بصیرت: زمانی که مورخان آینده درباره مشروعیت جرج بوش، رئیس جمهور کنونی آمریکا به بحث خواهند پرداخت، آنها شاید با این سؤال مواجه شوند که بوش به کدام دسته از رؤسای جمهور شکست خورده تعلق خواهد داشت. نیکسون و جانسون؟ یا هربرت هوور؟ (این سه از رؤسای جمهور پیشین در آمریکا بوده اند)
بوش رسوایی خود را حتی قبل از بحران اقتصادی حاضر در آمریکا محرز ساخت.
صرفنظر از حادثه 11 سپتامبر سال 2001 می توان وی را در زمره رؤسای جمهور متوسط آمریکا جای داد. بوش یک ولخرج بیش از حد متمایل به اعتماد به غریزه های ظاهری خود بود، اما لیاقت و شایستگی لازم برای خطرناک بودن واقعی را در خود نداشت.
برنامه بزرگ برقراری دموکراسی بوش، عراق را به ویرانه ای تبدیل کرده و شرایط را برای رشد تروریستها مهیا ساخت. آمریکا که زمانی به خویشتنداری معروف بود به یک متجاوز تبدیل شد.
تمام چیزهایی که بوش بر آن دست گذاشت تبدیل به زباله شد. اما بوش در حالی که در آینده ای بسیار نزدیک دورانش به پایان می رسد، هنوز در خیالش خود را یک «چرچیل» فرض می کند.
کار ساده ای است که بوش را در توهم خود رها و تنها گذاشت و برگ امید دیگری را ورق زد. اما بوش در شکستهای خود تنها نبود. یک ملت به دنبال او حرکت کردند و یک جنبش او را تشویق کرد. اگر ما می خواهیم که شکستهای دوره بوش اصلاح شده یا دست کم تکرار نشوند، باید نمایی کلی از محلی که قرار گرفته ایم داشته باشیم.