صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۶۲۱۹۳

رقیب غایب!/ صالح اسکندری


بصیرت: کمتر از هفت ماه تا انتخابات ریاست جمهوری دهم زمان باقی است و همه چیز حکایت از یک رقابت جدی و نفسگیر بین بازیگران اصلی دارد. اگر چه احزاب و جریانات سیاسی درانتخابات زوج ریاست جمهوری مثل دور چهارم، ششم و هشتم با حداقل منابع سیاسی موجود وارد عرصه رقابت می شدند اما گویا قرار است انتخابات دهم به گونه ای دیگر رقم بخورد و نشاط سیاسی زایدالوصفی بر فضای کشور حاکم شود. این موضوع در درجه اول یکی از دستاوردهای بزرگ اصولگرایان در توسعه سیاسی بدون هیاهو و جنجال و بستر سازی برای حضور جدی و مستمر تمام نیروها و جریانات سیاسی در عرصه رقابت محسوب می شود چرا که هدف اصلی در توسعه سیاسی، تعمیق مشارکت، رقابت و تکثر منابع سیاسی برای اداره کشور است.
این درست بر خلاف چیزی است که برخی افراطیون دوم خردادی از آن تحت عنوان ‌”نتیجه قهر مردم از انتخابات”و “فقدان امکان رقابت” یاد می کنند. حداقل در سه سال گذشته سه انتخابات مهم خبرگان، شوراها و مجلس در کشور برگزار شده که آمار مشارکت در هر سه مورد بالای 60 درصد بوده است. از طرفی تدارک یک رقابت بزرگ و سوت زودهنگام مارتن انتخابات 88 توسط دوم خردادی ها با پروژه لوث شده آمدن یا نیامدن خاتمی به خودی خود بیانگر این نکته است که نه تنها امکان رقابت وجود دارد بلکه حتی برخی برای مردم نیز شرط می گذارند!
اما در مرحله بعد سوال جدی برای احزاب و گروهها این است که کانون رقابت در انتخابات آینده ریاست جمهوری کجاست؟ تلقی بازیگران سیاسی از کانون رقابت در انتخابات مختلف به رفتارهای پیشینی و پسینی آنها شکل می دهد و موجد رویکردهای سیاستگذارانه policy propensities و گفتمانهای انتخاباتی می گردد. به تبع افزایش کیفیت مردمسالاری و باورمندی به تاثیر آرای عمومی در تعیین اولویتهای سیاستگذاری جریانات سیاسی به نقش خود در شکل گیری معادله رای می اندیشند.
بدیهی است انتخابات آتی نیز مانند چند انتخابات گذشته انتخاباتی برنامه محور و نه شخص محور خواهد بود و اغلب احزاب و گروهها در ماههای اخیر به طور جدی تنظیم برنامه ها و اولویتهای خو د را برای اداره کشور روی میز کارشان قرار داده اند و بدون تردید آنهایی که این روزها حاضر نیستند برای روزهای پس از پیروزی فکر کنند از هم‌اینک شکست خورده اند. کهنه سربازان می گویند: پیروزی بدون سنگر باتلاقی است که فرصت تجربه شکست را میرباید.
تا کنون اسامی متعددی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 88 در فضای سیاسی کشور مطرح شده است.احمدی نژاد، خاتمی، کروبی، محمد هاشمی، قالیباف، روحانی، رضایی و...هر کدام نماینده جریانات سیاسی رقیب در کشور هستند که برخی از چند ماه پیش با هدف گرفتن مرکز طیف رای به استمزاج نظر مردم و میزان جایگاهشان در افکار عمومی پرداخته اند.
اما نوعا اغلب گمانه زنی ها بر این پایه استوارند که احمدی نژاد درست در کانون رقابت انتخابات آینده به عنوان یک متغیر مستقل قرار دارد و رقیب جدی وی باید واجد نوعی تقابل گفتمانی با او باشد. این تقابل گفتمانی مسبوق به هم گفتمانی و نه یکسانی است. یعنی احمدی نژاد را با شعارهایی مثل آزادی و دموکراسی، مقرری ماهانه پنجاه هزار تومانی برای مردم، تکنوکراسی اصولگرایانه و یا نوستالژی خاطرات جنگ نمی توان شکست داد بلکه احمدی نژاد هماوردی می طلبد که شعارهایش از جنس برنامه های مدون برای پیشرفت کشور،گسترش عدالت و سازندگی باشد.کانون رقابت اینجا خواهد بود.
مشخصا اعتقاد بر این است که رقیب احمدی نژاد در بین اسامی که تا کنون مطرح شده حضور ندارد. این رقیب غایب در چند ماه آینده چاره ای جز رخ نمایی ندارد. باید منتظر نشست و رخدادهای چند ماه آتی را به دقت مورد واکاوی قرار داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات