حسین امیدی
شاید بتوان حوادث ده روز گذشته در غزه را برگه دیگری از توافقات پنهان در آناپولیس دانست که در هماهنگی آمریکا، اسرائیل، ابومازن و سران سه کشور عربی برای یکسره کردن کار مقاومت فلسطینی و گروههای جهادی حاصل شده است. اولین گام مستمر از این توافقات، در ترور کادرها و مسئولین مقاومت در غزه و کرانه باختری به اجرا درآمد و در مرحله بعدی فاصله مسئله محاصره کامل غزه و ممنوعیت ورود و خروج کامل همه امکانات دنبال شد که به پدیده جدیدی در رفتار قیام فلسطینی و عبور از مرزهای رفح منجر گردید.
برنامهریزی صهیونیستی چنین بود که در کنار ترور و عملیات محدود نظامی، محاصره مردم غزه، به عصیان مردمی علیه حکومت حماس دست یافته و حکومت ابومازن به غزه بازگشته و توافقات پنهان با صهیونیستها در سالگرد تاسیس رژیم صهیونیستی با حضور بوش و سران کشورهای مدعو به امضای نهایی برسد.
تحول رفتاری مقاومت و مردم غزه موجب شد تا ضمن برانگیخته شدن احساسات افکار عمومی منطقه و حتی کشورهای جهان، ناکارآمدی سیاست تنبیه عمومی و مجازات تمامی مردم غزه توسط اسرائیل، آشکار شود.
با اینحال از آنجا که این رژیم با انتشار گزارش نهایی وینوگراد، نیازمند بازسازی روحی و روانی جامعه صهیونیستی بوده تا با ثبت پیروزی و اقتدار نظامی نمادین در غزه، ثبات و پایداری خود را به نمایش بگذارد، از مدتها قبل توسط باراک (وزیر دفاع) و ژنرال اشکنازی (رئیس ستاد ارتش) طرح عملیاتی گستردهای برای حمله به غزه و کسب اهداف و امتیازاتی مانند ترور رهبران حماس و یا دستگیری آن، کشتن رهبران جهاد اسلامی و دیگر گروههای جهادی را طراحی کرد تا حکومت حماس ساقط و ابومازن به این باریکه بازگردد و یک نوار 3 تا 5 کیلومتری در شمال نوار غزه و شرق شهر غزه تخلیه و تخریب شده تا امکان شلیک موشک از این مناطق به طور کلی برطرف شود.
برای این منظور تیپهای کماندویی «جعفاتی» و واحدهای مهندسی و زرهی به همراه واحد اطلاعات و عملیات و عملیات ویژه ستاد ارتش صهیونیستی با نام «سیریت متکال» که 8 ماه آموزش ویژه را برای افراد گزینش شده به اتمام رسانده بودند، آماده شده ولی تردید جدی در خصوص کسب اهداف برنامهریزی شده و میزان خسارت و تلفات این رژیم موجب شد تا آغاز عملیات گسترده موکول به تعیین و روشن شدن نوع توانمندیهای جدید موشکی و دفاعی حماس در غزه شود.
این بدان معنا است که رژیم صهیونیستی پس از جنگ 33 روزه هنوز نتوانسته بر قابلیتهای ضروری اطلاعاتی و آگاهی از امکانات گروههای مقاومت دست یافته و از این امر رنج میبرد.
لذا از حدود یازده روز قبل عملیات غیر انسانی کشتار مردم بیدفاع در روستاهای شمال غزه و محله شجاعیه در شرق شهر غزه آغاز شد که به علت شدت و بیرحمانه بودن اقدامات نظامی بیش از 120 شهید و 320 زخمی طی 5 روز به جای ماندند که از این تعداد 40 کودک در بین شهدا و 49 کودک دیگر در بین زخمیها است و تعداد مشابهی نیز از زنان در بین این آمار وجود دارند. شدت وحشیگری در عملیات اسرائیل تا حدی است که حتی نهاد و مسئولین اتحادیه اروپا آن را محکوم کرده و فرانسه از آن به «عناد» و «خشکسری بینتیجه» اسرائیل یاد کرده است.
شباهت عمومی روشنی بین این رویداد غیر انسانی و اقدامات رژیم صهیونیستی در حمله سال گذشته به لبنان و کشتار و قتلعام مردم بیدفاع و تخریب منازل و اماکن عمومی به چشم میخورد که در ماهیت نتیجه حاصل و نوع رفتار مقاومت فلسطینی در قبال رژیم صهیونیستی نیز همین شباهت وجود دارد.
در واقع حمله و قتلعام مردم غزه توسط اسرائیل با هدف پنهان کشف توانمندیهای موشکی و دفاعی حماس صورت گرفت که در مواضع تبلیغاتی هدف خود را متوقف کردن شلیک موشک و حداکثر در ساقط کردن حکومت حماس بیان میکردند و معاون وزیر دفاع این رژیم نیز در بیان قابل توجهی، فلسطینیها را تهدید به قتلعام، نسلکشی و هولوکاست فلسطینی کرد که بلافاصله از سوی مقامات اسرائیلی و رسانههای این رژیم سانسور و مهار شد.
شدت کینهتوزی صهیونیستها تا جایی رسید که خاخامهای این رژیم بر کشتار شهروندان عادی فتوا داده و باراک از وزیر دادگستری درخواست کرد تا مشروعیت قانونی کشتار غیر نظامیان غزه را تایید کند. با اینحال در کنار مقاومت مظلومانه فلسطینی در 5 روز عملیات اسرائیل، با شلیک اولین موشک گراد به شمال شهر عسقلان در شعاعی بالاتر از شهر سدیروت قرار دارد، فضای عملیاتی صهیونیستها تغییر کرد که البته تلفات آنان در شمال غزه (جبالیا) که گفته میشود به علت انفجار مین و یا شلیک خمپاره و آرپیجی صورت گرفته دهها نفر کشته و زخمی بوده که توسط حکومت و ارتش صهیونیستی در سانسور کامل قرار گرفتهاند.
حوادث مهم روز یکشنبه در تلفات جدی و شلیک موشک به شمال عسقلان، توقف عملیات اسرائیلی و عقبنشینی از اولین ساعات روز دوشنبه قبل را رقم زد.
اگرچه مقامات اسرائیلی بر ادامه عملیات تروریستی و نظامی تاکید کردهاند ولی مقاومت مظلومانه و برنامهریزی شده در غزه و نشان دادن قابلیتهای موشکی جدید توسط حماس و واکنشهای برخی کشورهای اسلامی به ویژه ایران و رهبر معظم انقلاب و افکار عمومی خشمگین منطقه و برخی مجامع بینالمللی موجب شد تا حمله به غزه در قالب برنامهریزی شده اسرائیلی متوقف و به حملات محدود هوایی، بمباران و گلولهباران برخی مناطق اکتفا شود.
شورای امنیت با فشار آمریکا در حمایت از اقدام اسرائیل امکان صدور قطعنامه و یا بیانیه نیافت و رئیس آن صرفا به ضرورت توقف خشونت دو طرف تاکید نمود و بانکیمون دبیرکل سازمان ملل که بیش از همتایان قبلی خود وامدار آمریکا و حامی رژیم صهیونیستی است از این حوادث اظهار تاسف کرد.
در عین حال کشتار کودکان شیرخوار و زنان بیدفاع و شهروندان فلسطینی تنها توانست واتیکان را به درخواست توقف خشونت از سوی دو طرف وادارد.
عدم واکنش جدی بینالمللی و به ویژه غربی حاصل تلاشها و هماهنگیهای دیپلماسی رژیم صهیونیستی بود ولی سکوت سران عرب و برخی کشورهای اسلامی که تا روزهای پایانی این قتلعام و نسلکشی ادامه داشت، قابل تامل است.
سران این کشورها از روز یکشنبه با برخی مواضع تبلیغاتی واکنش نشان دادند که به فشار افکار عمومی منطقهای تا حدودی پاسخ دهند و ابومازن نیز از همینرو، مذاکرات خود را با اسرائیل قطع کرد که بلافاصله در سفر رایس از سهشنبه گذشته در قاره و رامالله آماده از سرگیری مذاکرات شدند.
رایس در قاهره و طی دیدار با مقامات مصری و برخی وزرای خارجه عربی و ابومازن بر ضرورت استمرار محاصره غزه و تاکید بر اهمیت خلاصی از مقاومت و از سرگیری مذاکره بین ابومازن و اولمرت پرداخت و برای حل مشکل مرحلهای اسرائیل موضوع یک توافق جهت آتشبس در غزه را به عهده مقامات امنیتی مصری گذاشت که تلاشهای آنها در جریان است.
حاصل رویداد دردناک قتلعام مردم غزه که در سطح و شکل جدیدی ادامه دارد به شکست طرح بوش منجر شد که از آناپولیس در جریان است و مقاومت فلسطینی علیرغم کشتار گسترده اسرائیل با استمرار موشکهای دفاعی خود، الگوبرداری مناسبی از مقاومت اسلامی لبنان به نمایش گذاشت و خشم و اعتراض افکار عمومی منطقه و بسیاری از کشورها را موجب گردید که در مجموع عامل مهمی برای در دستور کار قرار گرفتن جدی مسئله فلسطین در نشست سران عرب در دمشق خواهد بود.
همانگونه که رسوایی ناکامی در جنگ سال قبل در لبنان دامن اسرائیل، آمریکا و شرکای عرب منطقهای آنان را گرفت، رسوایی ناکامی در غزه نیز، هزینه شکست را در بین آنان تقسیم میکند و نیازمند وینوگرادهای بعدی است.
مهمترین واکنش فلسطینی که در چارچوب عرفی عکسالعملهای آنان خارج شده و پاسخ هدفمندی به جنایت ترور شهید حاج عماد مغنیه نیز میتواند به شمار آید، عملیات در قدس غربی و مدرسه صهیونیستی «مرکاز هراف» یا «هراف پیشیفا» میباشد که بنیادی برای تربیت سران صهیونیسم در 80 سال گذشته و در تمامی عرصههای دینی، نظامی، رسانهای و سیاسی به شمار میآید.
هشت کشته و بیش از چهل زخمی از صهونیستهای این مدرسه که قلب صهیونیسم محسوب میشود، پیامی روشن و پاسخی طبیعی به جنایتهای این رژیم و قتلعام و نسلکشی در غزه است و قابلیت و قدرت پاسخ نیروهای مقاوت در منطقه را نشان میدهد.