على تتماج
افغانستان کشوری که در سال 2001 با نام پایان بحران و اهدای دموکراسی و توسعه اشغال گردید. اکنون در شرایطی قرارگرفته که بسیاری اعتراف دارند در این کشور نه تنها پیشرفتی صورت نگرفته بلکه دوران طالبان، وضعیت پیش از آن در حال تکرار شدن می باشد. برخلاف ادعاهای مقامات آمریکایی و همپیمانانشان که اعلام کرده بودند هدف آنها بازسازی ویرانه های افغانستان و تبدیل آن به کشوری مقتدر و آباد است اما روند تحولات افشا کرده که هدف نهایی آنها چپاول ثروتها و بهره گیری از موقعیت استراتژیک این کشور برای توسعه طلبی نظامی و سیاسی می باشد. پس از گذشت 7 سال از اشغال این کشور اکنون اشغالگران با چالشهای عدیده ای مواجه شده اند که برای خروج از آن باید هزینه های سنگینی را بپردازند. آنها در حالی بر ادامه اشغالگری تاکید دارند که مشکلات آنها در دو بخش قابل تامل می باشد:
الف) در عرصه داخلی افغانستان و برخلاف ادعای اشغالگران، نیروهای ائتلاف جایگاهی ندارند و هر روز بر میزان انتقاد از آنها افزوده می شود. این اعتراضات در ابعاد گوناگون می باشد. اولا مردم افغانستان که در انتظار کمک های خارجی برای رسیدن به توسعه و دموکراسی بودند اکنون جز مرگ عزیزان، ناامنی ، فساد و بی بندوباری ، جنایت و کشتار، دستاورد دیگری از اشغالگران مشاهده نکرده اند. تاکنون ده ها هزار تن از مردم غیرنظامی افغانستان به دست اشغالگران به کام مرگ رفته اند چنانکه صدها تن از آنها را زنان و کودکان تشکیل می دهند. این امر جدای از تجاوزها و قاچاق انسان از افغانستان به خارج می باشد. در کنار این امر اهانت به مقدسات دینی را نیز باید افزود که به طور گسترده ای از سوی اشغالگران انجام می گیرد.
ثانیا دولت کرزای نیز اعتراضات و انتقادهای شدیدی از اشغالگران دارد چرا که سیاستهای آنها را مغایر با وحدت کشور و اقتدار دولت مرکزی می داند، عملکردهای اشغالگران در گرایش به طالبان و تجهیز قبیله ها به عنوان مبارزه با افراطی ها، عدم تحقق وعده ها برای بازسازی افغانستان، جنایتهای گسترده اشغالگران علیه مردم که به کشتارهای دسته جمعی منجر شده ، عدم حمایت نظامی و سیاسی از دولت کابل و گرایش به تحرکات انحصاری برای ادامه اشغالگری و ... موجب شده تا دولت کرزای نیز به رغم همکاری با نیروهای خارجی، به اعتراض روی آورده و خواستار اصلاح رفتار آنها شود. اختلافات ایجاد شده میان کرزای و نیروهای خارج چنان بالا گرفته است که وی به صراحت در اجلاس داووس (سوئیس) به انتقاد از اشغالگران پرداخته و اعلام کرده که اعتماد به غرب یک اشتباه بزرگ بوده که هزاران افغانی را قربانی کرده است، وی در اقدامی دیگر از پذیرش «لردآشدون» انگلیسی به عنوان نماینده سازمان ملل و نیروهای ایساف در امور افغانستان مخالفت نمود تا چالش کابل با اشغالگران بیش از پیش تشدید شود.
ب) بخش دیگر چالشهای اشغالگران افغان را تقابل ها و اختلافات داخلی میان آنها تشکیل می دهد. این اختلافها زمانی تشدید شد که اولا آمریکا براساس طرح ناتو خواستار افزایش حضور نظامی کشورها در افغانستان گردید ثانیا انگلیس بدون هماهنگی با سایر کشورها به توسعه طلبی و برخی مذاکرات پنهانی با طالبان روی آورد. این تحرکات موجب شد تا اختلافات در میان اعضا شدت یافته و برخی تهدید به خروج از ائتلاف نمایند. دراین چارچوب کشورهایی مانند آلمان از مواضع ارباب گونه آمریکا برای اعزام نیرو به افغانستان انتقاد و آن را دخالت در امور داخلی خود قلمداد کرده اند. از سوی دیگر برخی کشورها مانند کانادا نیز به دلیل نارضایتی افکار عمومی سخن از خروج از این کشور به میان آورده اند. این تقابل ها در حالی ادامه دارد که این کشورها در عرصه داخلی نیز توانایی مقابله با انتقادهای مردمی را ندارند و برای حفظ قدرت چاره ای جز زمان بندی برای خروج از افغانستان برای آنها باقی نمانده است.
با تمام این تفاسیر آنچه در عملکرد اشغالگران مشهود است، عدم حرکت آنها در مسیر اجرایی کردن وعده هایشان به مردم افغانستان و جامعه جهانی است که از یک سو اعتراضات شدید افغانها را به همراه داشت و از سوی دیگر اختلافات درون این کشورها را سبب شده است. کشورهایی که روزی با نام دموکراسی واهدای حقوق بشر به افغانستان وارد شدند اکنون نه تنها گامی برای این امور برنداشته اند بلکه به گفته کرزای برای تحقق اهدافشان و دست یابی به منابع مالی به قربانی ساختن افغانها پرداخته اند. بر این اساس چنانکه مردم افغانستان تاکید دارند تنها راهکار برای حل بحران این کشور خروج اشغالگران و واگذاری امور به دولت کابل است چرا که در غیر این صورت ادامه اشغالگری به منزله ادامه روند کنونی است که نتیجه ای جز کشتار افغان ها در پی نخواهد داشت.