صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۳  ، 
کد خبر : ۶۲۵۴۷

فرمانده؛ معیار مجسم ارزشهای سازمان


تهاجم فرهنگی نتیجه تفاوت فرهنگی
در توصیفی که آمریکایی ها از قرن 21 می کنند این عبارت را می یابید که این قرن، قرن نزدیک شدن شتاب دار همه قاره ها به هم است. یعنی از جهان یک دهکده کوچک ساخته شود و مرزهای حاکمیت ملی از بین برود. سنتها و عادات اجتماعی همه به هم نزدیک شود. براساس تعریف آمریکایی ها جهان به نام( Globalization) یا جهانی سازی با شتابی رشددهنده به سوی یکی شدن و یک پارچه شدن پیش می رود. به این معنی که همه کسانی که در جهان زندگی می کنند شهروندان واحد دهکده جهانی باشند با سه خصوصیت: اول (Shared Ideas) از دید آمریکایی ها همه جوامع باید دارای یکپارچگی اعتقادی باشند. مبدا تولید این ارزش یکسان غرب است به معنای (Westernization) . جهانی سازی به معنای غربی سازی است. Monopoilzation)) هم گفته می شود یعنی انحصارگرایی اخلاق و رفتار و ایده ها. تمام تلاشی که آمریکایی ها در ابعاد فرهنگی دارند صورت می دهند این است که مروج ایده های جهان پسند و یکسان باشند. خصوصیت دوم (Common Goods) یعنی همه جهان باید مصرف کننده کالاهای یکسان باشند. همه دنیا باید دارای سبک زندگی یکسانی باشند. حتی تغذیه و اسباب و اثاثیه یکسانی داشته باشند. یعنی در عین حال که زیر یک سقف هستند، اما ارتباطاتشان از درون خانه با محیط دیگری است. این می شود همان جهانی سازی فرهنگی و مدیریت ادراک جهانی. (social perception management) یعنی درک جوامع از حوادث، فعل و انفعالات همه توسط یک مرکز جهانی فرهنگی مدیریت شود.
سومین خصوصیتی که انسان عصر حاضر باید از دیدگاه آمریکایی ها داشته باشد داشتن اطلاعات یکسان در یک زمان برای همه است.(Same Information at the Same Time) همه ما نسبت به اتفاقی که در شرق مدیترانه یا در مکزیک می افتد دارای برداشتی یکسان باشیم. یعنی مدیریت داده ها و اطلاعاتی که به ذهن ما رجوع می کند. واقعیت هر چه هست مهم نیست، مهم تصویری که از واقعیت در ذهن ما شکل می گیرد، است. آمریکایی ها می خواهند این را مدیریت کنند اسمش را هم می گذارند عملیات روانی و این یعنی مدیریت ذهن طرف مقابل. ما در چنین فضایی زندگی می کنیم.
هر چه تفاوت ایدئولوژی و اعتقاد و فرهنگ ملتها با این فرهنگ جهانی بیشتر باشد، جریان تهاجم فرهنگی سنگین تر است. یعنی هر کجا که سطح طراز فرهنگ ها تفاوت بیشتری داشته باشد، این پدیده خطرناک تر است. هر کجا هم که فرهنگ ملی با فرهنگ غربی تفاضل زیادی دارد شدت جریان تهاجم فرهنگی وسیع تر است. ایران مصداق کامل این اختلاف پتانسیل قوی فرهنگی و در نتیجه تقابل شدید فرهنگی است.
این بسیار جدی است و درباره سپاه از همه جا جدی تر. چون بیشترین اعتقادی که تولید قدرت می کند در اختیار سپاه است. اعتقادی که سپاه ایجاد می کند با اعتقاد جاهای دیگر فرق می کند سپاهی که قدرت و اصطکاک ایجاد می کند. در مقابل هجمه دشمن. بنابراین این که فکر کنیم فقط جامعه تحت تاثیر این تهاجم است ، غلط است اتفاقا ما بیشتر تحت تاثیر هستیم، اگر دقت کنیم.
فرمانده ، چهره ایده آل و آرمانی ما چه وظیفه ای داریم؟ نگرش خدا به انسان بسیار نگرش قوی ای است، به گونه ای که خداوند یک آدم را معادل همه بشریت می داند و خداوند به همه آدمها این قدر بزرگ و ارزشمند نگاه می کند ما باید نگاهمان را اول به انسان درست بکنیم. نگاه طبقاتی به افراد نداشته باشیم. یعنی به روی دوش آدم ها نگاه نکنیم. بلکه برایشان ارزش قائل شویم. درک این موضوع که ما فصل مشترک های بسیار قوی داریم و اختلاف نظرهای بسیار کوچک. فصل مشترک ما با سربازان، درجه داران و افسران این است که ما همه مسلمان شیعه هستیم. این اشتراک هم خیلی عظیم و بزرگ است. من با یک سرباز هر دو شیعه هستیم. هر دو اهل بیت (ع) را دوست داریم و هر دو اهل نمازیم و هر دو ایرانی هستیم. در یک وطن زندگی می کنیم. از یک آب و خاک تغذیه می کنیم. آداب و رسوم و فرهنگ و تاریخ مشترک داریم. هر اتفاقی برای ایران بیفتد برای همه می افتد. ما به هم نیاز داریم. ما جنازه هم را تشییع و دفن می کنیم و همه پاسداریم. همه برای دفاع از دین خدا این لباس را پوشیده ایم . یک تفاوت داریم و آن هم درجه هایمان است که آن هم خیلی بزرگ نیست. اینها اعتباری هستند، قراردادی هستند. یک روز به آدم می دهند. این تفاوت نقش است نه تفاوت ارزش. این درجه ها به ما نقش های متفاوت می دهد نه ارزشهای ماندگار بالا. نمی گویم بی ارزش است. درجه هفت هم از 18 کم ارزش تر نیست. در یک تابلوی نقاشی هر چیزی یک نقشی و یک رنگی دارد. سپاه هم مثل یک تابلوی نقاشی است که هر کسی در آن بخشی از این نقش است. «ان اکرمکم عندالله اتقکم» به جای خودش باقی است.
این نقش خیلی قوی است. نقش شما بسیار قدرتمند است. نقش فرمانده و مدیر بسیار تعیین کننده و اثرگذار است. من اولین بار که سال 62 محضر آقا رسیدم، یک عبارتی از ایشان یادم هست فرمودند: در فرماندهی عنصری از رهبری نهفته است. یعنی فرمانده رهبر گروه خودش است و رهبری یعنی هنر نفوذ در عقاید، در احساسات و طرز تفکر و رفتار و حق انتخاب دیگران. فرمانده معیار مجسم ارزش های سازمان است. فرمانده قله سازمان است. عین این عبارت هم از فرمایشات آقا است که برای فرماندهان سپاه فرمودند که شما مثل قله هستید. از شما باید معنویت بجوشد و به بدنه سرازیر شود. یعنی فرمانده چهره آرمانی و ایده آل سازمان خودش است. باید این طور باشیم که افراد به ما نگاه کنند و علاقه مند باشند که به شخصیت ما نزدیک شوند. یعنی باید ما را بپسندند. فرمانده یک شخصیت قابل تکثیر است. یعنی باید شخصیتش از ساختار وجودی خودش فراتر رفته و در دیگران تکرار شود. رهبری یعنی تکرار شخصیت در وجود دیگران. برای همین هر کشوری که رهبر بزرگ دارد، قدرت بزرگ دارد. چون این رهبر بزرگی اش در ملت تکثیر و تفسیر می شود. جوامعی که رهبران بزرگ دارند، تک تک افرادشان بزرگ می شوند. فرمانده یعنی کسی که بخشی از رهبری را همراه دارد. فرماندهی بنده از جانب رهبر معظم انقلاب به من تفویض شده است، من از خودم فرماندهی ندارم. پس این جریان ادامه جریان رهبری است. باید آنچنان که شایسته رهبر معظم انقلاب است این جریان در بدنه نفوذ پیداکند. برای همین حضرت علی (ع) در آن نامه ای که به عثمان بن حنیف که فرمانده بصره بوده، می نویسند:«به من خبر رسیده که تو را به سفره ای دعوت کرده اند که فقرا را دور می کردند و ثروتمندان بودند.» ایشان اشاره می کند که من که امام شما هستم از این دنیا به دو قرص نان و یک لباس پاره اکتفا کردم. شما نمی توانید در ورع و پارسایی به من برسید ولی به من نزدیک شوید در این مسائل. یک عمل این فرمانده این قدر مهم بوده که امام برای او نامه عتاب آمیز می نویسد. این پیامها مربوط به زمان خاص و فرد خاصی نیست. فرماندهی شما تجلی فرماندهی فرمانده کل قوا در این محدوده خاص است. یعنی نقش این قدر قداست دارد و مهم است.
بنابراین یک فرمانده آن اعتقادات و شایستگی ها و باورها و تواضع و وقار و جمع بین صفات خوب را داشته باشد. فرمانده باید مثل نوری باشد که وقت تجزیه می شود همه طیف ها از آن ساطع شود.
ما وقتی آدم های ساده ای در این سازمان بودیم خودمان انتظارات بزرگی از فرماندهان مان داشتیم. انتظار صداقت و کرامت و بزرگواری و سعه صدر و ... داشتیم. ما باید در عین اینکه دل دریایی داریم و با نگاه اغماض و بزرگواری به موضوعات نگاه می کنیم، در قبال آن چه که به سازمان ضربه وارد می کند، کوتاه نیاییم و سازش نکنیم. در ظرافت ها انسان ها بزرگ می شوند. باید به ظرافت ها توجه کنیم. یعنی نقش های ریز بسیار تاثیرگذار هستند و اهمیت دارند. اینکه می گویم باید دل دریایی داشته باشیم یعنی جایی که به خودمان برمی گردد،باید جرات عذرخواهی کردن و پشیمان شدن داشته باشیم. این در نیروها اعتماد ایجاد می کند.
سپاه تجلی انسانیت تام
فرمانده نقطه ای است که همه دوست دارند به او نزدیک شوند نه به خاطر جاه و مقام بلکه به خاطر ارزشهای بزرگی که فرمانده در وجود خودش ثبت می کند. او مدیر خوب، سخت گیر و جدی در کار است. در مهربانی و عطوفت فرمانده حتما پیشگام است. الگو بودن جزو ذات فرمانده است. ما هم فقط نمی خواهیم در مدیریت مکانیکی الگو باشیم. این سبک مدیریت را سازمانهای نظامی کشورهای دیگر جهان هم دارند، تجهیزات قوی، آموزشهای قوی ، پشتیبانی روان، مدیریت های خوب و ... دارند. اما کافی نیست. سپاه علاوه بر اینکه اینها را باید داشته باشد، باید تجلی انسانیت تام در شخصیت آدم ها باشد. این همه جا نیست. همه ارتشهای دنیا این را ندارند. در این صورت در ترکیب با آن عناصر یک سازمان معجزه گری را ایجاد می کند. خلاف تصور عملش پیروز شود. سپاه هم تا به حال با تکیه بر همین عنصر موفق بوده است.
اگر مردم عزت دارند، آرامش دارند، امنیت دارند و ... برای این است که عده ای آدم از آرزوهای خودشان چشم پوشی کردند و به آرزوهای ملی فکر کردند. منظور از ملی همان چیزی است که همه ملت ما می خواهند یعنی آزادی ، استقلال، اسلام و ... این افتخار بزرگی است و به دست هر کسی هم سپرده نمی شود ما باید از آرزوهای فردی چشم پوشی کنیم و به آرمانهای ملی بپردازیم.
بنابراین ما باید از خودمان خیلی مایه بگذاریم. ارتباطات مان را با بدنه قوی کنیم، از ابعاد انسانی و عاطفی. ولی جدیت در کار و مجاهدت برای قدرتمند شدن را فراموش نکنیم. هیچ چیزی نباید جای چیز دیگری را بگیرد. به بهانه مهربانی نباید کار و جدیت را فراموش کنیم و به بهانه جدیت نباید خشونتهای انسانی اعمال کنیم. اینها واقعا زیبا نیست. اجازه بدهیم که نیروها نقطه نظراتشان را بیان کنند. اگر با احترام رفتار کنیم آنها ابهاماتشان برطرف می شود. قرآن به پیامبر می فرماید:« اگر غلیظ القلب باشی، مردم از اطرافت پراکنده می شوند. ما هم باید همینطور باشیم. باید نیروها به ما اعتماد داشته باشند و ما را قبول کنند و از درون معتقد به دستورات ما باشند و عمل کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات