«شهرام جزایری21سال زودتر خود را آزاد کرد» ! وقتی این تیتر عاطفی را در صفحه اول یک روزنامه مدعی اصلاحات- به قرائت مشارکتی- می بینم، ناخودآگاه به یاد گزارشی عاطفی می افتم که روزنامه دولتی ایران،روز 11دی 1380 (روز آغاز محاکمه شهرام جزایری) به نفع این مفسد اقتصادی نوشت. تصادفاً مدیر مسئول روزنامه اخیر، مدیر مسئول همان روزگار ارگان مطبوعاتی دولت است. دی ماه سال 80 نام شهرام جزایری تازه بر سر زبان ها افتاده بود. روزنامه ایران که توسط گروهی از نیروهای حزب مشارکت اداره می شد، درگزارشی تحریف شده و البته عاطفی چنین نوشت؛ «جزایری جوانی جسور و تاجری باهوش، خیرخواه، فرهنگی و دست و دلباز بود که قربانی ساختار معیوب نظام اداری و اقتصادی شد... او بذل و بخشش های عام المنفعه داشت». روزنامه ایران فردای آن روز هم، تصویری از جزایری را در دادگاه چاپ کرد که در گزارش مربوط آن نوشته شده بود «مرد جوان هنگام پایین آمدن از پله های مجتمع قضایی بدون اینکه چیزی بگوید، شروع به گریه کرد»! گذر زمان البته معلوم کرد این جوان «دست و دلباز و خیرخواه»، به مفهوم واقعی کلمه مفسدی اقتصادی است که با پرداخت رشوه و خرید یا جلب اعتماد پاره ای از نمایندگان مجلس و دولت وقت- و البته برخی چهره های منتسب به جریان مقابل- اقدام به اخلال در نظام اقتصادی و رانت خواری کرده است. به تدریج معلوم شد این آدم یک لاقبا که به قول خودش از بستنی و سمبوسه فروشی شروع کرده، با زدوبند به درآمد نامشروعی در حد 160میلیارد تومان دست یافته و توانسته در کنار دریافت 50میلیون دلار وام از صندوق ضمانت صادرات، 90میلیارد تومان تسهیلات غیر ارزی هم از سیستم بانکی دریافت کند و در ازای آن 400میلیون تومان به رئیس صندوق ضمانت صادرات، 400میلیون تومان به یک معاون وزارت بازرگانی، چند میلیارد تومان به گروهی از نمایندگان و اعضای هیئت رئیسه مجلس ششم، برخی مطبوعات مدعی «دانستن حق مردم است» و... هدیه دهد. شهرام جزایری مفسد مسلم اقتصادی با قصور یا تقصیر برخی دست اندرکاران پرونده متواری شده است. این خبر که کام مردم و جریان های مستقل را تلخ کرد، البته بهانه ای هم شد تا جماعتی آلوده دامن، به تسویه حساب با نظام بپردازند. آنها البته طایفه ای بودند که هرگاه اراده ای برای مبارزه با فساد اقتصادی شکل گرفت، سنگ اندازی کردند و سد راه شدند و اکنون اگر عقده گشایی می کردند، نه اعتراض به قسمت های فشل و ناکارآمد در دستگاه قضایی بود بلکه می کوشیدند به خیال خود تیر بر سینه بخش ها و چهره های مصمم به مبارزه با فساد اقتصادی بزنند یا لااقل تا مدت ها ترمز این اراده را بکشند و الا چه کسی باور می کند روزنامه مدعی اعتمادسازی که با جمع آوری برخی عوامل روزنامه زنجیره ای شرق و به مدیر مسئولی یک نماینده مجلس ششم منتشر می شود و دست بر قضا آن آقای نماینده (الف-ح) 170میلیون تومان و یک خط و گوشی موبایل از جزایری هدیه گرفته، اینک نگران و معترض نسبت به فرار این مفسد اقتصادی باشد و اشک تمساح بریزد که بله! از اول هم معلوم بود به میان کشیدن این پرونده علیه اصلاحات و ارکان نظام از جمله مجلس اصلاحات می باشد که از سوی مخالفان اصلاحات در کشور طراحی شده است! از کدام نظام سخن می گویند؟ از نظامی که مقتدای آن، با پیگیری و تاکید، اسباب کشف و به دام افتادن مفسدی اقتصادی چون شهرام جزایری شد و نظامی که قضات و چهره های قضایی پاکدامن آن نظیر آیت الله بهشتی و اسدالله لاجوردی به اعتبار ساده زیستی و عدالت طلبی مصرانه به دست معاندان لت و پار شدند و در مظلومیت تمام، خونشان ریخت؟ یا منظورشان از نظام، مجموعه ها و عناصری است که در همان مجلس و دولت کذایی- حساب چهره های خدوم و فداکار جداست- برای امثال شهرام جزایری کارت 500برای تردد در راهروها و پستوهای مجلس جور کردند و به تعبیر آقای شاهی عربلو- یکی از متهمان به دریافت پول از جزایری- از وی دعوت کردند تا هنگام بررسی طرح- دقت کنید!- «عدم الزام بانک ها به اخذ وثیقه های ملکی و جلب سرمایه گذاری خارجی» و بهانه های دیگر، تحت عنوان کارشناس، مکرراً به مجلس رفت و آمد کند، با کارتی که به امضای هیئت رئیسه رسیده بود؟! آری جماعتی کوشیدند در نظام مردمی و الهی جمهوری اسلامی به «حاکمیت دوگانه» دامن بزنند که متاسفانه در مقطعی موفق هم شدند و قطبی متنفذ و آلوده از قدرت درست کردند که اساساً با دیانت، عدالت خواهی، جماعت پا برهنگان و احقاق حق آنها مسئله داشت. بله، همین طیف برای خود قاضی استخدام کردند و وکیل مجلس خریدند و مدیر دولتی تور کردند و روزنامه ها و سایت هایی را وام دار خود کردند و سوار بر شانه برخی گروه های دانشجویی شدند و... شد آنچه شد؛ ماجرای تلخ بی عدالتی و پنجه کشیدن بر سیمای نظام عدالت. کیهان روزهای سختی را گذراند آن زمان که جرئت کرد ارتباط شماری از همین نمایندگان و عناصر متنفذ را با اسم و رسم به چاپ برساند. آن روزها در حالی که روزنامه دولت چنان می نگاشت، ارگان شهرداری هم در مضمونی مشابه چنین القا می کرد که «قرار است گروهی مدیر دولتی را به بهانه شهرام جزایری دراز کنند». آن روز که جزایری به دام افتاده بود، گروهی ماتم گرفته بودند و عکس او را با شرح «گریه مظلومانه» چاپ می کردند و امروز که او گریخته همان طایفه، این بار شادمان، عکس های توأم با پوزخند و خنده وی را منتشر می کنند. آیا باطن این خنده و آن گریه یکی نیست؟ برای روزنامه نگاران مستقل، تلخ و گزنده است و برای مردم نیز که وسط روز روشن، مفسدی اقتصادی که تحت الحفظ منتقل می شده، بگریزد در حالی که پیشاپیش خانواده اش را نیز به دوبی فرستاده است. برای مردم و آنها که دل در گرو مردم دارند، زهرخندهای تصویر شهرام جزایری در برخی روزنامه های آلوده به زد و بندهای اقتصادی، در حقیقت پوزخند به خود مردم و نظام ارزشمندی است که همین مردم به اعتبار ارادت و محبت و دلبستگی، روز 22 بهمن برای او به خیابان ها ریختند. چاره ای نیست. باید تکلیف را یکبار برای همیشه یکسره کرد. همراهی و سرویس دهی به مفسدان اقتصادی که در حقیقت محارب و تروریست اقتصادی هستند و خون ملت را در شیشه کرده اند و از بیت المال او دزدیده و اغلب بر علیه نظام محبوب همین ملت هزینه کرده اند، خیانت و جنایت است. دستانی چنین خائن و جنایتکار را باید از آستین ملت و کشور برید وگرنه همان می شود که آقای نماینده مجلس 4 ملک بزرگ و مرغوب را در اهواز به همراه 300 میلیون تومان از شهرام جزایری می گیرد و بعد که به دست مردم همان شهر از نمایندگی ساقط شد، سر از معاونت وزارت راه درمی آورد و چون دوره برگزاری انتخابات مجلس هفتم می شود، در شمار گروهی از معاونان وزرا قرار می گیرد که با انتشار نامه سرگشاده ضمن تهدید به استعفا، خواستار بایکوت و عدم برگزاری انتخابات! از سوی دولت شده اند. شهرام جزایری در دوبی است یا از مرز کردستان گریخته؟! آیا هنوز از مرز خارج نشده؟ آیا او در آخرین روزهای قبل از فرار در وضعیت مبهم و مرخصی مانند و در اقامتگاهی هتل گونه روزگار سر می کرده یا چنین شایعه ای واقعیت ندارد؟ آیا سرویس های بیگانه در فراری دادن این مفسد اقتصادی سهیم بوده اند تا بتوانند بهره برداری جدیدی از وی کنند یا نه، حلقه ای داخلی در این پروژه دست داشته است؟ مرور زمان، حقیقت سؤال ها و شایعاتی از این دست را روشن خواهد کرد اما مهم این است که نگذاریم جماعتی خائن- ولی همیشه طلبکار- خیال کنند در شهر کوران زندگی می کنند و کسی حافظه درست و درمانی ندارد و سر مردم را می شود به هر نحو دلخواه گول مالید. مهم این است که اکنون که دولتی عدالتخواه سر کار آمده و لااقل ریشه سیاسی بسیاری از فسادهای آنچنانی خشکانده شده، قوه قضائیه برای دفاع از عزت و حرمت انبوهی از عناصر خدوم و زحمتکش این دستگاه، تکلیف خود را با موضوع «مبارزه با مفاسد اقتصادی» یکسره کند. اصلاح قوانین و روال ها و شناسایی گریزگاه ها و نقاط فسادخیز و... به جای خود ضروری و محفوظ! اما بالاخره از لفظ «مبارزه»، جز مفهوم برخورد قاطع و خشن- و در عین حال دقیق و استوار- با مفسدان اقتصادی و حامیان اتوکشیده آنها استنباط نمی شود. بازداشت شهرام جزایری و برخورد در خور با وی، حداقل توقع افکار عمومی است اما توقع اصیل تر و گسترده تر آن است که با مفسدان و محاربان اقتصادی- به تعبیر درست کلمه تروریست های اقتصادی- همان گونه محکم برخورد شود که با تروریست های نظامی و امنیتی و سیاسی. یکبار برای همیشه باید تکلیف خود را با این مسئله یکسره کنیم.