صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۶۲۹۶۰

چشم‌انداز یک سفر


حسین امیدى
ژنرال میشل سلیمان که به عنوان حاصل یک انتخاب توافقی از سوی دو جبهه اصلی رقیب در لبنان به ریاست جمهوری رسیده، پس از دیدار با بوش در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل و مبارک در مصر و ملک عبدالله در عربستان و بشار اسد در سوریه، دیدار از تهران را به انجام رساند.
این اقدام میشل سلیمان در مفهوم شکلی، نشان دهنده تمایل وی برای حفظ موازنه های لازم در ایجاد و حفظ آرامش در لبنان است. اگرچه باورهای میشل سلیمان طی تصدی فرماندهی ارتش لبنان در یک روحیه ملی و همسویی با مقاومت ضد اسرائیلی تجلی داشته، ولی هوشمندی وی برای مدیریت در محیط داخلی و خارجی لبنان قابل توجه می باشد.
سفر دو روزه میشل سلیمان و هیئت همراه پنجاه نفره که 6 وزیر کابینه در بین آنها بودند نشان از اهمیتی است که دولت لبنان در مناسبات با تهران مورد تاکید قرار می دهد.
دیدارهای فشرده میشل سلیمان با کلیه سطوح سیاسی از رهبری معظم انقلاب، رئیس جمهور، رئیس پارلمان و رئیس شورای عالی امنیت ملی، وزیر دفاع و وزیر خارجه ایران و مذاکرات صورت گرفته با هر یک از مقامات ایرانی نیز دال بر اهمیت و عمق مناسبات دو کشور است.
بدیهی است که حمایت های همه جانبه ایران در کلیه مراحل حساسی که لبنان سپری کرده و مرحله حساس جنگ 33 روزه و امتداد سیاسی آن که توسط دیپلماسی مشترک آمریکا و برخی کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی به بحرانی گسترده تبدیل شد، از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
مناسبات دو کشور و روابط دو ملت ایران و لبنان برای هر دو کشور کارکردهای فوق العاده ای در برداشته و دارد. موقعیت راهبردی لبنان در معادلات منطقه ای و تاثیری که بر مسائل عمده مانند مناسبات عربی و مسئله فلسطین و به شکست کشاندن پروژه های آمریکایی - اسرائیلی دارد و نقشی که جمهوری اسلامی بر تحولات و معادلات لبنان داشته، موجب شده تا روابط دو کشور از حساسیتی خاص برخوردار باشد.
سفر میشل سلیمان از نگاهی دیگر در ادامه سفر رهبران و شخصیت های مارونی - مسیحی لبنان به تهران نیز می باشد که پس از سلیمان فرنجیه، امیل لحود و میشل عون صورت گرفته است.
البته این رویداد باید در دایره ای گسترده تر مفهوم یابی شده و در کنار نخبگان، روحانیون و مقامات سیاسی از دیگر طوائف لبنانی مورد ارزیابی قرار گیرد که مناسبات صمیمانه ای با تهران داشته و آن را در سفرهای خود مورد تاکید قرار داده اند. این بدان معناست که دیپلماسی ایرانی در لبنان، رفتاری همه شمول و با کلیه طوائف مذهبی و ملی به اجرا گذاشته و از تنگ نظری های سیاسی پرهیز کرده است. این همان نکته ای است که میشل سلیمان در سفر به تهران تاکید کرده و از نقش ایران در روند آشتی ملی قدردانی نموده است.
مولفه مهمی که موجب شده تا میشل سلیمان خواستار گسترش و توسعه مناسبات همه جانبه و به ویژه دفاعی با ایران گردد این است که رفتار دیپلماتیک و مواضع مقامات ایرانی، همواره بر منافع و سربلندی و عزت لبنان و مردم این کشور در مقابل تهدیدات و چالش های مختلف تاکید کرده و حمایت همه جانبه ایران از لبنان را به پشتوانه ای برای صلابت، ایستادگی و مقاومت در مقابل متجاوزین صهیونیستی و یا طرح های استعماری آمریکایی تبدیل کرده است.
مقام معظم رهبری الگوی مقاومت و وحدت در لبنان را ضامن پیروزی لبنان دانسته و تروریسم دست ساز برخی کشورهای عربی را که دامن خودشان را نیز گرفته، خطر و تهدید لبنان می داند و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین اجدادی خود را حتمی می داند. سه مسئله فوق، مهمترین عناوین سیاسی و امنیتی در لبنان هستند که محتوای رفتار و برنامه های جریان 14 مارس و حامیان خارجی آنها را نیز در بر می گیرد.
به همین دلیل است که سفر مقامات لبنانی به تهران از اهمیت و حساسیت ویژه ای برخوردار است و با نگرانی از سوی غرب و یا رژیم صهیونیستی و دستیاران عربی آنها دنبال می شود و برای موازنه سازی در سطح منطقه ای، بلافاصله سفر رهبران 14 مارس به مصر و عربستان و آمریکا با برجستگی تبلیغاتی همراه می شود.
از آنجا که لبنان در زمینه های وسیعی نیاز به همکاری با ایران دارد، دو سفیر ایران و لبنان در کمیته ای مشترک، مسئول بررسی این زمینه ها و گسترش و توسعه همکاری های موجود شده اند تا در سفر بعدی میشل سلیمان به تهران و یا سفر دکتر احمدی نژاد به لبنان (که طی ماه های آینده انجام می شود) به اسناد همکاری جدید تبدیل شوند.
گسترش همکاری های سیاسی، اقتصادی، صنعتی، علمی، بازرگانی و نظامی بین دو کشور، گامی مهم برای ایجاد دولت مقتدر در مقابل تهدیدات روزمره رژیم صهیونیستی است و بازتاب وسیعی نیز در عرصه داخلی بجای خواهد گذاشت. بهره مندی لبنان از توان نظامی و تسلیحاتی جدید، به سیاست های محدود سازی توان نظامی ارتش لبنان که همواره از سوی غرب و رژیم صهیونیستی اعمال شده، پایان خواهد داد و قابلیت های اجرایی برای ایستادگی و مقابله با تهدیدات و تخلفات روزمره ارتش صهیونیستی را فراهم می کند.
اگرچه نتایج جنگ 33 روزه و حاصل بحران سیاسی پس از آن، رژیم صهیونیستی و جریان 14 مارس را به نقطه ای رسانده که ریسک پذیری جدید امنیتی یا سیاسی توسط آنان را به حداقل کاهش داده است ولی گزارش دستگاه امنیتی اسرائیل و تلاش های مستمر مقامات آمریکایی به دنبال فعال کردن شکاف های سیاسی و بحران های جدید در لبنان است. این کار از سوی آمریکایی ها با مطرح کردن تانک های m06 و آموزش امنیتی برای پلیس در بخشهای ضد شورش با هدف نفوذ هر چه بیشتر در ارتش دنبال می شود و به خوبی می دانند که تانک های فوق تهدیدی برای اسرائیل محسوب نمی شود و قادر به مقابله با تهدیدات این رژیم نیست و کارکرد اصلی این تجهیزات در درگیری های داخلی لبنان خواهد بود.
دستگاه امنیتی اسرائیل نیز حمایت از 14 مارس در مسیر انتخابات پارلمانی را برای منافع اسرائیل حیاتی ارزیابی می کند. این بدان معناست که به جز حمایت های مالی و سیاسی خارجی، رژیم صهیونیستی به کارکردهای تروریستی در لبنان نیز می اندیشد تا مانند ترور رفیق حریری و جریان سازی در سه سال گذشته، یک بار دیگر فضای سیاسی و امنیتی لبنان را به سوی مناقشات افراطی و درگیری سوق داده و حتی از انتخابات پارلمانی جلوگیری کرده و از شکست و رسوایی 14 مارس در این انتخابات ممانعت به عمل آورد.
با عنایت به موضوعات فوق، می توان به اهمیت مناسبات لبنان و ایران و سفر میشل سلیمان بیش از پیش واقف گردید، چرا که مناسبات دوجانبه لبنان و ایران دارای ابعاد و کارکرد منطقه ای و راهبردی است و منافع این مناسبات برای دو ملت و دو کشور خواهد بود.
جایگاه منطقه ای ایران موجب شده تا تعداد دیگری از رهبران و یا شخصیت های منتسب به 14 مارس در انتظار دعوت ایران به سر ببرند و ارتباط با ایران را برای حیات سیاسی خود ضروری و الزامی ارزیابی کنند. این تمایل و درخواست، پس از انتخابات پارلمانی لبنان در اردیبهشت ماه آینده، با موج شدیدتری برای سفر به ایران از سوی این افراد دنبال خواهد شد و موقعیت محوری ایران در تحولات سیاسی لبنان را تاکید خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات