صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۲  ، 
کد خبر : ۶۴۵۹۹

اروپا به دنبال نظام چندقطبی


قاسم غفوری
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد خلأ قدرت در عرصه جهانی به نوعی آمریکا توانست به عنوان تنها ابرقدرت جهان ایفای نقش نماید. این سیاست یک جانبه گرایانه تا اوایل سال 2000 ادامه داشت. اما در این زمان ظهور قدرت هایی چون چین، روسیه، اتحادیه اروپا این روند را با چالش هایی مواجه ساخت. در این زمان تیم نومحافظه کار بوش با ادعای حمله پیش دستانه به مراکز بحران، استراتژی آمریکا را بر استفاده از قدرت نظامی مستقیم آمریکا در مراکز و کانون های تهدید استوار کرد که نتیجه آن حمله به افغانستان و عراق بود. آنان بر این ادعا بودند که با این اقدام می توان از گسترش و توسعه حوزه فعالیت مخالفان جلوگیری کرد. با تمام این تفاسیر ناکامی آمریکا در اجرای اهدافش در عراق و افغانستان و هزینه های سنگین جنگ سبب گردید تا نه تنها آمریکا نتواند در برابر مخالفان قرار گیرد بلکه فضایی ایجاد شد که بازیگران بزرگی چون چین، روسیه، هند، اتحادیه آمریکای لاتین و آفریقا و حتی ایران و برخی دیگر از قدرت های منطقه ای در عرصه معادلات جهان ایفای نقش نمودند. اکنون پس از 8 سال در حالی تیم بوش کاخ سفید را ترک می کنند که سیاست ها و تدابیر به اصطلاح حمله پیش دستانه جز افول جایگاه جهانی و ایجاد شرایط برای حضور سایر قدرت ها نتیجه ای در پی نداشته است.
نتیجه نهایی از رویکرد چنان شد که اکنون بسیاری از جهانیان به باراک اوباما توصیه کرده اند که عصر یک جانبه گرایی به پایان رسیده و آمریکا برای خروج از بحران داخلی و خارجی چاره ای جز تعامل با سایر کشورها ندارد.
این نوع نگرش نه تنها در میان دشمنان و مخالفان آمریکا بلکه در نزدیکترین دوستان آمریکا در اتحادیه اروپا نیز شکل گرفته است. نامه اتحادیه اروپا به اوباما و بیان پیش شرط ها برای ادامه همکاری با این کشور، اظهارات سارکوزی که صراحتا اعلام کرده بود سیاست های بوش نادرست بوده و باید به صورت چند جانبه گرایانه تغییر کند، دیدگاه های لندن مبنی بر این اصل که آمریکا باید پایان عصر یک جانبه گویی را پذیرفته و در قالب چندمحوری فعالیت کند و... را می توان از نشانه های دوری اروپا از آمریکا دانست. اکنون بسیاری از کشورها حتی در اروپا تاکید دارند که عصر جدید آمریکا باید براساس سیاست احترام که سایر کشور و کنار نهادن سیاست جنگ استوار باشد و در اصل سیاست «تغییر» اوباما باید با محوریت کنار نهادن تک گویی آمریکا همراه گردد. در این چارچوب مشاهده می شود که از هم اکنون اروپایی ها برای کاهش روابط با آمریکا و بازیگری مستقل تر از آن فعالت می کنند. انتقادهای مقامات اروپایی از دوران بوش، تاکید اتحادیه اروپا بر حل یک جانبه مشکلات اقتصادی، اصرار اتحادیه بر عدم دوری از روسیه در حالی که آمریکا از این مسئله ابراز نارضایتی می کند، توسعه روابط با کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و خاورمیانه و تاکید بر همگرایی با چین و گرایش به فعالیت های نظامی مستقل از ناتو در قالب نیروی امنیتی اروپا و... را می توان از جمله اقدامات اروپا برای بازیگری فعال در معادلات جهانی دانست. جالب توجه آنکه اروپایی ها تاکید دارند که دنیای آینده نه در دستان آمریکا بلکه برای کشورهای شرقی نظیر چین، روسیه، ایران و هند است لذا از هم اکنون آنها باید برای توسعه روابط آنها گام بردارند.
در مجموع می توان گفت که نظام عرصه بین المللی حتی در داخل اروپا خواستار تغییرات اساسی در ساختار نظام بین الملل از حالت یک جانبه به چندقطبی است در حالی که در این زمینه دوری از آمریکا و گرایش به استقبال بیشتر از اصول اساسی می باشد. با توجه به این روند می توان گفت که در آینده اروپا گام های مستقل تری نسبت به آمریکا برمی دارد در حالی که برای حفظ برخی منافع برخی همکاری ها با آمریکا خواهد داشت آن هم نه به عنوان یک متحد بلکه به عنوان قدرتی برابر که در روند تصمیم گیری و اجرا مشارکت می کند و صرفا مجری دستورات آمریکا نمی باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات