حضرت امام(ره) با طرح مفهوم «جمهوری اسلامی» از یک سو بر دعوی سکولارها که «حکومت لائیک» را ارجح می دانستند خط بطلان کشیدند و از سوی دیگر برادعای اخباری گرایانه «حکومت اسلامی» که از سوی متحجرین و قشریون طرح می شد، مهر خاتمت زدند. شاهکار امام(ره)، این بود که ایشان در هیئتی مبنایی و ساختاری در مبانی تئوریک و پراتیک مقولات مدرن «تصرف ایدئولوژیک» را عیان کردند و «جمهوریت» را به مثابه ابزار و ظرف ظهور اسلامیت قرار دادند. از این منظر «جمهوری اسلامی» نماد تمام عیار «مردم سالاری دینی» و «آزادی اسلامی» است.
در این نظام، که برآمده از انقلابی است که از «ایدئولوژی اسلامی» بهره می گیرد و مطابق با آیه جلیله «وامرهم شوری بینهم»، امور را سامان می دهد، وجود نهادی به نام «پارلمان» که مبین حضور «اراده عمومی برای سامان دادن امور مطابق با منش اسلامی» است، ضرورتی انکارناپذیر دارد. اما آیا این نهاد در جمهوری اسلامی قرار است صرفا «سیاسی» باشد و با تمسک هیاهوهای ژورنالیستی و حزبی، افراد مجال حضور در آن را داشته باشند؟ بدیهی است که چنین نیست، مجلسی که قرار است ذیل گفتمان انقلاب اسلامی موضوعیت وجودی یابد، نمی تواند صرفا سیاسی و غیرایدئولوژیک باشد. در کشوری که «اسلام انقلابی» حکم فرماست، مجلس هم در صورت و هم در سیرت می بایست اساسا «اسلامی و ایدئولوژیک» جلوه گر شود. نمایندگان مجلس در انقلاب اسلامی، جدای از عنایت به مسائل روزمره مملکتی، باید «ایدئولوگ» باشند و فراتر از چارچوب های خاص سیاسی، به گسترش نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی در کشور و حتی در سراسر جهان باشند. از این منظر توجه به شعارهای بنیادین و مولفه های عقیدتی گفتمان انقلاب اسلامی و سیره امام(ره) و رهبر حکیم انقلاب، می تواند عامل تبیین ابعاد وظایف نمایندگی در مجلس محسوب شود.
نفی انفکاک تعهد و تخصص
سکولارمشربان و عرفی اندیشان، نهاد پارلمان را عرصه تاخت وتاز متخصصینی می دانند که از ایدئولوژیک اندیشی گریزان هستند. همتایان آنان در وطن ما نیز چه بالصراحه و چه در لفافه، همین مقوله را طرح می کنند و می کوشند آن را به جامعه بقبولانند. اما اکنون پرسش بنیادین این است که ما به عنوان نیرو های انقلاب آیا در برابر این حیله شبه تئوریک باید به نفی تخصص روی آوریم؟
برای یک «اسلام گرای انقلابی» ،«تخصص» امری است که در راه ابزار گسترش گفتمان اسلامی و انقلابی «می تواند» مورد استفاده قرار گیرد، اما همه ماجرا نیست. به دیگر سخن، همانند تلازم عملی میان وجه جمهوریت و اسلامیت که در آن جمهوریت «ظرف» و ابزار ظهور منش اسلامگرایانه است، تعهد و تخصص نیز در پارادایم تفکر اسلامی به همین وجه ربط تئوریک و پراتیک می یابند. بدین معنا که تخصص عامل ابراز و وجه عملی ظهور تعهد است. چه آنکه انقلابی گری فقط در «شور و شعار» خلاصه نمی شود و به تعبیر مقام معظم رهبری در شکستن مرزهای علمی نیز موضوعیت می یابد.
با این وصف، تکلیف ما در برابر عرفی اندیشان عیان واضح است، اگر آنها از انفکاک تعهد انقلابی از تخصص علمی سخن می گویند، پاسخ، کنش ایدئولوژیکی است که در سراسر تاریخ اجتماعی- سیاسی حقانیت آن ثابت شده است و می رود تا مقدمات یک انقلاب فراگیر جهانی را فراهم کند.
به قصد نتیجه
مجلسی «انقلابی» محسوب می شود که مبانی عقیده تک تک افراد آن منبعث از نظم معنایی اسلام و انقلاب باشد. در عرصه سیاست اگرچه متغیرها فراوان هستند، اما گفتمان انقلاب اسلامی از اصول لایتغیری بهره می گیرد که مجلس انقلابی باید به آن ها اعتقاد و التزام داشته باشد. از این حیث، تغییرات عرصه سیاست روزمره و مصالح حزبی و جناحی، ارجحیت نظری و عملی بر آن اصول لایتغیر را کسب نمی کند. پس عضو مجلس انقلابی را با مصلحت شبه ناک سیاست ورزی عرفی کاری نیست، بلکه وجه عمل و نظر او اصول انقلابی است که در آن احیاگرانه باید به طرح محکمات دیانت پرداخت و مجاهدانه در راه حفظ آنها گام برداشت. مجلس انقلابی؛ اجتماع ذهن هایی است که جهاد و مبارزه نرم افزارانه و سخت افزارانه با خصم را وجه همت قرار می دهند و از هر آنچه که رنگ و بوی جیفه دون و مستعمل دنیا را داشته باشد، گریزان هستند.