صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۶۰۳۵۴

واگرایی انتخاباتی دوم خردادی‌ها


مرتضى صفار هرندى
حوادث تابستان 78 به نتایج مورد نظر افراطی ها منتهی نشد. اما آنها با تکیه بر پشتوانه رسانه های داخلی و خارجی در اندک مدتی توانستند خود را باز یابند و با تمام توان به سوی هدف بعدی یعنی تسخیر قوه مقننه خیز بردارند. آنها چاره کار را در تداوم برنامه های گذشته خود از طریق مطبوعات یافته بودند. بدون هیچ پرده پوشی صفحات روزنامه هایی مثل نشاط دراختیار مخالفان دیرینه انقلاب قرار گرفته بود. افرادی مثل حسین باقرزاده ( عنصر مرتد و مارکسیست جریان منافقین و مقیم انگلیس ) اجازه می یافتند تا در مطبوعات دوم خردادی همنوا با نویسندگان داخلی احکام اسلام را خشونت آمیز معرفی کنند. مخالفت با این نظرات هم از سوی همین رسانه ها به عنوان خشونت طلبی مورد حمله قرار می گرفت. بنای دوم خردادی ها در این مطلب دقیقا تقابل طلبی با ایده رهبر معظم انقلاب درباره مرزبندی خودی و غیرخودی بود.
فارغ از بازتاب دادن نظرات افراد ضد انقلاب و مخالفان دیرینه جمهوری اسلامی و بلکه اسلام به خاطر نزدیک شدن افق منافع سیاسی آنها با دوم خردادی ها ، این رفتار ، نمایش مبارزه با مرزبندی مورد تاکید رهبری انقلاب بود. مطبوعات دوم خردادی ها همچنین پر بود از قلمفرسایی های دیگر مخالفان قدیمی جمهوری اسلامی در داخل کشور یعنی افرادی که خود را ملی مذهبی می خواندند. «ایران برای همه ایرانیان» شعاری بود که حزب مشارکت دقیقا با همین هدف انتخاب کرد.
مشارکتی ها حتی وقتی کار به تلاش های میانجی گرانه دبیر کل دو تشکل روحانی جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز انجامید در مقابل آن موضع منفی گرفتند. آنان در این مقطع در کنار ابراز همسویی با مخالفان انقلاب برآشتی ناپذیری جناح های داخل حاکمیت تاکید داشتند. سعید حجاریان در روزنامه خود (صبح امروز) در آن زمان این گونه به دعوت رهبر معظم انقلاب در این مورد پاسخ داد:« عده ای اساساً اختلاف را از موضعی شخصی و اخلاقی تفسیر می کنند و می پندارند با نصیحت و اندرز و موعظه و به اعتبار شأن و موقعیت اجتماعی و نفوذ معنوی خویش می توانند اشخاص و گروه ها را با هم آشتی دهند. اما واقعیت چیز دیگری است. اختلافات سیاسی و منازعه و مناقشه ای که در جامعه امروز ایران در جریان است رویارویی دو نگرش ، دو بینش و دو قرائت متفاوت از دین اسلام است که توسط دو جناح فعال در صحنه سیاست نمایندگی می شود.»او این اختلاف را دارای مبانی نظری و عملی در نگرش متفاوت دو جناح به جهان، جامعه و انسان، شیوه حکومت داری، نظام اقتصادی و نظام اجتماعی دانسته و با بیان اینکه وفاق در شرایط کنونی جامعه، بیشتر نیازی است که در بین نخبگان و سطوح روشنفکری جامعه مطرح است ، مقاله خود را با این ادعای دروغین و تحریک آمیز همراه ساخته بود:« تا زمانی که برخی از مسئولان برای خردمندان جامعه ارزشی قائل نمی شوند وفاق همچنان در حد شعار باقی می ماند.» دمیدن در نفیر آشتی ناپذیری دقیقا از یک برنامه سیاسی مربوط به همان مقطع یعنی در آستانه انتخابات مجلس ششم ناشی می شد. این گرایش حتی کار را به تشتت درونی جریان دوم خرداد سوق داده بود.
مشارکتی ها با ارزیابی ظرفیت همراهی مردم با خود به این نتیجه رسیده بودند که می توان یک تنه و بدون برخور داری از همراهانی مثل حزب کارگزاران سازندگی سنگر قوه مقننه را نیز در اختیار گرفت. همین چشم انداز وسوسه برانگیز بود که با نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان تکیه گاه معنوی حزب کارگزاران آتش حمله به او را پر حجم تر کرد.
روزنامه نشاط که نظرات مشترک حزب مشارکت و ملی مذهبی ها را نمایندگی می کرد در آن موقع با به کار بردن تعبیر «پدر خوانده کارگزاران » برای آقای هاشمی رفسنجانی نوشت:« این مسلما کار کروبی در راضی ساختن متحدان خود به پذیرش هاشمی رفسنجانی به عنوان سقف فهرست انتخاباتی ائتلاف چپ را دشوارتر خواهد کرد. آنان خود را در آستانه پیروزی می بینند و طبیعی است که در پذیرش مهمان ناخوانده ای چون هاشمی رفسنجانی سخت گیری بیشتری به خرج دهند.
در آن زمان حسین مرعشی عضو شورای مرکزی کارگزاران حضور آقای هاشمی رفسنجانی را مایه تقویت گرایش اصلاح طلبانه در کشور دانسته بود. اما شرکای مشارکتی به مرحله جدیدی از انحصار قدرت خود در ساخت قدرت می اندیشیدند و چنان که حتی از همان زمان در فکر جاگذاشتن افراد محوری جناح خود مثل آقای کروبی بودند. این نکته را در چینش لیست انتخاباتی این افراد و قرار دادن نام کروبی در مراتب پایین لیست می توان دید.
متقابلا در همان زمان اخباری منتشر شد که آقای کروبی درباره حذف نامزدهای مجمع روحانیون مبارز، خطاب به اعضای حزب مشارکت سخنی را به زبان رانده است که آنها تا پیش از آن تنها از جناح مقابل می شنیدند:« می خواهید جریان مشروطیت را تکرار کنید.» وقتی یک عضو مرکزیت حزب مشارکت که در آن زمان در جایگاه معاونت سیاسی وزیر کشور نشسته بود با سفیرآلمان درباره انتخابات آینده به گفت وگو نشست می شد لحن دیگر اعضای مجمع روحانیون را به عنوان موید همین نگرانی یافت. محمدباقر ذاکری از مقربان فکری آقای کروبی این اقدام را فاقد توجیه درست و منطقی دانست.
دو ماه قبل از برگزاری انتخابات مجلس ششم روزنامه صبح امروز نواری را از اظهارات فائزه هاشمی منتشر کرد که به صورت مخفی از یک محفل خصوصی ضبط شده بود. او به صراحت شرکای دوم خردادی را به خاطر نادیده گرفتن خدمات دولت سازندگی مورد انتقاد قرار داده بود. جاسوسی از محفل خصوصی، اختلاف بین کارگزاران و مشارکت را تشدید کرده بود. در نهایت نیز تلاش هایی که برای اتحاد این دو گروه کلیدی دوم خردادی انجام می شد، بی ثمر ماند. اما مشارکتی ها به این ارزیابی رسیده بودند که آنچه در شرایط جدید تعیین کننده است، ترکیب ائتلاف سیاسی نیست، آنها به نوعی پوپولیسم و موج احساسی در جامعه دامن می زدند که بر اساس آن رئیس جمهور منتخب مردم در اثر ناهمراهی مجلس در تعقیب اهداف اعلام شده خود ناکام مانده است و بایستی با تشکیل یک مجلس کاملا همسو با او مشکلات کشور برطرف شود. انتشار سخنانی از محمدرضا خاتمی مانند این که «می خواهند سد راه برادرم شوند» و «اگر مجلس ششم با اکثریت اصلاح طلب همراه نشود نه تنها روند اصلاحات بلکه کل نظام از بین می رود»، با توجه به همین برنامه تبلیغاتی بیان شد. جدایی از کارگزاران و تقابل با آقای هاشمی رفسنجانی همچنین حاوی این پیام بود که مسئولان قبلی اکنون در نقش مانع برنامه های رئیس جمهور با مخالفان او متحد شد ه اند و بایستی به کسانی رای داد که سهمی درگذشته نداشته اند. در اینجا حتی نمایش های فائزه هاشمی برای جوانان نیز کارآیی خود را از دست داده بود. کسب رای بالا از سوی افراد تازه به میدان آمده ای مثل محمدرضا خاتمی ( برادر سیدمحمد خاتمی) و علی رضا نوری ( برادر عبدالله نوری ، وزیر کشور برکنار شده خاتمی و محکوم دادگاه ویژه روحانیت) دقیقا پاسخ عواطف عمومی به این توهم شایع بود.
مشارکتی ها در کنار این اقدامات با درگیر ساختن نیروهای اصولگرا به حریم شکنی های اعتقادی و ارزشی خود در روزنامه ها و نشریات ، فرصت ابتکار عمل آنان در بیان ناکارآمدی های مجموعه دوم خردادی ها در قوه مجریه و نیز ارائه راه حل های مبتنی بر دغدغه های واقعی افکار عمومی را گرفته بودند، تنها رهبر معظم انقلاب بودند که در آن مقطع توجه به مشکلات واقعی کشور را یادآور می شدند. جریان افراطی حامی خاتمی همچنین بار دیگر با توسل به جاذبه هایی مثل اجتماعات انتخاباتی باز و با چاشنی رقص پسران و دختران، تاکید برآزادی ماهواره،آزادی زنان در انتخاب لباس و ... اقشاری را که در فضای فرهنگی عمدا یله و رها شده آن دوران، این جاذبه ها به آنها به صورت نیازهای واقعی معرفی شده بود به خود متوجه ساخته بودند.
طرح نظراتی مثل رفراندوم از سوی علی رضا نوری نیز در آئینه افکار رای دهندگان امثال او به عنوان مکانیسمی برای باز شدن دست رئیس جمهور تلقی می شد. این چیزی بود که احساس نیاز به آن مقامات آمریکایی را نیز به موضعگیری علنی درباره دسته بندی های ایران در انتخابات ترغیب کرده بود. مادلین آلبرایت وزیر خارجه آمریکا گفته بود که او و مسئولان آمریکایی از نزدیک این انتخابات را پیگیری خواهند کرد تا ببینند آیا این ائتلاف باعث مستحکم تر شدن موضع محمدخاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب ایران خواهد شد یا نه؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات