صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۱  ، 
کد خبر : ۶۱۹۸۳

از بعثی‌زدایی تا صدرزدایی


بهروز کماندار
اگر چه برای کشورهای غربی منطقه دشوار است که اعتراف نمایند تا چه حد از حزب بعث عراق صدمه دیده اند و رژیم صدام با ابزار این حزب چگونه از آنها باج خواهی کرده و یا در ارکان آنان نفوذ نموده است ولی این حزب عفلقی همکاری با شیطان بزرگ و هماهنگی با آن را مبنای 8 سال جنگ با ایران قرار داد و حضور گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه را موجه نمود. یکی از دستاوردهای سقوط حکومت صدام، غیرقانونی شدن حزب بعث بود که تحت عنوان بعثی زدایی به قانونی مهم در تاریخ جدید عراق معروف است. بعثی های عراق که ساختار و بدنه اصلی حکومت و دستگاه های امنیتی و نظامی در دوره 30 ساله حکومت صدام را تشکیل می دادند با سقوط وی، ساقط شده ولی در پوشش های گوناگون و رنگارنگ برای برهم زدن شرایط جدید و معادله جدید تلاش کردند. گاهی با نفوذ در گروه های سیاسی، گاهی با نام حزب بعث و گاهی در کنار القاعده و سلفی ها و گاهی در کنار سرویس های اطلاعاتی کشورهای عربی منطقه نقش آفرینی در رویدادهای امنیتی عراق را حفظ کرده اند.
وقتی آمریکا در تحلیل کلان حمله به عراق در بن بست قرار گرفت و زمانی که گروه های سنی با تکیه بر بعثی ها، در سهم حکومتی، موقعیت یافتند، روند بعثی زدایی به مسیری تدریجی برای بازگرداندن آنها به ارتش، دستگاه های اطلاعاتی و استخباراتی و حتی اجتماعی و سیاسی تبدیل شد. بعثی های تواب مانند علاوی و یا صالح المطلک و غیرتواب که همکاری با آمریکا فصل مشترک آنها بوده، با حمایت جریانهای داخلی و خارجی در عراق، با مجالس صحوه و تشکل های دیگر در پروژه آمریکایی، به ابزار امنیت سازی تبدیل شده و امروز به جای بعثی زدایی، صدر زدایی در اولویت آمریکا و برخی جریانهای داخلی عراق قرار گرفته است. نه تنها صدر زدایی به شکل حذف فیزیکی، بلکه در قالب قوانین انتخاباتی و یا حذف از ساختارهای حکومتی، اجتماعی، امنیتی و نظامی نیز در دستور کار است و یک اتفاق نظر بین بخشی از سنی ها، کردها و حتی برخی گروه های شیعی که حذف صدری ها را بقای خود تلقی می کنند، وجود دارد.
کردها، صدریها را مانع گسترش جغرافیایی خود در کرکوک و امثال آن در اقلیم کردستان می دانند و آمریکا صدریها را عامل برهم زدن مهندسی اجتماعی : سیاسی و امنیتی خود در عراق ارزیابی می کند و برخی از سنی ها، صدریها را تنها عامل برای رویکرد شیعه کشی در عراق دانسته و برخی از گروه ها و یا افراد شیعی آنها را مزاحم حوزه قدرت خود تلقی می کنند.
این پدیده جالبی است که آمریکا، کردها، کشورهای عربی و برخی شیعیان، همزیستی با بعثی ها را واجب و ضرورت و بلکه برای ثبات و توازن سیاسی عراق الزامی می دانند ولی تضاد با صدریها را که وزن و حجم و جایگاه مهمی در جامعه شیعی دارند، در اولویت قرار داده اند.
اگرچه این مسئله نیاز به تاملی جدی دارد ولی برخی معتقدند پولهای میلیون دلاری ربوده شده در روزهای پایانی صدام که سرمایه فعالیت بعثیها پس از سقوط صدام بوده در ایجاد همزیستی با آنها بی اثر نبوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات