صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۶  ، 
کد خبر : ۶۳۸۳۸

پایان ماجرا


همکاری بسیار صادقانه و مثبت ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی در طی چند ماه اخیر در چارچوب «طرح اقدام» که گزارش های دبیرکل آژانس به ویژه آخرین گزارش وی موید آن است، بار دیگر غرب به ویژه آمریکا و متحدان آن را در معرض آزمون دیگری قرار داد. آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان به دلیل خوی استکباری و زیاده خواهانه، برخورد خصمانه و غیرمنطقی با این موضوع پیش گرفته اند. جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای انعقاد توافقنامه مدالیته با آژانس بر این موضوع واقف بود که غرب قابل اعتماد نیست. تجربه قبل از سال 1384 موید این اندیشه بود.
جمهوری اسلامی ایران بیش از دو سال همکاری با آژانس براساس توافقات با تروئیکای اروپایی (فرانسه، انگلیس و آلمان) در آن مقطع ملاحظه کرده بود که گروه غربی تمام وعده های خودشان را زیرپا گذاشته و بدون اعتنا به همکاری های صادقانه و شفاف سازی ایران در برنامه هسته ای خود، اصرار بر تعطیلی فعالیت های هسته ای ایران کردند. منطقا واکنش مقامات جمهوری اسلامی ایران این بود که «نباید به غرب اعتماد کرد.» مضافا اینکه اعتمادسازی ایران برای غرب نیز هیچ تغییر در رفتار آنها نخواهد گذاشت. از این رو جمهوری اسلامی ایران از سال 1384 به بعد روش و شیوه ای را برگزید که هیچ گونه پیش شرطی را در تعامل با غرب پیرامون مسئله هسته ای نپذیرد. در طی دو سال اخیر علیرغم فشارها و تهدیداتی که از سوی آمریکا و اذنابش صورت گرفت ایران حاضر به قبول پیش شرط آنها برای مذاکره نگردید تا اینکه غرب از طریق سولانا باب مذاکرات جدیدی را باز کرد که نتیجه آن مذاکرات ایران و آژانس و طرح ابتکار ایران این سازمان بود که نهایتا در چارچوب مدالیته یا طرح اقدام مورد توافق قرار گرفت. نکته حساس و ظریف ماجرا در این فراز از تعاملات مربوط به مسئله هسته ای ایران، عدم قبول هر نوع پیش شرط از سوی ایران برای همکاری بود. با این حال، جمهوری اسلامی ایران بار دیگر فرصتی را برای غرب فراهم ساخت تا به بازسازی اعتماد خود به ایران بپردازند.
در حالی که غرب ناظر این بحث بود که گزارش های سه گانه البرادعی پس از همکاری های ایران و آژانس در چارچوب مدالیته نشان داد که برنامه هسته ای ایران اساسا هیچ انحرافی نداشته و نه تنها گزارش‌های ایران مطابق یافته های آژانس بوده بلکه بیانگر پایبندی ایران به مقررات اساسنامه آژانس نیز بوده است. ولی عملا آنها نسبت به این رفتار صادقانه و اعتمادساز ایران واکنشی منطقی نشان ندادند.آنها براساس آموزه های ماکیاول و با زیر پا گذاشتن همه اصول و مقررات، ابتدا با ارائه یک سری اسناد مخدوش و غیرمرتبط سعی کردند که موضوع هسته ای ایران پایان نیافته تلقی شود. متعاقبا با تهدید و تطمیع معاون البرادعی به تحریف کردن گزارش پرداختند، سپس به طور غیرمستقیم البرادعی را تهدید به مرگ نمودند. به موازات چنین اقداماتی، پیش نویس قطعنامه تحریمی علیه ایران را به جریان انداخت و با برگزاری نشست های غیررسمی شورای امنیت تلاش برای تصویب آن نمودند. سوال اساسی این است که آیا تلاش های آمریکا امکان به ثمر رسیدن دارد یا نه؟ در صورت این اتفاق، محتوا و اثرات آن در کنار گزارش البرادعی چگونه خواهد بود؟
عناصر و مولفه هایی از شرایط وجود دارد که نشان دهنده تاخیر یافتن این تلاش ها است. به عبارت دیگر، این قطعنامه اگرچه از دور خارج نمی شود لکن در وضعیت کنونی مورد اجماع واقع نخواهد شد. زیرا محتوای گزارش البرادعی بیانگر این اصل مسلم است که موضوع هسته ای ایران تهدید علیه صلح و امنیت نیست و در چارچوب مقررات و قوانین می باشد. این مسئله بدان معنا است که پرونده ایران به لحاظ حقوقی نافی برخورد سخت است. از سوی دیگر حاصل همکاری ایران و آژانس که در گزارش البرادعی منعکس شده بیانگر این حقیقت است که راه رفته درست و نتیجه بخش است و منطق ایجاب می کند که این راه تداوم یابد. عمده بازیگران موضوع هسته ای ایران نیز به گونه می اندیشند که مسیر طی شده راه حلی معقول است. البرادعی دبیر کل آژانس به عنوان یکی از بازیگران در همین راستا مدافع جدی یافته های خود درخصوص مسئله هسته ای ایران است به همین جهت مخالف عملکرد آمریکا جهت وارد ساختن شورای امنیت در پرونده ایران می باشد. چهار کشور غیردائم شورای امنیت نیز به صراحت و قاطعیت معتقدند که قطعنامه با توجه به گزارش آژانس بلاموضوع است، روسیه و چین اگر چه موضوع صریحی اتخاذ نکردند ولی همراهی با سیاست آمریکا ندارند. در همین راستا جنبش عدم تعهد شورای حکام با صدور بیانیه خود نشان دادند که تلاش برای صدور قطعنامه غیرمعقولانه و ناعادلانه است. افکار عمومی نیز اقدام آمریکا، انگلیس و فرانسه را نمی پسندد. جالب اینکه گزارش دبیرکل آژانس آنچنان محکم و شفاف است که حتی بسیاری از آمریکایی ها نیز معتقدند که دولت بوش نمی تواند تلاش های خلاف آن را مدیریت و هدایت نماید. بنابراین باتوجه به استدلال فوق قطعنامه در شورای امنیت با موانع و دشواری های سختی روبه رو است با این وجود، آمریکا، فرانسه و انگلیس به طور عجیب و غریبی از همه ظرفیت های خودشان برای تصویب بسیج کرده اند.
آنها در این راه حتی حاضرند البرادعی را با سوءقصد و ترور روبه رو سازند تا اینکه قطعنامه تصویب گردد. زیرا عدم تصویب قطعنامه باتوجه به گزارش البرادعی اثرات استراتژیکی برجای خواهد گذاشت. هراس آمریکایی ها و متحدانش این است که عدم تصویب قطعنامه، تایید اعضای شورای حکام را درخصوص گزارش البرادعی به دنبال خواهد داشت و متعاقبا اعضای شورا نیز ناگزیرند درخواست بازگشت پرونده ایران را از شورای امنیت به آژانس بکنند، پیام این تحولات زنجیره ای این است که جامعه بین المللی ایران هسته ای را مورد شناسایی قرار داده و به رسمیت شناخته است. از همین رو، برخی معتقدند که قطعنامه ای امکان تصویب وجود دارد. منتها قطعنامه ای که بسیار تعدیل شده به گونه ای از قطعنامه های گذشته ضعیف خواهد بود. حسن و امتیاز این قطعنامه برای تدوین کنندگان آن این است که پرونده ایران را در شورای امنیت حفظ می کند. با این حال، تردیدها درخصوص وضعیت های پیش رو بسیار زیاد است. دیپلماسی ایران در چنین شرایطی بیش از گذشته فعال شده، ابتکار عمل های جدید نیز باید مورد توجه قرار گیرد. در هر صورت جمهوری اسلامی ایران بر این اعتقاد که اگر قطعنامه تحریمی هرچند ضعیف صادر شود از هر جهت بازنده این بازی، باز خود غرب است. زیرا از یک سو برای ملت ایران بار دیگر اثبات می شود که غرب قابل اعتماد نیست و ادامه مقاومت تا پیروزی نهایی تنها راه در این مسیر است. از سوی دیگر براساس برآوردهای کارشناسان غربی نشان داده شد که تحریم های غرب و آمریکا و همچنین قطعنامه های گذشته نتوانست از پیشرفت ایران و سرمایه گذاری های خارجی و به طور کلی اقتصاد ایران خللی برساند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات