
این کارشناس سیاست دفاعی افزود: مشکلات جدی آمریکاییها در عراق، فلسطین، لبنان، و تلفات سنگین آنها در باتلاق عراق هم از لحاظ منابع مالی و هم حیثیتی به آمریکا در انتخابات اخیر جامعه آمریکا انعکاس پیدا کرد. مجموع این مسائل و باعث شد که آنها به این نتیجه برسند که باید برای رویارویی با واقعیت های منطقه تجدید نظر نمایند، لذا از سال 2006 آمریکاییها با طرح خطر ایران و تهدید بودن آن و همچنین ارتباط دادن ایران با تروریسم و ناآرامیهای منطقه و مسأله هسته ای تلاش کردند فشار سنگینی را بر کشورمان متمرکز نمایند. پیگیری بحث قطعنامه در شورای امنیت و تلاش جهت معرفی ایران به عنوان تهدید امنیتی بخشی از اقدامات آنها بود.
این استاد دانشگاه در ادامه خاطر نشان کرد:آمریکاییها سعی کرده اند با متهم کردن ایران در صحنه عراق ابزار سیاست خارجی قدرتمندی که دست ایران بوده و آن قدرت نرم و نفوذ فرهنگی و مذهبی ایران در منطقه است را از دست ما خرج کرده و ایران را در صحنه بین المللی منفعل نمایند. لذا تلاش کردند چند جبهه در مقابل ایران باز کنندتا نقاط قوت ما را به ضعف کشانند. دکتر امینیان تصریح کرد: مجموع این مسائل و جریانات لبنان موجب ایجاد صحنه جدید در خاورمیانه شد که در این صحنه فشار اصلی آمریکا در منطقه بر ایران متمرکز بوده و تلاش جهت تسلیم و سازش ایران در برابر سیاست خارجی ایالات متحده در همین راستای اعمال فشار بوده است. امینیان با ذکر این نکته که مسأله هسته ای یک ابزار فشار است ادامه حضور آمریکا در عراق را با توجه به هزینه بالای آن تحت فشار قرار دادن ایران دانست و گفت : پرونده هسته ای نیز یکی از وسایل این اعمال فشار است نه هدف آن.
این عضو هیئت علمی دانشگاه ، با اشاره به نزدیک شدن به پایان مهلت شورای امنیت در رابطه با پرونده هسته ای ایران گفت: قطعنامه 1737، تا دوم اسفند به ایران فرصت داده تا فرآیند غنی سازی اورانیوم را تعلیق نموده و تسلیم شود. البته تمام مقامات سازمان ملل و اعضای شورای امنیت می دانستند که ایران در برابر این فشارها تسلیم نمی شود و آنها هیچ چاره ای ندارند مگر اینکه برسد میز مذاکره با ایران بر گردند . البته ایران هم همانطور که در طول دول سال گذشته نشان داده و در صورتی که بطور جدی دقیق و ظریف از دیپلماسی استفاده نماید براحتی می تواند صحنه بین الملل را تحت تأثیر قرار داده و مانع از اجماع قدرتهای جهانی شود.
مدیر مسئول فصلنامه سیاست دفاعی در ادامه گفت: البته آمریکاییها تسلیم کردن ایران را به عنوان یک مساله حیثیتی قلمداد کرده و تمام سرمایه و توان خود را بکار میگیرند تا ایران را تسلیم نمایند، اما سایر کشورهای عضو شورای امنیت بر خلاف آمریکا دستور کار دیگری دارند و با این طرز برخورد آمریکا موافق نیستند لذا تلاش میکنند. آن را تعدیل نمایند.
وی در خصوص چشمانداز پرونده هستهای گفت:
اگر ما همین روند را در مراحل آتی و روزهای پیش رو داشته باشیم، آمریکاییها قطعاً یک قطعنامه ضد ایرانی سنگین را مطرح خواهند کرد، اما در یک دور چانهزنی و تعامل ، بقیه کشورها در برابر این قطعنامه پیشنهادی آمریکا مقاومت خواهند کرد ولی در نهایت با تلاش و پیگیریهای آمریکا این کشورها به یک قطعنامه و مساله خیلی رقیقتر از آنچه ایالات متحده خواهان است، رضایت میدهند. بدین ترتیب ما شاهد یک دوران طرح تهدید و خطر توسط آمریکا، طرح قطعنامه تند توسط آنها یک روند چانهزنی و عدم پذیرش توسط سایر بازیگران و در نهایت سازش و توافق قدرتها بر سر یک قطعنامه رقیق تر خواهیم بود. که البته اگر ایران بتواند به همین طریق فعلی، ابتکار عمل را در دست داشته باشد، میتواند بر همین قطعنامه رقیق هم اثر گذار باشد.
امینیان با اشاره به استفاده از ابزار دیپلماسی و نحوه در دست داشتن این ابتکار عمل ، گفت: ایران با بهرهگیری از دیپلماسی بعنوان بخشی از ابزار قدرت میتواند در جناح مقابل ایجاد شک نموده و مانع از اتخاذ راه کار تند توسط قدرتها شود. کاری که ما در طول مذاکرات با گروه 1+5 انجام داده به موفقیت های خوبی نیز رسیدهایم.
مدیر مسئول فصلنامه سیاست دفاعی در پاسخ به این سوال که آیا نهایتاً آمریکا به هستهای شدن ایران رضایت میدهد، یا خیر گفت: بحث هسته ای یک بهانه است که آنها به عنوان ابزار فشار بر ایران از آن استفاده میکنند زیرا این جریان یک جنبه حیثیتی پیدا کرده، است. بنابراین آمریکاییها تمام تلاش خود را بکار گرفتهاند تا مانع نتیجهگیری ایران در روند مذاکرات شوند البته باید توجه داشت آمریکاییها در این دوران بخاطر درگیریهایشان در منطقه، نزدیک بودن به انتخابات ریاست جمهوری و ضعف در برخورد با مسایل، خیلی دست برتر ندارند. همه آگاهان بر این باورند که دولت آمریکا یک فرصت حدود 6 یا 7 ماهه برای مسایل منطقه در عراق و ایران بیشتر ندارد.
امینیان درباره احتمال پیروزی ایران در جریان مذاکرات با گروه 1+5 را با توجه به موضعگیریهای بعضاً دو پهلو و یا مخالف هستهای شدن ایران تصریح کرد:
به هر حال مساله دیپلماسی مساله صفر و صد نیست که بازیگر سیاسی یا صفر و یا صد کسب نماید. ما در مناطق خاکستری و حاشیهای میتوانیم قدم برداریم تا بهجای اینکه صفر داشته باشیم میانه را بدست آوریم.
نکته مهم اخیر این است که بقیه کشورهای قدرتمند، توان و قدرت هستهای ایران را به رسمیت بشناسند و ما در فرآیندی موفق شویم این امر را اثبات کنیم، البته بنظر میرسد تا این مرحله موفق بوده و در صورت ادامه درست مذاکرات در آینده هم میتوانیم موفق باشیم.