازی به برافروختن جنگ سی وسه روزه بود؟
این تحلیل در جایی مطرح می شود که جنگ تابستان 1385 نتوانست دو سرباز اسراییلی را آزاد کند و بلکه شکست تلخی را به اسراییل وهم پیمان آن یعنی ایالات متحده آمریکا تحمیل کرد. منتقدان دولت اولمرت قائل به آنند که دولت در برآورد توانمندی های حزب الله دچار اشتباه بزرگی شد و بی محابا وارد جنگی شد که هیچ یک از اهداف آمریکا و اسراییل (نابودی حزب الله و آزادی سربازان ربوده شده) را محقق نساخت.
روزنامه یدیعوت در مقاله ای نوشته است: معمولا دولت ها برای دستیابی به اهداف خود ابتدا راه های دیپلماسی و سیاسی را برمی گزینند و جنگ همواره آخرین گزینه است، اما دولت اسراییل عجولانه آخرین راه حل را برگزید و چون از طریق جنگ موفق به تحقق اهداف خود نشد، نهایتا پس از دو سال به دیپلماسی و مذاکره روی آورد وهزینه زیادی را به خود و ملت اسراییل تحمیل کرد، به همین خاطر روز تبادل اسرا برای لبنانی ها روز جشن و شادی و پیروزی بود، اما برای ما اسراییلی ها روزی شوم و نکبت بار بود!
در همین راستا روزنامه هاآرتص نوشته است: اسراییل برای آزادی دو سرباز خود هزینه زیادی را پذیرفت و با برافروختن جنگی شتابان، به خاطر این دو نفر، جان ده ها تن از سربازان و اسراییلی های بی گناه را ستاند!
تحلیلگر روزنامه معاریف هم همسو با منتقدان دولت نوشته است: در تصمیم گیری جنگ، سرنوشت دو سرباز ربوده شده برای دولت اهمیتی نداشت و حتی سوال جدی از زنده یا مرده بودن آن ها مطرح نشد. در واقع تصمیم به جنگ از ابتدا گرفته شده بود و ربطی به دو اسیر نداشت.
یکی از مطبوعات دیگر رژیم صهیونیستی به مناسبت تبادل اسرا تیتر اول خود را چنین نگاشت: «شکست غرور» و تاکید کرد دولت اولمرت در جنگ دوم لبنان خیانت کرد و قدرت بازدارندگی و اسطوره ارتش را که سال ها موجب غرور اسراییلی ها بود درهم شکست.
از سوی دیگر ایهود اولمرت نخست وزیر ورشکسته اسراییل علاوه بر ناکامی های مذکور، درگیر پرونده فساد مالی شده و قرار است در شهریور ماه آینده به دنبال انتخابات در حزب کادیما، از صحنه قدرت خداحافظی کند.
برخی تحلیلگران اسراییلی اظهار می کنند اولمرت برای رهایی از پیامد شکست های سیاسی و نظامی به شگردهای تازه ای روی آورده است از جمله فعال سازی پرونده مذاکره با سوریه. اولمرت در سفر چند ماه پیش خود به ترکیه، از اردوغان خواسته بود جهت از سرگیری این مذاکرات به میانجی گری بپردازد.
بر این اساس اولمرت قصد جدی در پیشبرد روند سازش (چه با سوریه و چه با فلسطینیان) ندارد و تنها در صدد بهره برداری تاکتیکی از این مذاکرات است. آتش بس با حماس هم هر چند از سر ضعف و ناچاری صورت گرفت، اما اولمرت تلاش زیادی کرد تا از آن به عنوان یک دستاورد امنیتی برای شهروندان اسراییلی یاد کند. به اعتقاد ناظران اسراییلی اولمرت اساسا در حد و اندازه سیاستمداران بزرگ اسراییلی مانند سلف خود، شارون نیست که قادر به انجام اقدامات بزرگی همچون عقب نشینی از جولان و یا زمینه سازی برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی باشد.
در هر حال اولمرت این روزها در معرض تندترین انتقادات چه از سوی رقبای سیاسی و چه مطبوعات و نیز مردم اسراییل قرار دارد. با این حال وی موفق شده تا حدی از تبعات شکست ها رهایی یابد و حتی به دنبال انتشار گزارش های کمیته وینوگراد همچنان مسند خود را حفظ کرد. اما رسوایی فساد مالی و ماجرای تبادل اسرا کار او را دشوار کرده و به روزهای پایان حیات سیاسی خود نزدیک می شود. البته اولمرت به عنوان یک سیاستمدار قربانی، تاوان سیاست های نسنجیده خود را می پردازد، اما اسراییلی ها اذعان دارند که ضرباتی که طی دو سال اخیر به حیثیت رژیم صهیونیستی وارد شده است، به هیچ وجه قابل جبران نخواهد بود.