همان طوری که در مورد کارکردهای جامعه پذیری گفته شد، جامعه پذیری باید علاوه بر تامین ثبات یک جامعه، زمینه های مساعد برای تغییرات اجتماعی ضروری را نیز فراهم آورد. در مورد علت ایجاد تغییرات اجتماعی نظریه های مختلفی وجود دارد، ولی بعضی از محققین سعی کرده اند علت تغییرات سیاسی در یک جامعه را به روند جامعه پذیری سیاسی مربوط نمایند. در اینجا به سه نظر مختلف در این مورد اشاره می شود. اولین نظر که جنبه «وبری» ( ماکس و بر فیلسوف سیاسی) دارد، براساس این اندیشه قرار گرفته که جوامع از گروه های متمایزی تشکیل شده اند که این گروه ها به طور مداوم بر سرمنابع کمیاب جامعه در حال نزاع هستند.
البته ممکن است این منابع ، امتیازات غیرمادی باشند. در هر حال در روند این نزاع، تسلط بر نهادهای سیاسی بسیار مهم به نظر می رسد، زیرا اگر گروهی بتواند کنترل این نهادها را به دست گیرد، می تواند بسیاری از امتیازاتی را که برای آن مبارزه می کند به خود اختصاص دهد. بنابراین در این نظر، تغییر سیاسی حاصل تلاش های سنجیده یک گروه برای کنترل نهادهای سیاسی توسط خود و به جای نمایندگان گروه دیگر است. در اینجا است که بحث جامعه پذیری سیاسی افراد مطرح می شود. زیرا اعضای این گروه ها ارزش ها و رفتارهای سیاسی خود را در داخل این گروه ها و در دوران کودکی و نوجوانی، از طریق جامعه پذیری سیاسی خاص خود آموخته اند و بسیاری از این افراد با ارزش ها و عقایدی که گروه سیاسی حاکم تبلیغ می کند، بیگانه هستند. شاید این امر که بسیاری از گروه های اقلیت موجود در کشورهای مختلف پس از سالها هنوز مشخصات خاص خود را حفظ کرده اند، شاهدی در تایید این نظر باشد.
دومین نظری که در مورد رابطه جامعه پذیری سیاسی و تغییرات سیاسی وجود دارد، اعلام می کند که تربیت مختلف افرادجامعه باعث ایجاد این تغییرات می شود. یکی از اولین تحقیقات در این زمینه مطالعه جامعه شناختی آمریکایی «ریچارد فلکس» بود. وی در مطالعه گروهی از « دانش آموزان دست چپی» به تفاوت میان برخورد و عملکرد والدین آنها پی برد و بالاخره سومین نظری که در این مورد وجود دارد، علت تغییرات سیاسی را تفاوت بین عقاید سیاسی نسل های مختلف می داند. بر این اساس ، هر چه این تفاوت ها بیشتر باشد، تغییرات سیاسی نیز بیشتر خواهد بود. این نظر ریشه در افکار محققینی چون «کارل مانهایم» دارد که معتقدند دیدگاه های سیاسی مردم در اثر وقایع تاریخی و شرایط اجتماعی شکل می گیرند. جنگ ها و بحران های سیاسی از این دسته وقایع به شمار می آیند.
بنابراین مشاهده می شود که جامعه پذیری سیاسی نه تنها به ثبات سیاسی یک جامعه بلکه به تغییر و تحول آن جامعه نیز کمک می کند. البته طبیعی است که همیشه جامعه پذیری سیاسی افراد یک جامعه مطابق میل کارگزاران حاکم بر آن جامعه انجام نمی شود و همین امر ممکن است باعث ایجاد مشکلاتی برای نظام سیاسی حاکم شود، ولی با این همه به نظر می رسد نقش مهم جامعه پذیری سیاسی حمایت و تثبیت وضع موجود یا حداقل تقویت ارکان عمده نظام سیاسی موجود است.