روزنامه قدس :در جریان دیدار خانم «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا از منطقه خاورمیانه جدا از دیدارها و گفتگوهای دو جانبه بین او و محمودعباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین و «اولمرت» نخست وزیر اسرائیل، یک دیدار مهم سه جانبه در بیت المقدس بین رایس - محمودعباس و اولمرت برگزار شد.
این دیدار سه جانبه از جهات متفاوت تری، مورد توجه قرار گرفته است. خانم «رایس» هر چند قبل از ورود به خاورمیانه مأموریت خود را حاوی دستور خاصی در ارتباط با صلح خاورمیانه ندانسته بود و بیشتر در نظر داشت که از دیدگاههای موجود طرفین اطلاع حاصل کند، ولی واقعیت آن است که این سفر به انتظارات هم در میان فلسطینیان و هم اسرائیلی ها دامن زده است.
از دیدگاه فلسطینیان توافق مکه که قرار است دولت وحدت ملی تشکیل شود، مهمترین تحول تسهیل کننده برای پی گیری روند صلح است، هر چند به دلیل اظهارات «اولمرت» که گفت با «جرج بوش» رئیس جمهور آمریکا توافق کرده است تا سه شرط اعلام شده آمریکا و اسرائیل از طرف دولت وحدت ملی فلسطینیان رعایت نشود، آنها همچنان به تحریم دولت تحت رهبری حماس ادامه خواهند داد، فضای نامساعدی شکل گرفت، اما به نظر می رسید که دست کم تا قبل از دیدار سه جانبه نوعی خوش بینی وجود داشت. ظاهراً اسرائیل و آمریکا برای پذیرش دولت وحدت ملی فلسطینیان سه شرط مهم قایل شده اند.
1- به رسمیت شناختن اسرائیل از طرف حماس
2- محکوم کردن خشونت
3- محترم شمردن توافقهای قبلی بین اسرائیل و فلسطینیان
واقعیت آن است که با وجود ظاهر پذیرفتنی این شروط، جنبش حماس از زوایای متفاوت تری به این شروط نگاه می کند و بر همین اساس چنین برداشت شده است که نخست وزیر اسرائیل درصدد ناکام کردن توافق مکه برآمده است.
در مورد محکوم کردن خشونت بحثی نیست، ولی این که خشونت را چه طرفی به کار می گیرد، واقعاً جای بحث دارد. نگاهی به آمار کشته ها در مناطق اشغالی فلسطین و تعداد حملات ارتش اسرائیل نشان می دهد که این فلسطینیان هستند که قربانی خشونت می شوند. روشن است که هدف اسرائیل محکوم کردن این گونه خشونتها نیست، بلکه منظور مقاومتی است که در مقابل این گونه خشونتها از طرف انقلابیون فلسطینی صورت می گیرد، از این رو دشوار می توان گفت که دو طرف درباره منشاء و اعمال خشونت که آمریکا و اسرائیل آنرا پیش شرط شناسایی دولت وحدت ملی فلسطینیان قبل از شکل گیری آن قرار داده اند به وحدت نظر دست یابند.
مورد مهمتر اما شرط شناسایی رسمی اسرائیل از طرف جنبش حماس است. شناسایی رسمی اسرائیل در واقع به معنای پذیرش رسمی اشغال است، ظن غالب در این خصوص آن است که جنبش حماس برای پذیرش چنین موضوع مهمی قبل از آنکه تکلیف کشور مستقل فلسطین و محدوده جغرافیایی آن مشخص شود، آمادگی نداشته باشد. این عدم آمادگی را حتی در خوش بینانه ترین شکل آن که فلسطینیان از تمامی درخواستهای تاریخی شان مبنی بر حق مالکیت تاریخی بر تمامی سرزمین فلسطین دست بر دارند غیر عملی و غیرواقع بینانه خواهد بود.
مشکل فلسطینیان در ذات و ماهیت رژیم صهیونیستی اسرائیل است که آشکارا گرایش نژادپرستانه از خود بروز می دهد و حقوق مساوی مسلمانان و یهودیان را در سرزمین فلسطین به رسمیت نمی شناسد. این در حالی است که براساس سنت تاریخی قبل از اشغال فلسطین، پیروان سه دین الهی اسلام، مسیحیت و یهودیان در کنار هم، در یک سرزمین واحد و بدون مشکل خاص زندگی می کرده اند.
از این رو به نظر می رسد هدف نهایی جنبش فلسطین بازگشت شرایط به چنین حالت متوازن قومی و مذهبی است که مهاجران یهود آن را بر هم زده اند و از دل آن نژادپرستی بیرون زده است.
جنبش حماس وفادار به این میراث تاریخی است. با این حال قابل تصور است، اگر اسرائیل استقلال فلسطین را در سرزمین های اشغالی 1967 بپذیرد، حماس نیز در هدفهای خود تجدیدنظر کند اما مادامی که کشور فلسطین با مرکزیت بیت المقدس تأسیس نشده باشد، پذیرش موجودیت اسرائیل عملی واقع بینانه نخواهد بود. به ویژه آنکه اسرائیل در گذشته به هیچ کدام از تعهدات بین المللی اش وفادار باقی نمانده است و از آنها برداشتی کاملاً «ماکیاولیستی» داشته است. بنابراین دلیلی وجود ندارد که این بار اسرائیل به گونه ای متفاوت تر عمل کند.
با توجه به این گونه واقعیتها می توان گفت که خانم رایس در مذاکرات سه جانبه خود با «محمودعباس» و «ایهود اولمرت» با دشواریهایی واقعی روبرو بوده است، اما با وجود این دشواریها مسائلی وجود دارند که دولت جرج بوش را ناچار می سازند که صلح خاورمیانه را جدی تر پی گیری کند. آن چه در جهان اسلام می گذرد و سبب افزایش مخالفت با آمریکا شده است، ریشه در بحران فلسطین دارد و این برداشت در آمریکا در حال تقویت است که بازسازی موقعیت آمریکا در جهان عرب و اسلام بدون کمک به حل سیاسی بحران خاورمیانه و احقاق حداقلی از حقوق انسانی، سیاسی و فرهنگی فلسطینیان امکان پذیر نخواهد بود. تقویت همین برداشت است که خانم «رایس» را به خاورمیانه کشانده است.