رضا فاطمی
با استعفای محمود فرشیدی وزیر آموزش وپرورش، هفتمین عضو کابینه دولت نهم از کار کناره گرفت تا جانشین وی سکان اداره امور را در این وزارتخانه بر عهده بگیرد. پیش از این نیز شاهد برکناری استانداران و مدیران ارشدی در سطح وزارتخانه ها بودیم که این تغییرات و جابه جایی ها به سوژه داغ این روزهای رسانه ها و محافل سیاسی تبدیل شده است.
منتقدان این جابه جایی ها معتقدند شیوه ای که رئیس جمهور در عزل و نصب ها برگزیده است دارای پیام ها و پیامدهایی است که عمده ترین آنها عبارتند از:
1- جابه جایی های گسترده در بدنه دولت نشان می دهد که احمدی نژاد در انتخاب اولیه خود به خطا رفته است که اینگونه پس از دو سال، مجبور به ترمیم تیم مدیریتی خود می شود.
2- این برکناری های زودهنگام باعث عدم ثبات در مدیریت ها می شود به گونه ای که اولا وزارتخانه ها از داشتن برنامه و چشم انداز چندساله محروم می شوند و ثانیا مدیران خلاقیت و ابتکارات خود را از دست داده و به مدیرانی عصا به دست تبدیل می شوند.
3- تجربه دو سال گذشته نشان داده، جانشینان وزرا و استانداران برکنار شده، تفاوت چشمگیری با وزرای قبلی نداشته و در سطح نزدیکی هستند.
4- جابه جایی های گسترده در بدنه دولت باعث می شود مدیران احساس هویت و تعلق خود را به دولت از دست بدهند.
5- رئیس جمهور می تواند بخشی از ضعف های موجود در بدنه مدیریتی کشور را با تزریق معاونان و مدیران کل توانمند به وزارتخانه ها ترمیم نماید.
6- تغییرات پیاپی در سطوح بالای مدیریتی، حامل تاثیرات منفی گسترده ای هم بر سطوح میانی مدیریتی یک وزارتخانه خواهد بود و این امر علاوه بر هزینه های سنگین مدیریتی، نابسامانی هایی را نیز در بدنه اجرایی کشور باعث می شود.
اما در پاسخ به این انتقادها می توان از تدبیر دولت نهم در این جابه جایی ها اینگونه دفاع کرد که: باید بپذیریم که پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری مولود هیچ حزب و جریان سیاسی ای نبود بنابراین وی فاقد یک تیم منسجم و کارآزموده مدیریتی برای تشکیل دولت و کابینه بود. از این رو طبیعی بود که ایشان وزرای خود را از میان افرادی انتخاب نماید که اگر چه مانند وی نمی اندیشند اما دارای بیشترین قرابت فکری و مدیریتی با وی هستند. در طول دو سال گذشته برخی از این افراد نشان دادند که نمی توانند همپای ایده های دولت نهم چرخ اداره کشور را بچرخانند.
از سوی دیگر، دکتر احمدی نژاد در جلسه معرفی کابینه خود به مجلس، به صراحت اعلام کرد که با وزیران کابینه اش میثاق یک ساله بسته است و وزیران پیشنهادی او از مجلس رای اعتماد یک ساله می گیرند. احمدی نژاد نشان داده است که کارکرد محور است و چنانچه احساس نماید نزدیک ترین دوستان وی در مناصبی ناکارآمد هستند، آنان را برکنار و نیروهای تازه نفس و کارآمد جایگزین آنان می نماید.
این شجاعت احمدی نژاد را باید ستود که از آبروی خود هزینه می کند و اعلام می نماید بنده در انتخاب برخی وزیران و معاونان خطا کردم و حال می خواهم خطای خود را جبران نمایم. به راستی چرا نباید این روحیه انقلابی را گرامی داشت و ارج نهاد؟ منتقدان امروز چرا هیچ گاه از وزارت 16 ساله وزرای سابق لب به شکواییه نمی گشایند؛ وزیرانی که با تمامی ضعف ها و ناکارآمدی ها، چهار دوره بر کرسی وزارت نشستند و از بیشترین انتقادها برخوردار بودند؛ آیا در عمر 16 ساله دولت های گذشته، هیچ وزیر و استاندار ضعیفی وجود نداشت که باید از کار برکنار می شد؟ چه بسیار وزیران و مدیران ضعیفی که به بهانه های واهی همچون حفظ آبرو، سال ها به عنوان استخوان لای زخم باقی می ماندند و چوب ناکارآمدی را بر پیکره نظام اسلامی پیاپی فرود می آوردند. در دوره گذشته شاهد بودیم وزیری که تا شب قبل از معرفی به مجلس برای وزارت تعاون در نظر گرفته شده بود، به یک باره برای وزارت آموزش وپرورش برگزیده می شود و بعد هم با ضعیف ترین کارنامه عملکرد، همچنان بر کرسی وزارت تکیه می زند تا مجلس مجبور به استیضاح وی شود.
احمدی نژاد به هیچ مدیر خود چک سفید نداده است همانگونه که مردم به احمدی نژاد چک سفید نداده اند. احمدی نژاد معتقد است این جابه جایی ها به رویش ها و زایش های جدیدی در بدنه مدیریتی کشور منجر خواهد شد و تغییر 7 عضو کابینه در مدت 26 ماه، اقدامی غیرمتعارف نیست و در کشورهایی چون ایتالیا، ژاپن و فرانسه بارها شاهد بوده ایم که در طول چهار سال، کابینه دچار تحولات جدی می شود و گاه کل اعضای کابینه به یک باره استعفا می دهند تا رئیس کابینه دوباره نیروهای خود را انتخاب نماید. در عین حال انکار نمی کنیم که دولت باید تدبیری برای توجیه مردم، رسانه ها و جناح های سیاسی کشور داشته باشد تا شبهات و انتقادها کنترل و پاسخ داده شود.