مهدی بستانآبادی
در بیان و بررسی وظایف اخلاقی مدیران، به ششمین وظیفه اخلاقی مدیران در حیطه خلقیات فردی یعنی زهد، ساده زیستی و ترک دنیا گرایی رسیده ایم.
جهت تبیین زهد و معرفی زوایای آن برای مدیران، ابتدا مقدمه ای در خصوص هدف خلقت انسان و اثبات لزوم ترک دنیا و علقه های مادی آن برای عموم مردم و در راس ایشان مدیران و مسئولان، بیان داشته و آنگاه به تعریف زهد، انواع زهد و در نهایت ضرورت زهد برای مدیران و آثار و تبعات فردی و اجتماعی آن پرداخته می شود.
هدف از خلقت انسان: اولا، با توجه به حکمت خداوند، جای تردید نیست که هدف از خلقت جهان کمال است و خدا موجودات این جهان و در راس آنها انسان را آفریده تا آنها را به کمال برساند و غیر از این نیز در مورد خداوند حکیم نمی توان تصور نمود.
ثانیا، کمال موجودات عالم به معنای حرکت ایشان از نقص به فزونی می باشد، چنانچه کمال جماد رسیدن به نبات و افزودن نیروی «نمو» بر داشته های خویش و کمال نبات و گیاه، رسیدن به حیوان و جبران نقایص خویش بوده و حیوان نیز می خواهد خود را در قالب انسان درآورده و از کمالات اضافی او استفاده نماید. کمال انسانی نیز هرچه هست باید چیزی باشد که نیروی بیشتری از آنچه اکنون دارد (چه از نظر روح و چه از نظر جسم) آن نیرو را بدو ببخشد و آنچه نقصان است به تدریج از وجود وی بیرون برده و او را به اوج و عظمت برساند.
لذا، آن کس که هدف خلقت انسان را پرداختن به مادیات اعم از خوراک، پوشاک، مسکن، نیازهای جنسی و5 و استفاده اکمل از آنها از هرطریقی - ولو با ظلم و تعدی به دیگران- می داند و نیز هدف خلقت انسان را تفوق بر دیگران و خودپرستی فردی دانسته است، تنها جنبه مادی کمال و جسم را (آن هم به نحو ناقص) در نظر گرفته و روح و جان را به کلی از نظر دور داشته و در نتیجه به جای آنکه مقام انسانی را به کمال رسانده و او را به مقام فرشتگان و بالاتر از آن اوج دهد، بالعکس به عالم حیوانات و بلکه پست تر از آن تنزل داده است. همچنین آن کس که کمال انسانی را تنها در علم یا اخلاق اجتماعی یا فردی معرفی کرده است، وی نیز تمامی خواسته های جسم و جان و تمام وسایل و ابزار کمال و هدف اعلی را در نظر نیاورده و با دیده ای کوتاه بدین مقام نگریسته است.
آدمی باید بداند که کمال وی محدود به این دنیا و مقید به این جهان نبوده و حتی علم و اخلاق و به طور کلی هرچه مربوط به این جهان محدود است نمی تواند هدف خلقت و کمال مطلوب او باشد و عشق به کمال و تعالی را که در نهاد وی از سوی خالق حکیم وی نهاده شده او را اقناع کرده و بدو آرامش خاطر ببخشد، بلکه این جهان و متعلقات آن همگی وسایل و ابزار برای رسیدن به آن مقام عالی است. آدمی باید بداند که کمال حقیقی او همانا تقرب به خدا و رسیدن به مقام قرب حق تعالی است و هرچه انسان بتواند صفات کمالیه حق تعالی را بیشتر و بهتر در وجود خود کسب کند و بهتر به صفات او متصف گردد، آنگاه نقائص وجودی خود را بیشتر از میان برداشته و به کمال بیشتر و بالاتری نائل گشته است. در قرآن کریم آیاتی است که بیانگر هدف خلقت و طریق حقیقی کمال و تعالی انسان می باشد: «نیافریدیم جن و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند». (الذاریات/56)؛ آیات 117 تا 119 سوره هود که غرض از خلقت را رحمت پروردگار تعیین فرموده است؛ «بگو اگر دعای شما نباشد پروردگار من به ما توجهی نداشت.» (فرقان/77)
با بررسی مجموع این سه آیه، هدف خلقت انسان در درجه اول عبادت و پرستش حق تعالی است تا بدینوسیله میان خود و پروردگار عالم ارتباط برقرار ساخته و متوجه او گردد و در نتیجه به هدف نهایی و کمال مطلوب خود که مقام قرب حق باشد، برسد و قابل درک فیوضات بی نهایت و عنایات بی پایان او گردد و به تعبیر قرآن، مورد رحمت و هدایت پروردگار قرار گیرد. به بیانی دیگر، در اینجا سه غرض مترتب بر یکدیگر است: تکلیف و عبادت و معرفت. یعنی خدای تعالی بندگان را خلق کرد تا آنها را مامور به فرمانبرداری و بندگی کند و آنان از طریق عبادت و بندگی، در حق او معرفت پیدا کرده و به مقام قرب او و کمال مقصود و سعادت ابدی نائل شوند.