صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۱  ، 
کد خبر : ۶۳۰۵۰

مدرنیسم


مدرن، مدرنیته، مدرنیزاسیون، مدرنیسم و پست مدرنیسم از واژه هایی هستند که امروزه در زبان فارسی کاربرد عامی پیدا کرده اند. تلاش می شود در این شماره از واژه های سیاسی، مفهوم مدرنیسم و مفاهیم دیگری که نزدیک به آن است، مورد بررسی قرار گیرد و در شماره آتی، پست مدرنیسم معرفی گردد.
مدرن (Modern) نه به عنوان واژه ای عمومی در زبانهای غربی و به معنای «نو» و «تازه» و «جدید» و نظایر آن بلکه به عنوان صفتی ارزشی در برابر دوره های تاریخی سپری شده، عصر به سر آمده، اندیشه و نگاه و نظر و ارزش ساقط شده می باشد. این واژه از زمانی به کار رفت که در تقسیم بندی دوره های تاریخی، از قرن نوزدهم به بعد رویدادی به نام رنسانس (نوزایی) فصل ممیز سده های میانه و عصر دیگری قرار گرفت که اصطلاحا به آن مدرن (جدید) گفته اند. از قرن نوزدهم به این سو، هر رویداد، اندیشه و عقیده یا چیز دیگری را که می خواستند جوهرا از قرون وسطی متمایز انگارند و به دوره تاریخی پس از رنسانس نسبت دهند، آن را با صفت مدرن متمایز می نمودند. در این رابطه، مدرنیته (به تلفظ فرانسوی) به جهان بینی و نگرشی گفته می شود که پس از جنبش رنسانس در غرب آغاز شده و حدود پنج قرن، یعنی تا حدود دهه نیمه دوم قرن بیستم یا دوره بعد از پایان جنگ جهانی دوم ادامه داشته است.
مدرنیزاسیون نیز به مراحلی از تکامل اجتماعی گفته می شود که بر مبنای صنعتی شدن شکل می گیرد. در واقع با گسترش بازار جهانی سرمایه داری، دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی پدید آمد که شاخص ترین این تغییرات عبارتند از: رشد شهرنشینی، اکتشافات و ابداعات علمی و فنی و شکل گیری دولت های ملی.
در این رابطه، مدرنیسم (Modernism) در معنای اخص نه به معنای عام که گرایش به پیروی از مدرن باشد، به جنبش هایی گفته می شود که حدودا از اواخر قرن نوزده تا جنگ جهانی دوم (45-1939) حدود نیم قرن در حوزه هنرها و ادبیات غرب ظهور کرد. جنبش مدرنیته از هیچ قلمروی دست نخورده در زندگی انسان فروگذار نکرد. برای مثال انواع مدلهای مکانیکی برای تبیین جهان در علم، مکتب ملی گرایی در فلسفه سیاسی، مکتب اقتصاد و بازار آزاد در اقتصاد و... که هر کدام در محدوده قلمرو خود تبیین تازه ای عرضه داشتند.
این جنبش به تمام شئون زندگی انسان غربی سرایت کرد و تلاش شد دامنه این جنبش با استفاده از شیوه های استعماری و نئواستعماری و امپریالیستی به سراسر جهان کشانیده شود. در هر حال مدرنیته پس از فروپاشی عصر تمدن قرون وسطی در غرب طلوع کرد و نظام های ارزشی گذشته آن را واژگون کرد و ارزشهای دیگری بر زندگی انسان غربی غالب گردانید و محیط و فضایی پدید آورد که تمدن تازه ای به نام «غرب» در آن رشد یافت که سعی زیادی برای تعمیم این فضا به تمام جهان شد. عملکرد اول امپریالیستی طی سه چهار قرن گذشته مصداق چنین تفکری است. با پایان این دوره، عصر جدید دیگری در غرب به نام «پست مدرنیسم» آغاز شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات