امیر محقق
هفته جاری سالروز فاجعه سربرنیتسا را یادآوری می کند، فاجعه ای که یادآوردن آن موجبات فهم دقیق ابعاد سیاسی توحش جهان متجدد را فراهم می آورد.
اروپای متحد روزگار ما که به رشد سریع اقتصادی و رفاه عمومی خود و توسعه روندهای سیاسی دموکراتیک در درون کشورهای عضو خود، افتخار می کند، بعضا در پیشینه اش چنان جنایت های دهشتناکی یافت می شود، که آدمی انگشت حیرت به دهان می گزد که این ادعاهای حقوق بشری کجا و آن جنایت های سبعانه و پلید کجا.
قریب به 13 سال پیش و در زمان جنگ بوسنی سازمان ملل متحد، شهر سربرنیتسا را منطقه امن اعلام می کند. این امر موجب می شود که کرورکرور خلق مسلمان بوسنی از سرحفظ جان خود در برابر حملات فاشیست های صرب به این شهر پناه آوردند. در همین حال 600 سرباز هلندی تحت امر سازمان ملل متحد، امنیت شهر را برعهده گرفتند و با ادعای حفظ ثبات شهر گروهی از مسلمانان مبارز بوسنیایی را که مسلح بودند، خلع سلاح نمودند. صرب ها نیز به موازات این امر حلقه محاصره شهر را تنگ تر می کردند و اجازه ورود مواد غذایی به این منطقه محاصره شده را نمی دادند. شهر زیر آتش سنگین توپخانه صربها بود. بر همین اساس مدافعین مسلمان شهر، از نیروهای حافظ صلح؟! درخواست بازپس گیری سلاح هایشان را مطرح کردند. درخواستی که هیچ گاه پذیرفته نشد .
* گروگانگیری و تصرف شهر
صربها مدام بر حجم پیش روی خود و آتش سنگین توپخانه می افزودند در حین این پیش روی ،آنها 30 سرباز هلندی را به گروگان گرفتند و مقر نیروهای هلندی نیز آتش گرفته شد. سرهنگ کارمن، فرمانده نیروهای هلندی خواستار حمایت هوایی سازمان ملل شد، که هیچ گاه صورت نپذیرفت. بدین سان بود که ژنرال راتکوملاویچ فرمانده نیروهای صرب به همراه فوج سربازان تحت امر خود به سربرنیتسا وارد شد. در جریان این فعل و انفعال ، گردان هلندی مستقر در شهر، هیچ واکنشی عمده ای را که شایسته نام «حافظ امنیت »را باشد انجام نداد و حتی برای نجات سربازان خود با صرب ها از در معامله هم وارد شد و اجازه کشتار و ربودن مسلمانان را صادر کرد!
در 14 ژوئیه 2005 سربرنیتسا شاهد کشتار دسته جمعی مسلمانان بود. 8 هزار غیرنظامی بوسنایی یکجا قتل عام شدند تا نقش برجسته سازمان ملل و توابع اروپایی اش در حفظ امنیت جهانی و حقوق بشر آشکار شود. صربها تمام مردان 77-12 سال را به بهانه بازجویی جدا کردند و به قتل عام آنها پرداختند . تنها در یک مورد نیروهای حافظ صلح؟!حدود 5 هزار مسلمان را که پایگاه آنان پناه آورده بودند در مقابل 14 سرباز هلندی به صرب ها تحویل دادند.
حال اما اوج توحش و بربریت مدرن در اروپا در وجهی دیگر سامان یافته است، گویا نهادهای بین المللی به خاطر نقش مهم و درخشان!! اعضای آن گردان هلندی در حفظ امنیت شهر ، به آنها مدال افتخار هم داده اند. این امر که با اعتراض شدید مسلمانان بوسنی مواجه شد، به ذکر زوایایی پنهان از آن حادثه نیز یاری رساند. در بررسی های دقیق، فیلمی بدست آمد که در آن تومی کارفس فرمانده گردان هلندی مستقر در بوسنی در حال تفریج و خنده با راتکوملاویچ جلاد سربرنیتسا دیده می شود.
بنابراین پرسش اینجاست که چگونه است در مهد حقوق بشر و اومانیسم و لیبرال دموکراسی اروپایی، معیارهای اخلاقی و انسانی تا این حد بی ارزش و فناپذیر است؟ چگونه است که حافظان صلح خود قاتلان صلح و امنیت اند و برای کوتاهی در وظیفه مدال افتخار می گیرند؟ آیا این اروپا شایسته آن است که نام حقوق بشر برلب آورد و آیا دولت امروز هلند که آوازه اسلام ستیزی اش هم جا پیچیده در برابر تاریخ پاسخ متقنی دارد؟
آن فرمانده نالایق و گردان پوشالی هلندی ای که در بوسنی مستقر بود امروز باید در کنار فاشیست های صرب محاکمه شوند. آنها باید پاسخ دهند که چرا مسلمانان را خلع سلاح کرده و اجازه دفاع را از آنان سلب کرده اند و چگونه فرمانده گردان حافظ صلح! با دشمن صلح نرد عشق می باخته است؟ پاسخ به این سوالات، پاسخ به تاریخی است که همیشه عرصه مظلومیت مسلمانان بوده است و همیشه شاهد بوده است که مسلمان بودن در اروپای متجدد، جرم و گناهی نابخشودنی بوده و تفکرات قرون وسطایی و تفتیش عقاید اروپایی همواره در آن ابراز وجود می کرده است. امروز اما صدای بیداری اسلامی در همه جا طنین انداخته و از این پس تاریخ فتح الفتوحات مسلمانان را به نظاره خواهد نشست. قطره قطره خون مسلمانان مجاهد بوسنی و فلسطین ، لبنان و عراق چنان سیلی خروشان بساط تزویرهای لیبرال را برخواهد چید که «کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله و الله مع الصابرین»