دکتر عباسعلی فرزندی اردکانی
آمریکاییها که از حاکمیت نیروهای مستقل و حکومت هایی با گرایش به شرق در منطقه استراتژیک خلیج فارس به شدت نگران بودند با استفاده از جریانات جاسوسی و به کارگیری مزدوران منطقه ای خود و با اقدامات تروریستی به دنبال تحقق اهداف خود در این منطقه بوده اند چنانکه آنها با بهره گیری از اختلافات قومی در عراق و به کارگیری ماموران CIA با کادرسازی در حزب بعث، جریانی وابسته به آمریکا و غرب به وجود آوردند تا در موقع مناسب از آن جریان در راستای گسترش سلطه خود استفاده کنند. زمانی که حسن البکر در 17 ژوئیه 1968 (1347ه.ش) علیه عبدالرحمان عارف کودتا کرد و زمام امور عراق را به دست گرفت، صدام حسین رابط حسن البکر و سفیر آمریکا در بیروت بود و نقش ویژهای در زمینه کودتا به عهده داشت و برهمین اساس به عنوان معاون شورای فرماندهی کودتاگران انتخاب شد.
براین اساس با وجود ریاست ظاهری حسن البکر، صدام به نمایندگی از جریان ترور و کودتا علاوه بر مبارزه همه جانبه با نیروهایی مردمی و مذهبی پاکسازی نیروهای متمایل به شوروی را از صحنه سیاسی با اقدامات سرکوب گرانه و تروریستی شروع نمود و در نهایت هم با کنار زدن حسن البکر زمام امور عراق را به صورت کامل در اختیار گرفت و روابط خود را با آمریکا گسترش داد. براساس گزارش ها و اسناد موجود در زمان ریاست حسن البکر ارتباطات پنهان میان صدام حسین و مقام های آمریکایی به صورت گسترده ای افزایش یافت، به گونه ای که رژیم بعث عراق، امام(ره) را برای خروج از آن کشور تحت فشار قرار داد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 و به هم ریختن تمامی معادلات و محاسبات آمریکا، مقامات واشنگتن با تمهیداتی صدام حسین را جایگزین حسن البکر نموده و زمینه را برای اقدامات جنون آمیز و سرکوب گرانه او فراهم نمودند. با توجه به مقتضیات زمانی و استراتژی تعیین شده آمریکا نسبت به منطقه و ایران جریانات جاسوسی آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به تحریک گروه ها و جریان های تجزیه طلب و برانداز در ایران پرداختند و در این راستا صدام حسین به عنوان مجری اصلی این استراتژی اقدامات گسترده ای در زمینه تجهیز و تقویت گروه هایی چون: حزب دمکرات کردستان و خلق عرب در خوزستان انجام داد و این جریانات مجهز و مسلح با انجام صدها اقدام تروریستی هزاران نفر را در غرب و جنوب ایران با روش های غیرانسانی به خاک و خون کشیدند. این اقدامات تروریستی که زیرنظر مستقیم صدام و با حمایت جریانات جاسوسی آمریکا به وقوع می پیوست از مناطق مرزی ایران فراتر رفته و دامنه آن به مناطق مرکزی هم کشیده شد و این اقدامات در حالی انجام می شد که آمریکاییها نه تنها هیچ گونه واکنشی نشان نمی دادند، بلکه به صورت مستقیم و غیرمستقیم از آنها حمایت می کردند. صدام حسین علاوه بر کشتارهای مخوف و وحشت آور مخالفان خود در عراق که آمار آن به ده ها هزار نفر می رسید اقدامات ضدانسانی بسیاری علیه دیگر ملت های منطقه انجام داد و در همه این اقدامات سرکوب گرانه و تروریستی نه تنها از حمایت های گسترده و همه جانبه آمریکایی ها برخوردار بود بلکه آمریکایی ها همواره در طراحی و برنامه ریزی اقدامات جنون آمیز صدام نقش اول را داشتند. این حقیقت زمانی آشکار می شود که استراتژی آمریکا در مقطع زمانی پیروزی انقلاب اسلامی مبتنی بر تجزیه طلبی، تقویت تروریسم کور، استحاله انقلاب و نظام و نهایتا براندازی جمهوری اسلامی مورد بازخوانی قرار گرفته و حمایت های صدام از جریانات تجزیه طلب و اقدام در زمینه براندازی جمهوری اسلامی با ابعاد استراتژی آمریکا در منطقه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.