صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۶۱۹۵۸

کژراهه‌هایى با لعاب معنویت (بخش یازدهم)

مقدمه: کشورهای اسلامی در سال های اخیر پذیرای موج وسیع و پر دامنه ای از تبلیغات مسیحی بوده اند. در این میان ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام نیز از این قضیه مصون نمانده و همانند موارد مشابه، با بیشترین سهم از هجمه های این موج ضدفرهنگی رو به رو بوده است. سرمایه گذاری کلان امپراتوری رسانه های غربی با همراهی و تلاش برخی عناصر وابسته داخلی که کوچکترین ارتباطی با آئین مسیحیت و مسیحیان معتقد ایرانی ندارند به انحاء مختلف سعی در باورپذیری و القای شبه عرفان های مسیحی (صهیونیستی) به عنوان تنها دین نجات بخش عصر حاضر می کنند. این القائات با روش ها و شیوه های مختلفی دنبال می شود که از آن میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) تصوف
صوفیه از جمله جریانات عقیدتی است که بسترساز بسیاری از انحرافات فرهنگی در گذشته و حال ایران اسلامی بوده است. اما نسبت تصوف با مسیحیت چیست و چگونه در فراگیری گفتمان آئین در ایران اسلامی نقش آفرینی می نماید؟ با اشاره به چند گزینه ذیل می توان به چیستی و ارتباط میان تصوف و مسیحیت پی برد؛ 1) صوفیه خود را مدیون مسیحیت می داند زیرا نخستین خانقاه به دستور حاکمی مسیحی در دمشق ساخته شد. 2) صوفیه و علی الخصوص بدعت گذار اولیه آن،«ابوهاشم کوفی» ملقب به«ابوهاشم صوفی» از اعمال مسیحیان به گونه ای تاثیر پذیرفته بود که عده ای از مسلمانان او را مسیحی می دانستند. 3) ریاضت ها و اعمال مرتاضانه صوفیان در بسیاری از موارد شبیه به دیرنشینان مسیحی بوده و هست. 4) صوفیه نیز مانند مسیحیت پیروانش را دارای دین نمی شناسد و این عبارت معروف «الصوفی لامذهب له» را به عنوان افتخار این جریان انحرافی مطرح می کند. 5) در بیشتر آثار صوفیه، مسیحیان دارای احترام ویژه ای هستند.
ب) بهائی گری
بهائیت برای مبلغان انجیل و مسیحیت همواره به عنوان یک فرصت تلقی شده و آمار جذب فراوانی را به خود اختصاص داده است. البته ذکر این نکته ضروری است که جذب معکوس مسیحیان به بهائیت نیز در اقصی نقاط جهان جریان دارد. همچنین عناصر ضعیف معنوی در فرقه ضاله بهائیت چون رواج روشنفکری منحط و ترویج تساهل و تسامح دینی از جمله عواملی است که موجبات در خدمت گرفتن آن را برای جذب به مسیحیت فراهم آورده است.
ج) آسیب های فرهنگی
طی سالیان گذشته تذکرات فراوانی از سوی مقام معظم رهبری در خصوص مهندسی فرهنگی به مسئولان ابلاغ شده که متاسفانه اقدام درخور توجهی در این خصوص صورت نگرفته است. در حقیقت تاکید زعیم گرانقدر جهت آغاز طراحی فرهنگی برای کشورمان، نشانگر آسیب پذیری فرهنگ عمومی جامعه ایران با توجه به مختصات قومی، تاریخی، مذهبی، سیاسی و ... است که می بایست مورد توجه جدی نخبگان قرار گیرد. بی شک شاکله آسیب پذیری فرهنگی ما می تواند زمینه گرایش به مسیحیت را فراهم آورد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات