صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۸  ، 
کد خبر : ۶۳۳۳۲

آنجلا مرکل، بازگشت به عقب


على تتماج
آنجلا مرکل صدراعظم آلمان که در سال 2005 قدرت را در دست گرفت، اصول کاری خود را بر حل بحران‌های داخلی بویژه اقتصاد و بیکاری و حضور فعال آلمان در معادلات جهانی به عنوان قدرت بین‌المللی استوار ساخت. وی که دولتی ائتلافی را هدایت می کند در ابتدا براین امر تاکید داشت که دولت شرودر به دلیل دوری از تنش های بین المللی موجب انزوای آلمان گردیده است. مرکل با حضور فعال در عرصه جهانی تلاش داشت تا هم برمشکلات داخلی فائق آید و هم عمق استراتژیک جهانی برای خود ایجاد نماید. حضور فعال در معادلات اروپا که با ریاست 6 ماهه براین اتحادیه در ژانویه 2007 در مسیر گسترده تری قرار گرفت ، گرایش به همکاری با آفریقا، خاورمیانه و حتی روسیه از مهمترین مسائلی بود که وی در سیاست خارجی اجرا کرد. مرکل که داعیه قدرت خواهی آلمان در جهان را اعلام کرده بود برای رسیدن به مقصود خود دو اصل را سرلوحه اقدامات خود قرارداد:
اولا رویکرد کامل و مطلق به آمریکا که آن را متحدی بزرگ خطاب کرده و به توسعه روابط با آن پرداخت، در حالی که شرودر (صدر اعظم سابق) از مخالفان اصلی جنگ عراق و توسعه طلبی آمریکا بود، مرکل سیاستی مغایر با آن را در پیش گرفت. بگونه ای که عدم حضور آلمان در جنگ عراق را نادرست اعلام کرد. مرکل تلاش کرد تا با دیدارهای مکرر با مقامات آمریکایی و حرکت در چارچوب اهداف آنها، به دلجویی از آمریکا بپردازد.در شرایطی که انگلیس برای دور شدن از آمریکا مهیا می شد برلین امید داشت تا به عنوان جایگزینی برای آن مبدل شود چنانکه برای اجرای این مهم حتی به کاهش مناسبات با روسیه ای پرداخت که در دوران شرودر دولت برلین توانسته بود از آن برای تامین انرژی آلمان و اروپا استفاده نماید.
ثانیا، خوش خدمتی و فرمانبرداری از رژیم صهیونیستی محور دیگر تحرکات مرکل را تشکیل می داد. وی مانند متحدان آمریکایی خود بر این عقیده بود که گرایش به تل آویو یعنی به دست آوردن ثروت ها و نفوذ لابی صهیونیست برای حل بحران اقتصادی آلمان و حضور این کشور در معادلات جهانی ، مرکل چنان در این مسیر حرکت کرد که صهیونیست ها از آن با نام متحد و شریک تل آویو در اروپا یاد کردند. در این میان سران آلمان برای خوشایند آمریکا و رژیم صهیونیستی به موضع گیری های قابل تاملی پرداختند. تاکید بر ادامه حضور در افغانستان و گرایش حاشیه ای به جنگ عراق ، موضع گیری های خصمانه و غیراصولی در قبال پرونده هسته ای ایران در قالب گروه 1+5 و نیز اعمال فشار بر شرکتهای آلمانی برای خودداری از سرمایه گذاری در ایران، حمایتهای بی دریغ از جنایات و خواسته های رژیم صهیونیستی که با نادیده گرفتن جنایتهای این رژیم علیه مردم فلسطین و لبنان اجرا شد بگونه ای که برلینی که با هیاهو در برابر منتقدان هولوکاست قرارگرفت در برابر جنایات صهیونیست ها در جنگ 33 روزه لبنان سکوت کرده و حتی با سکوت خود به تشویق و حمایت از تل آویو پرداخت و اکنون نیز در برابر کشتار فلسطینی ها همان رویکرد را ادامه می دهد. با تمام این تعابیر به رغم آنکه مرکل با این اقدامات رضایت آمریکا و تل آویو را طلب می کند اما روند تحولات برخلاف خواسته های وی پیش می رود. صدراعظم به دلیل انحراف از روند گذشته اکنون به طور آشکار و پنهان اعتراف دارد که سیاستهایش شکست خورده و راه شرودر ( صدراعظم سابق) برای دوری از آمریکا و تعادل در معادلات جهانی صحیح تر بوده است چرا که:
1) در عرصه سیاست داخلی به دلیل ناتوانی در تحقق اهداف اقتصادی، انتقادهای شدیدی به مرکل وارد گردیده بگونه ای که وی وادار شده تا اجلاس هایی را برای جلب حمایت ائتلاف از ادامه فعالیت‌هایش تشکیل دهد ، در حالی که شکست در انتخابات محلی و اعتصابات خیابانی به بحرانی بزرگ برای وی مبدل گردید.
2) در عرصه اروپا نیز مرکل صرفا در دوران 6 ماهه صدارت بر این اتحادیه (نیمه اول 2007) توانست تا حدودی موفق باشد که تصویب پیمان متمم اتحادیه واحد (لیسبون) و برگزاری نشست G8 اساس آن بود. با این وجود گرایش به آمریکا و رژیم صهیونیستی موجی از بی اعتمادی به برلین را ایجاد کرد بگونه‌ای که نگاه منفی به انگلیس باردیگر برای آلمان تکرار شد.
3) در عرصه بین الملل نیز مرکل نتوانست به اهداف خود دست یابد. از یک سو به رغم هزینه های بسیار دستاوردی در افغانستان نداشته چنانکه انگلیس و آمریکا به انحصار طلبی پرداخته اند و از سوی دیگر در سایر نقاط جهان بویژه خاورمیانه نیز به دلیل انزجار از آمریکا و متحدانش سیاستهای آلمان با شکست مواجه گردید.
مجموع تحولات داخلی و خارجی آلمان در نهایت این امر را به اثبات رساند که گرایش مرکل به آمریکا و رژیم صهیونیستی برخلاف تصورات وی نه تنها دستاوردی برای وی نداشته بلکه به بحرانی عمیق مبدل شده که بسیاری از اهداف و منافع استراتژیک برلین را متزلزل ساخته است. این امر در نهایت موجب شده تااکنون آلمان باردیگر دوری آرام از آمریکا را در دستور کار قراردهد . چنانکه برای اعزام نیروی بیشتر به افغانستان تقابل با آمریکا را اجرایی کرد. البته مرکل امید دارد تا با بازی کج دار و مریز با واشنگتن و صهیونیست ها همچنان به هدفهای خود دست یابد- اما محتاط تر از گذشته : چرا که وی دریافته است باید درعملکردهای گذشته خود در در روابط با آمریکا و رژیم صهیونیستی به آرامی تجدیدنظر کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات