
بسم الله الرحمن الرحیم
صبح صادق:چندی است، گاه و بی گاه ، بی بهانه به شکل گفتاری و یا نوشتاری افرادی در ارتباط با وضعیت کشور مطالبی را ابراز می کنند. نمود اصلی اظهارات مجموعه این افراد در ادعای فوق العاده بودن، بحرانی بودن، وخیم بودن، حساس بودن و ... شرایط کشور است. اینکه انگیزه و قصد این افراد از چنین ادعاها و تصویر سازی ها در خصوص وضعیت کنونی کشور چیست، موضوع این نوشتار نیست. نوشتار حاضر بیشتر در پی آن است که به نحواجمالی این ادعاها را بررسی کند و صحت و سقم آن را با محک واقعیات موجود به سنجش آورد. عقل سلیم و منطق قوی حکم می کند برای اثبات ادعا در پیشگاه اهل فهم و درک ضرورتا می بایست ادله، قراین و شواهدی در تراز ادعا ارایه داد. فوق العاده بودن، بحرانی بودن وخیم بودن وحساس بودن نیازمند ادله ای با شان و مرتبه ای بلند درحد این واژگان است. اما در ادعاهای مطرح دریغ از یک دلیل و نشانه ای که به این قواره نزدیک و یا شباهت داشته باشد. کمبود گوجه فرنگی در فصل زمستان، جهش ناگهانی قیمت مسکن، کاهش چند روزه شاخص سهام، تجمع عده ای اندک در فلان مرکز، انفجار بمب در فلان شهر، تعطیلی فلان کارخانه و کارگاه و... فقط می توانند در زمره حوادثی باشند گذرا و با امکان به سامان آمدن دوباره که بیشتر این موارد به سامان هم آمدند. در علت رد شاخص های پیش گفته به عنوان عوامل اثبات کننده وجود بحران و... بایدگفت این شاخصه ها هیچ سنخیتی با مفهوم بحران وفوق العاده بودن و مفاهیمی از این دست ندارند. این راسته از مفاهیم بیانگر قرار گرفتن در لبه پرتگاه و آستانه سقوط است. به عبارتی یعنی از دست دادن همه چیز و هلاکت و نابودی قریب الوقوع، حال آن که تمامی کشورهای دنیا به شکل روزانه با موارد عدیده و مختلفی از جنس آنچه که از نگاه مجموعه مورد بحث نشانه های بحران تلقی شده مواجه و درگیر هستند و هیچگاه برای این مسایل از عنوان بحران و فوق العاده استفاده نمی کنند. مهم تر از اینکه با وجود هزاران عامل ثبات بخش و اطمینان آور در کشور در عرصه های مختلف چگونه می شود آنها را نادیده انگاشت و صرفا با بزرگنمایی در خصوص چند عامل خرد سخن از بحران و حساسیت و ... به میان آورد. مگر این شاخصه ها در مقایسه با عوامل بالفعل مقوّم نظام چند درصد می باشند که عده ای با مشاهده آنها پریشان شده و از شرایط بحرانی و نگران کننده دم می زنند. این افراد کدام برهه از دوران پس از انقلاب را می توانند به عنوان تنها نمونه نشان دهند که نظام درگیر چنین مسایلی نبوده است؟ آیا باید گفت نظام طی 28 سال گذشته در وضعیت بحرانی بوده؟ اگر نظامی 28 سال در حال بحران بسر برده باشد الزاما می بایستی مفهوم بحران بازشناسی وباز تعریف شود که یک کشور بحران زده به هیچ وجه قادر نخواهد بود سایه گسترده خود را بر مسایل و تحولات پیرامونی و منطقه ای بیندازد و قدرتهای بزرگ و مدعی را دست به گریبان اموری سازد که برآمده از توسعه و نفوذ معنوی اش است. یک مجموعه بحران زده قاعدتا باید بحران زده عمل کند نه مقتدرانه. نکته دیگر اینکه اگر واقعا بحرانی وجود دارد چرا فقط یک گروه خاص متوجه آن شده، حال آنکه بحران ماهیتا از چنان ابعاد و هیبتی برخوردار است که افراد عادی هم خیلی زود متوجه آن می شوند. اینکه میلیونها انسان با نشاط و طراوت ویژه و در آرامش کامل به منظور بزرگداشت سالگرد پیروزی انقلاب به خیابانها می آیند و با صراحت و شجاعت تمام علیه دشمنان نظام شعار می دهند دلیل روشنی بر فهم صحیح آنها نسبت به ثبات و اطمینان درکشور است و اینکه رای و نظر تعداد اندکی که مدعی وضعیت بحرانی هستند را قبول ندارند. ظرف ثبات، امنیت و آرامش جمهوری اسلامی ایران آنقدر بزرگ و دامن گستر است که عناصر گواهی دهنده بحران که از سوی مجموعه مورد اشاره بیان می شود، در این ظرف به نگاه نمی آید. باید در اظهار نظر احتیاط کرد چرا که مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) به درستی تشخیص دادند:« القای وضع فوق العاده در کشور خط دشمن است».