صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۲  ، 
کد خبر : ۶۳۸۱۱

ساختن آینده/مهدى محمدی


بصیرت: آینده سیاست دولت باراک اوباما درباره ایران چگونه خواهد بود؟ یک اشتباه رایج در پاسخ به سؤال هایى از این دست این است که تصور مى شود براى این قبیل سؤال ها پاسخ هایى معین و از پیش تعیین شده وجود دارد که فقط باید آنها را «کشف» کرد. واقعیت هاى تجربه شده در تاریخ روابط بین الملل خصوصا تاریخ دشمنى غرب با ایران اسلامى در 30 سال گذشته، نشان مى دهد که چنین قطعیتى در کار نیست و غرب در مورد ایران همواره سیاستى سیال و به روز شونده را دنبال کرده است که ولو در سطح استراتژیک بر اصول ثابتى مبتنى باشد به لحاظ تاکتیکى دائما متحول شده و خود را با شرایط جدید تطبیق داده است. به همین دلیل همواره مى توان درباره «سیاست هاى ثابت» سخن گفت اما صحبت درباره «تصمیم هاى ثابت» به لحاظ تحلیلى بى احتیاطى است. تصمیم ها بر اساس شرایط اتخاذ خواهند شد و شرایط -تا حدودی- قابل پیش بینى هست اما قابل پیش گویى نه. چند ماه آینده را از این حیث که بالاخره «سیاست» ها ى غرب در مورد ایران به چه «تصمیم» هایى منجر خواهد شد، باید دوره اى بسیار حساس دانست. این دوره زمانی، با میزبانى چند پروژه به عنوان مرحله اى واسطه اى عمل خواهد کرد. این مرحله واسط در بهار 1388 -دوماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری- به پایان مى رسد و غرب بسته به اینکه پروژه هاى اجرا شده دراین مرحله به چه نتایجى رسیده باشد، تصمیم هاى متفاوتى خواهد گرفت. به طور بسیار خلاصه رئوس پروژه هایى که انتظار مى رود در این مرحله در دستور کار قرار بگیرد -و اجراى برخى از آنها از هم اکنون شروع شده- چنین است: 1- تلاش براى ایجاد فشار اقتصادى شدید به ایران از راه هرچه پایین تر نگه داشتن قیمت نفت و اعمال تحریم هاى همزمان با آن. 2- به اعتبار آنچه در مرحله 1 اتفاق مى افتند تبلیغات و گفتمان سازى وسیع براى دروغگو، بى اعتبار و فشل نشان دادن دولت و مایوس کردن مردم از آن 3- بزرگنمایى اختلافات داخلى و تلاش براى تشدید هر چه بیشتر آنها با تمرکز بر نقاط ضعف گروه ها و شخصیت هاى سیاسى 4- متحد کردن همه مخالفان دولت و نشاندن تقسیم بندى موافق دولت- مخالف دولت به جاى تقسیم بندى اصولگرا- اصلاح طلب 5- شبکه سازى از خرده جنبش هاى اجتماعى و زمینه سازى براى ناآرامى در شرایط ناگوار اقتصادى 6- پررنگ کردن تهدید نظامى و امنیتى از بیرون و بحرانى و روبه سقوط نشان دادن فضاى آینده کشور و نهایتا 7- معرفى کردن برخى اصلاح طلبان به عنوان منجى یا به عبارت دیگر گذاشتن کلید قفل همه بن بست ها در جیب آنها. حجم انبوهى از اظهار نظر هاى پى در پى از جانب منابع غربى -خصوصا نزدیکان اوباما- وجود دارد که تاکید مى کنند براى تصمیم گیرى نهایى در مورد ایران باید منتظر «سال آینده» ماند و از همین اشارت ها مى توان فهمید که آنها به نتیجه دادن پروژه هاى خود امید بسته اند. در صورتى که این پروژه ها موفق شود (یک شرط اساسى براى موفق شدن در مرحله واسط این است که برخى اصولگرایان با تخریب بى امان دولت و چراغ سبز نشان دادن به غریبه ها به بازى در زمین طراحى شده دشمن ادامه دهند.) غرب امید خود را به تسلیم ایران باز خواهد یافت و همه همت خود را براى در آوردن نتیجه مطلوب از صندوق هاى راى در 22 خرداد 88 به کار خواهد بست و متقابلا فقط در شرایطى که این پروژه ها عقیم مانده باشد غرب خود را براى فراتر رفتن از سطح عمل تاکتیکى و اعمال یک بازنگرى استراتژیک در رفتار خود در مقابل ایران که لزوما با پذیرش آن به عنوان یک قدرت بلامنازع منطقه اى توام خواهد بود، آماده خواهد کرد. همه چیز به خود ما و نوع بازى که انجام خواهیم داد بستگى دارد. صحنه چند ماه آینده ممکن است از حیث جزئیات پیچیده باشد اما خطوط اصلى سازنده آن به هیچ وجه مبهم نیست. همه چیز در همین یک جمله خلاصه مى شود: «راهى که ایران مى رود نباید ادامه پیداکند». این یک برنامه است نه یک آرزو. برنامه اى که با کمال تاسف باید گفت برخى بازوهاى اجرایى آن همین دور و برها در نزدیکى ما مشغول کارند. پیش بینى سیاست اوباما درباره ایران آسان است. اگرچه بعد از قطعى شدن گزینه هاى او براى چند پست کلیدى امنیت ملى و سیاست خارجى درون کابینه برخى تحلیلگران به درستى از فاصله گرفتن او با شعارهاى انتخاباتى اش خبر داده اند اما بعید بنظر مى رسد اتفاق اساسى در حال وقوع باشد. همانطور که دنیس راس اخیرا گفته اوباما در پى آن است که هزینه گزاف عدم تغییر در رفتار را به رهبران ایران نشان دهد و براى این منظور به نیروهاى میانه رو در ایران امید فراوانى بسته است. این آنها هستند که باید این پروژه را به سرانجام برسانند. فشار خارجى در قیاس با ماموریتى که نیروهاى داخلى در اعتبارزدایى از دولت و ناامید کردن مردم از آن بر عهده دارند فقط یک عامل کمکى است. همه آنچه امروز اصلاح طلبان درباره ضرورت نجات کشور مى گویند دقیقا ادامه پروژه اى است که استراتژیست هاى امنیتى غرب با مضمون پشیمان کردن مردم از مسیر حرکت کشور طراحى کرده اند. بلی، مسیر کشور تغییر کرده است. دیگر دزدها به راحتى دزدى نمى کنند، منابع کشور صرف مردم مى شود، ویژه خوارى سخت شده است، از بدنه دستگاه اجرایى کشور کار کشیده مى شود، مردم بر گروه هاى سیاسى مقدمند، مولفه هاى اقتدار امنیتى و تکنولوژیک کشور رشدى شتابان دارد، پروژه هاى منطقه اى دشمن یکى یکى نقش برآب مى شود، کشور در آستانه اصلاحات اقتصادى اساسى و خلاص شدن از نتایج اجراى دو دهه اى سیاستگذارى هاى وارداتى است و مهم تر از همه حرف رهبرى در دستگاه اجرایى کشور زمین نمى ماند. اینها چیزهایى نیست که غرب از آنها دل خوش داشته باشد. براى متوقف کردن این مسیر هم راهى ندارد جز اینکه با تحریک «خودخواهى ها» و «قدرت طلبى ها» لشکرى عظیم از منتقدان تندخو و بداخلاق وضع فعلى بوجود بیاورد که همه چیز را سیاه مى بینند و مى نمایانند تا بالاخره به زعم خودش «مشکل را از داخل حل کند». تا حدود 6 ماه پیش رصد فضاى تحلیلى و خبرى در غرب نشان مى داد که دشمنان ایران از به نتیجه رسیدن دشمنى هاى خود ناامید شده اند و به دنبال راهى براى زندگى با ایران قدرتمند و عادت کردن به اقتضائات آن مى گردند. کار حتى به جایى رسید که باراک اوباما و مشاورانش به صراحت اعلام کردند ایران «اولویت» برنامه سیاست خارجى و امنیت ملى آنها نخواهد بود و مشخصا قصد دارند بر پروژه هاى «افغانستان» و «بحران مالى بین المللی» متمرکز شوند. امروز اما تحت تاثیر آدرس هاى غلطى که از درون جامعه سیاسى کشور به بیرون مى رود بویژه تلاش روزانه اصلاح طلبان براى «شکننده نشان دادن» وضعیت دولت و رفتارهاى نامعقول برخى اصولگرایان در همراهى با آنها، نغمه اى ازجانب اسراییلى ها ساز شده است که باید ایران را به اولویت برنامه هاى اوباما بازگرداند چرا که «شرایط داخلى نشان مى دهد امکان غلبه بر آن وجود دارد». اگر روزى دوباره منازعه اى دربگیرد اول از همه کسانى مقصرند که دشمن ناامید و آماده امتیاز دادن را، امیدوار کردند و به ورطه رویارویى کشاندند. برخى متخصصان آینده پژوهى مى گویند بهترین راه پیش بینى پذیر کردن آینده ساختن آن است. نیروهاى مومن به انقلاب و مدافع آن باید بدانند که امروز در آستانه آزمونى تاریخى قرار دارند. فقط اگر خود رااز میانه بردارند و به چراغ راهنماى همیشه فروزان انقلاب بنگرند خواهند فهمید که راه صحیح براى ساختن آینده چیست. اینکه ظرف چند ماه آینده چه اتفاقى خواهد افتاد هنوز معلوم نیست. یک چیز اما مسلم است: جز از جانب خود از جاى دیگرى آسیب نخواهیم دید. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات