صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۰  ، 
کد خبر : ۶۴۶۰۶

آرمان‌های سوم تیر


مرتضى صفارهرندى
در فاصله یک هفته ای بین 27 خرداد تا سوم تیرماه 1384، چه اتفاقی افتاد که رای پنج میلیون و هفتصد هزاری دکتر احمدی نژاد در مقابل کسب شش میلیون و یکصد و پنجاه هزار رای به آیت الله هاشمی رفسنجانی (در مرحله اول) به یک فاصله هفت میلیونی آن هم به نفع احمدی نژاد در مرحله دوم منتهی شد؟ احمدی نژاد از مدت ها پیش از برگزاری مرحله اول انتخابات با اطمینان از دوستانش خواسته بود که خود را برای خدمت به مردم در خیابان پاستور (دفتر ریاست جمهوری) آماده کنند. پس از اعلام نتایج انتخابات سخنانی بر سر زبان ها افتاد که گویا برخی از اهل کشف و کرامات احمدی نژاد را پیشاپیش از پیروزی در انتخابات باخبر ساخته بوده اند. اما او راز این اطمینان قلبی را پنهان در واقعیت بسیار ساده تری می دانست.
احمدی نژاد با تمام وجود به این ایمان رسیده بود که تنها راه رسیدن به هدف، تأسی بی پیرایه و خالصانه به رهنمودهای امام و رهبر معظم انقلاب است. شاید او دریافته بود، تمسک به سوژه های مد روز و موضوعات ظاهرا مورد علاقه قشر خاکستری در تعارض با اهدافش خواهد بود و جالب این که پیروزی احمدی نژاد اثبات کرد از قضا مردم همچنان پیوند وثیقی با راه امام و رهبری دارند. از نظر بسیاری از ناظران ظاهربین، این گرایش تنها بخشی از اقشار بسیار متدین را می توانست به سوی خود جذب کند چرا که این اقشار نیز به همین اندازه، پذیرای رای بسیاری از بزرگان و عالمان دینی بودند که از رقیب احمدی نژاد حمایت می کردند. اقشار دیگر که جای خود را دارند! شعار کلیدی احمدی نژاد شکل گیری «دولت اسلامی» به عنوان سومین گام مردم ایران در مسیر تحقق جامعه نمونه بود. او در تبیین دولت اسلامی «رعایت حلال و حرام در متن برنامه ریزی های کشور، استخراج روش های اداره جامعه از متن اسلام و احکام نورانی آن، قابل رویت شدن صداقت و پاکی در جای جای دستگاه اداری و اجرایی، توزیع عادلانه فرصت ها بین همه ملت، نبودن طبقه برتری به نام مدیران، وجود مدیرانی خواهان کمترین برخورداری برای خود و بیشترین رفاه برای مردم، عدالت به عنوان جهت گیری اصلی دولت اسلامی و شرط اصلی برای ساختن کشور» و... را به عنوان برخی از ویژگی های چنین دولتی برمی شمرد.
از دیدگاه او در دولت اسلامی، توسعه سیاسی به مفهوم تعدد احزاب و نشریات و رقابت سنگین برای قدرت نخواهد بود و مفهوم تحقق رشد سیاسی بالا رفتن قدرت درک و تشخیص مسائل سیاسی است. ناچیز بودن ارزش هایی مثل دموکراسی در مقابل ایده ایجاد حکومت جهانی اسلامی و حاکمیت ارزش های دینی، پذیرش ولایت فقیه به عنوان حلقه اتصال به نظام امامت به مثابه جامع ترین، پیشرفته ترین و مردمی ترین نظام در میان نظام های سیاسی جهان، دیگر باورهای مورد تبلیغ احمدی نژاد را تشکیل می داد.
او تاکید می کرد پیشرفت اسلام منوط به حاکمیت عدالت و تقوا، قطع دست منفعت طلبان از بیت المال، جلوگیری از توزیع امتیازات و فرصت ها میان افراد و گروه های رابطه باز و فرصت طلب است و در توسعه کپی برداری شده از آن سوی مرزها، عدالت جایگاهی نداشته است. چرا که پس از شکل گیری قله های ثروت تحت عنوان ساختن کشور، عدالت قابل پیاده شدن نخواهد بود. مبارزه با امتیازات ویژه افراد دارای ارتباطات با سیستم اداری، برداشتن فاصله حقوق در بین کارکنان دولت، مبارزه با تجمل گرایی در سازمان های دولتی - که تحت عنوان حفظ آبروی نظام توجیه می شود - مبارزه با تمرکز چرخش اقتصادی در تهران، تغییر در میزان بالای سود بانکی که تنها برای فعالیت های دلالی به صرفه است و باعث کاهش انگیزه فعالیت در بخش های مولد و خصوصا کشاورزی شده است، از دیگر ایده هایی بود که مردم با تقاطع دادن آنها با عملکرد گذشته احمدی نژاد و نیز شعار «می توانیم و می شود» می پذیرفتند که او تمام تلاش خود را برای تحقق این اهداف به کار خواهد گرفت.
در این میان نوع عکس العمل های مخالفان احمدی نژاد نیز به جای آن که از باورمندی عمومی نسبت به او و ایده هایش مانع شود، مردم را نسبت به آنها مشتاق تر می کرد. بازگشت به باورهای ناب انقلاب اسلامی در گفتمان احمدی نژاد، باعث ایجاد نگرانی شدید کسانی شده بود که برای کشاندن روند جامعه به سمت فراموشی کامل این باورها چندین سال امیدوارانه تلاش کرده بودند. مگر احمدی نژاد چه گفته بود که فردی مثل نجف دریابندری - روشنفکری که دوران عمر خود را از داعیه داری عدالت عاریتی مارکسیستی تا کارگزاری فرهنگی آمریکا در ایران (در انتشارات فرانکلین) در زمان شاه و سپس مخالفت با اندیشه های انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی گذرانده بود - مدعی می شد که در صورت به قدرت رسیدن احمدی نژاد مقوله ای به نام فرهنگ و هنر ایرانی حذف خواهد شد!
این ناب گرایی سبب شده بود از گروه های مخالف امام مثل نهضت آزادی و «ملی مذهبی ها» تا افراد لائیک مثل محمود دولت آبادی، داریوش شایگان و... به صراحت به مردم برای رای دادن به رقیب احمدی نژاد در مرحله دوم انتخابات التماس کنند. چرا کسانی مثل عماد الدین باقی که مدت ها آقای هاشمی رفسنجانی را شریک ایجاد تضییق برای روشنفکران و حتی قتل آنان معرفی کرده بودند، حالا تاکید می کردند که در صورت ریاست جمهوری او فضای تنفس خواهیم داشت اما اگر احمدی نژاد بیاید بسیاری از فضاهای موجود برای تنفس کردن را از دست خواهیم داد.
سیلی از تعابیر و ادعاها علیه احمدی نژاد به راه افتاده بود. هادی قابل رئیس جبهه مشارکت قم به صراحت این دروغ را بیان کرد که طرفداران احمدی نژاد بنا دارند زنان و مردان را در تاکسی ها و پیاده روها از یکدیگر جدا سازند و حتی اندیشه جداسازی گورستان زنان و مردان را در سر می پرورانند! «بی اعتبار کردن نام نیک ایرانی با رفتار و شکل و شمایل فناتیک، به خطر افتادن حقوق بشر، قلع و قمع مخالفان و کشانده شدن کشور به سوی جنگ» از دیگر ادعاهایی بود که جریان گسترده رقیب احمدی نژاد درباره نتایج طبیعی رئیس جمهور شدن او مطرح می ساختند.
جنگ با چنگ و دندان برای ممانعت از اقبال روزافزون مردم به احمدی نژاد برخی از سیاسیون مشهور به اعتدال را نیز به موضعگیری های خامی کشانده بود. مجید انصاری معاون پارلمانی رئیس جمهور وقت (خاتمی) و حامی رقیب احمدی نژاد از «یک جریان سیاسی - نظامی» سخن گفته بود که «با تفکر بر مبنای تحجر قصد دارد جریان کشور را به دست گیرد و حتی ممکن است مثل گروه فرقان دست به اعمال تروریستی هم بزند!»
حربه تشکیک در آرای احمدی نژاد در مرحله اول به اندازه ای غیر مسموع بود که حتی وزارت کشور - که در ساعات اول سعی کرد فضای خبری را با تجمیع آرای برخی مناطق طرفدار آقای کروبی تحت تاثیر قرار دهد - در نهایت نمی توانست به آنها ترتیب اثر بدهد. بنابراین بایستی مستمسک های دیگری برای عدم تحقق آنچه به طور طبیعی در حال وقوع بود به کار گرفته می شد.
مثلا اینکه احمدی نژاد خرید سهام بورس را نوعی قمار و حرام می داند، از جمله شایعاتی بود که تبعات آن تا مدتی بعد از انتخاب او به ریاست جمهوری ادامه یافت.
تعداد زیادی از روزنامه های اقتصادی و غیراقتصادی به این ادعا دامن زدند. زمانی که غبارها فرونشست و بورس اوراق بهادار وارد پررونق ترین روزهای تاریخ خود شد، مدعیان روزهای انتخابات و پس از آن فقط سکوت کرده بودند. از بین رفتن رونق گردشگری به خاطر ممنوعیت سفر زنان توریست به ایران در صورت انتخاب احمدی نژاد از جمله مواردی بود که افراد نزدیک به ستاد انتخاباتی رقیب احمدی نژاد به طور مستقیم به آن دامن می زدند.
در روزهای منتهی به انتخابات سوم تیرماه کار اقبال مردمی به احمدی نژاد به آنجا کشید که مخالفان چندین ساله آیت الله هاشمی رفسنجانی در جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین و نویسندگان سکولار در یک تقسیم کار شخصا در میادین مختلف تهران حضور می یافتند تا مردم را به رای دادن به این تنها رقیب احمدی نژاد متقاعد کنند. اما برخلاف اکاذیبی که حتی در مناظره های تلویزیونی درباره جوان ستیزی احمدی نژاد تکرار شد اقبال جوانان به او چنان بالا رفته بود که خشایار دیهیمی نویسنده سکولار روزنامه های دوم خردادی آنان را این گونه مورد عتاب قرار داد: احمدی نژاد نماینده تحمیل نوع خاصی از زندگی به مردم است که تنها عده مخصوصی نظرات او را می پذیرند و این مواضع است که انسان را دچار نگرانی کرده و باعث خسارات جبران ناپذیری می شود... عالم سیاست برای امتحان نیست. نسل جوان نباید با سیاست شوخی کند!
می شد فهمید که جبهه وسیع و در عین حال ناکارآمد مخالف اصولگرایی آخرین تیرش یعنی ایجاد «نفرت از احمدی نژاد» - که عباس عبدی آن را در نامه ای به عطریان فر توصیه کرده بود :نیز به سنگ خورده است.
نتایج انتخابات سوم تیرماه 1384 برای توده های مردم برخلاف مخالفان احمدی نژاد امر غیرمنتظره ای نبود. این یک شورش عمومی بر مجموعه ای از گروه های سیاسی با برچسب هایی از افراطی گرفته تا اعتدالگرا بود که بیرق لزوم تشکیل دولت اتحاد ملی را در برابر اراده ملت بر سر دست گرفته بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات