دکتر عبدالله شهبازى
اولین چهره سرشناس خاندان بوش ، فردى به نام ساموئل بوش است که در اواخر سده نوزدهم و نیمه اول سده بیستم مى زیست .درباره نسل هاى قبلى خاندان بـوش ، به جز چند نام ، اطلاعى در دست نداریم لذا به ناچار باید سامـوئل بوش را به عنوان بنیانگذار خاندان معرفى کنیم .ساموئل بوش عمـرى دراز داشت و در سـال 1948 میـلادى در 84سالگى درگذشت . شهرت و اقتدار خاندان بـوش از زمان جنـگ اول جهـانـى ودوران ریاسـت جـمـهـورى » وودرو ویلـسـون «و با » سامـوئـل بـوش «آغاز مى شـود . سـامـوئـل بـوش بـا شـبـکـه اى از زرسـالاران وال ـ اسـتـریـت مـرتـبـط بـود کـه در انـتـخـابـات 1912 (1281) با سرمایه گذارى بر روى ویلسون ، نامزد حزب دموکرات ، او را در مقام بیست و هشتمـیـن رئیس جمهور ایـالات مـتـحـده آمریکـا 1913)ـ (1921 جاى دادند . در پـیـرامون ویـلـسـون کانـون قـدرتمـنـدى از سوداگران یهودى و شـرکاى ایشان گرد آمده بودند که در آن زمان متنفذترین شبکه دسیسه گر مالـى ـ سیاسى ایالات متحـده شـنـاخـتـه مـى شـدنـد .از اعضاى یهودى سرشناس این کانون باید به » برنارد باروخ «، » هنـرى مورگنتو «، » سیمـون بامبـرگر «، اشاره کرد .مورگنتو «لویى براندیز » و «استفن وایز » در انتـخـابـات ریـاسـت جـمـهـورى سـال 1912 ریاست کمیته مـالـى حـزب دمـوکرات را به دسـت داشت و پس از صـعـود ویلسـون به عـنـوان سفیـر ایالات متحده آمریکا در عثمانى مـنـصـوب شد . سال هاى مامـوریـت مـورگنتـو مـقـارن با حـوادث مرموز و دسیـسـه گـرانه اى است که بـه مـشـارکت عثمانى در جنگ اول جهانى و فروپاشى نهایى این دولت پهناور و اشغال فلسطین به وسیله یهـودیان زرسالار انجامید . ویلسون و حلقه یاران او، از جمله مورگنتو، در این حوادث نقشى مـوثر ایفا نـمـودند .
سیمـون بامبرگر نیز از یاران نزدیک و مشاوران ویلسون بود که پس از پیروزى ویلسون به عنوان استاندار اوتاوا منصـوب شد ..» استفن وایز «خاخام سـرشناس و رئیس سازمان جهانى صهیونیسم بود که در صعود ویلسـون سهمى بـزرگ داشـت .زرسالار یهـودى سرشناس دیگر لویى براندیز است که ویلسون او را در مقام قاضى کل ایالات متحده جاى داد .براندیز اولین یهودى است که در ایالات متحده آمریکا به این مقام رسید . برنارد باروخ به یک خانـواده یهودى مهاجر از آلمان تعلق داشت .او در زمان انتخابات ریاست جمهـورى سال 1912یکى از سـرشناس تـریـن و ثـروتمنـدتـریـن دلالان وال استـریـت بـود؛ رابطـه نزدیک شخصى و کارى با خانواده هریمن داشت و مـوسـسـه بــاروخ در امـور بـورس بــازى سـهـام کمپانى هاى هریمن فعـال بـود .باروخ از حامیـان مالى اصلى حزب دموکرات به شمار مى رفت و در کنار سـایـر یـهـودیان زرسالار ایالات مـتـحـده در صعود ویلسون سهمى بزرگ داشت .
در سال هاى پسین ، » باروخ «و » کلنل هاوس «مشاوران اصلى ویلسون و گردانندگان واقعى دولت ایالات متحده بودند .پس از پـایـان جنگ اول جهانـى ، » بـرنارد باروخ «ریاست کمـیـتـه اى را به دست داشـت کـه غـرامت سنـگـیـن 12 میلـیـارد دلارى را بر آلـمـان تحمیل کرد . در حقیقت محدودیت هاى سخت اقتصادى تحمیل شده بر جمـهـورى نوپاى آلمـان بـه وسیله دولت ویلـسـون و بـرنـارد باروخ و زرسـالاران وال استریت از جمله عـوامل اصلى است کـه زمینـه را بـراى ظهور هیـتـلـر و جـنـگ دوم جهـانـى فـراهـم ساخت .برخى مورخین ، کلنل ادوارد مندل هاوس را قدرتمندترین مرد ایالات متحده از سـال 1912 تا دهـه 1920مى داننـد ..» کـلـنـل هـاوس «پـسـر توماس هاوس ، کارگزار خاندان زرسالار روچیلد در سال هاى جنگ داخلى آمریکاست .او در سال 1912 ریاست ستاد انتخاباتى ویلسون را به دست داشت و در همین زمان کتابى با نام » فیلیپ درو : مدیر «منتشر کرد .این رمان سرگذشت مردى است به نام فیلیپ درو که اداره ایالات متحده را به دست مى گیرد و با اقتدار و استبداد، در مقام » دیکتاتور مصلح «تحولات بزرگى را پدید مى آورد .
بسیارى از اقداماتى که در دوران ریاست جمهورى ویلسون صورت گرفت ، تحقق طـرح هاى کلنل هاوس در این کتـاب بـود .از جملـه ایـن طـرح ها، تاسـیـس سازمان ملل متحد اسـت کـه در آن زمان » مجمـع ملل «نام داشت ..انگـاره » نظم نوین جهانـى «کـه در سیاست خارجى ایالات متحده از زمان ویلسون مطرح شد نیـز در واقع تحقـق آرمانى بود که کلنـل هاوس در کتاب خود مطرح ساخته بود . همچنین این کـانـون با همتایان انگلـیـسـى و فرانسوى خود رابطه نزدیک داشت و همین نفـوذ را در دولت لویـد جـرج در انگلـسـتـان و دولت ژرژ کلمانسو در فرانسه اعمال مى کرد .در آن سال ها، استفـن وایز در کنـار مـارکوس سامـوئل و هربـرت ساموئل و سیمون مارکس و اسرائیل سی و برادران اسحـاق (روفـوسو گادفـرى اسحاق )بـه عـنـوان رهبران طراز اول صهیونیسم شناخته مى شدند و این شبکه تمامى تحرکات حییم وایزمن ، رئیس جمهور بـعــدى دولـت اســرائـیــل و ســازمــان جـهـانــى صهیونیست ها را هدایت مى کرد .پیوند ویلسون با زرسـالاران یـهـودى ایالات مـتـحـده تـا بـدان حـد گسترده و عمیق بود که برخى نویسندگان آمریکایى او را یهـودى الاصل و از تبار یک آلـمـانـى مـارانو (یهودى مخفى )به نام ویهلسون مى دانند .
* ساموئل بوش و «سوداگرى مرگ »
در ســـالـــهــــاى 1914 ـ 1283)1917 ـ (1286 جنـگ اول جهانى با شدت تمـام جـریـان داشت ولى هنـوز دولت ایالات متحده آمریکا بـه طور رسمى بى طرف شناخته مى شد .معهذا در اینسـال هـا زرســالاران وال اسـتـریـت در پـیــونـد بـا کمپانى هاى تسلیحاتى بریتانیا در تحـولات جنگ به شدت ذینفع بودند .آنان از نظامى گرى و فروش اسلحه سودهاى کلان مى بردند و هم اینان بـودند که سرانجام دولت آمریکا را به سود جبهه بریتانیا و فـرانسـه وارد جنـگ کـردند .در آن سال هـا » جـان پیرپونت مـورگان «زرسالار نامدار آمریکایى ، بـه عنوان بزرگترین واسطه مالى و سیاسى بریتانیـا در آمریکا شناخته مى شد و به همـراه شرکا و دوستان خویش خط اتحاد آمریکا و بریتانیا را پیش مى برد .
در این زمان بانـک مـورگان نماینـده رسمى مـالـىبـا شــروع جـنـگ جـهـانــى در ســال 1914 1283) )،برنامه ریـزى و هدایت صنایع نـظـامـى «اداره صنایع نظامى » ایالات متحده را نهادى به نام به دست گـرفت کـه بـرنارد باروخ ریاسـت آن را بـه دست داشت .باروخ ، ماموریت تجدید سازمان صنایـع وابسته بـه ارتش آمریکـا را به نشنال سیـتـى بانک محـول کرد .در این زمان پرسى راکفلـر اداره کمپـانـى رمینگـتـون را بـه دست گـرفت و یکـى از کارگزاران خود را به نام ساموئل پریور به مقام رئیس هیات مدیره این کمپانى منصوب کرد .در آن دوران بزرگترین کمپانى تسلیحاتى آمریکا به «رمینگتون » شمار مى رفت . در سال )1286)1917 ایالات متحده رسما وارد جنگ شد و بـاروخ در بهـار )1287)1918 ساموئل بوش را به عنـوان رئیس بخش تدارکات ، سلاح هاى سبک و مهمات در اداره صنایع نظامى آمریکـا مـنـصـوب کـرد ..» پـرسکـات بـوش «پـسـر ساموئل ، نیز به دلیل دوستى با آورل هریمن و پرسى راکفـلـر، در مـقـام رابط مـیـان دولـت و کـمـپـانـى رمینگتـون و سایر کمپانى هاى تسلیحاتى ایـالات متحده جاى گـرفت .
بدینسان ، سامـوئل بـوش و پسرش در مواضع مهم و سوداور استقرار یافتند . این جایگـاه و ارتباطات سطح عـالـى و اسـتـوار با زرسالاران وال استریت ، پایه هاى انباشت ثروتى عظیم را فراهم ساخت که بعدها پسر و نوه پرسکات بوش را در راس دولت ایالات متحده جاى داد . متاسفانه ، بیشتر اسنـاد و مـکـاتـبـات دولتـى مربـوط به معاملات تسـلـیـحـاتـى بـرنارد بـاروخ و سامـوئل بوش در سال هاى جنـگ اول جهانى بـه بهانه کمـبـود قفسـه در آرشیـوهاى ایالات متـحـده معدوم شده است .این همان بهانه اى است که در رابطه با انهدام اسناد بایگانى آژانس مرکزى ایالات متحده (سیا)دربـاره کودتاى 28 مـرداد 1332 در ایران نیز عنوان مى شود . ایـن در حـالـى اسـت کـه امــروزه شـنـاخــت جزییات معاملات و روابط سیاسى خاندان بـوش از اهمیت فوق العاده برخوردار است زیرا مى تواند ریشه هاى مناسبات دیـریـنـى را عیان سـازد کـه در اوایل هزاره سوم میلادى بار دیگر بشریت را با دور جدیدى از نـظـامـى گـرى و جنـگ افـروزى لجـام گسیخته مـواجه ساخته است .
معهذا، اسـنـاد بـه جاى مانده براى ترسیم چارچوب و کلیات روابط ساموئل بوش با زرسالاران نیویورک و لندن کفایت مـى کـنـد .ایـن اسـنـاد نـشـان مـى دهـد کـه بـوش گزارش هاى خود را به برنارد باروخ و کلارن دیلون ، زرسالاران نامـدار وال استریت ، تقدیم مى کـرد و این کـانـون به سـوداگـرى هاى مشـکـوک اسلـحـه اشتغال داشت ..» کمپـانـى رمینگتـون «مسلسـل و تفنگ و سلاح هاى سبک و کمرى اتوماتیک تولید مى کرد و در طى سال هاى جنگ ، به روسیه تزارى میلیـون ها تفنـگ فـروخت .بیش از نیمـى از کـل تسلیحاتى را که متحدین انگلیس و آمریکا در جنگ جهانى اول مصرف کردند و 69 درصد تفنگ هایى را که ایالات متحده در دوران جنگ مورد استفاده قرارداد، کمپانى رمینگتون تامین مى کرد .تحرکات برنـارد ـ باروخ و دستیـاران او، از جمله سـامـوئل بوش ، در سال هاى جنگ جهـانـى اول چنان غیر اخلاقى بـود که بعدها، در سال )1332)1943 کمـیـتـه تخـصـصـى سـنـاى آمـریـکـا بـه ریـاسـت جرالدنى ، از اقدامات این شبکه با عنوان » تجارت مرگ «یاد کرد و از سودهاى کلانى سخن گفت که از طریق بند و بست هاى نامشروع نظامى به چنگ آوردند ..سناتور » نى «در گزارش خود به شدت به این شبکه به ویژه به کمپانى آمریکایى رمینگتون و کمپانى انگلیسى ویکرز ـ آرمستـرانگ ، حمله کرد و کارگزاران و دلالان این دو کمپانى را مسبب بروز جنگ در بسیـارى از کشـورها و تغذیه تسلیحـاتـى طرفین محارب دانست .
ویکرز نیز متعلق به همان کـانـونـى بـود کـه بـرنـارد بـاروخ و سـامـوئـل بـوش کارگزاران آن به شمار مى رفتند .این مجتمع عظیم تسلیـحـاتـى در اواخر سده نـوزدهم بـه وسیلـه دو زرسالار نامدار یهـودى ، سر ارنست کاسل و لـرد ناتانیـل روچیلد، بنیاد نهاده شـد و در طـول سده بیستم میلادى نقشى بزرگ و مرموز در بسیارى از عملیات هاى جنـگ افـروزانه و نظامى گـرایانه در سراسر جهان ایفا نمود . مورخین ، ویـکـرز را در کنـار رمینگتـون ، بـه عنوان زرادخانه اصلى متفقین در دوران جنگ اول جهانى مى شناسند . سرشناس ترین کارگزار کمپانى هاى ویکرز و رمینـگـتـون در اوایل سده بیـسـتـم مـیـلادى ، یـک «سر بازیل زاهاروف » سوداگر مرموز یهودى به نام بود که به عنوان بزرگ ترین دلال اسلحه زمان خود شهرت افسانه اى یافتـه اسـت .
زاهاروف در سال (1287)1918 عـنـوان شـهـسـوارى امـپـراتـورى بریتانیا را دریافت کرد و به نوشته آمریکانا، دوست صمیمى برخى از دولتمردان غرب مانند دیوید لوید جـرج (نخستوزیر بریتـانـیـا )،ژرژ کـلـمـانـسـو (نخست وزیر فـرانسه )،آریستید بریان (نخسـت وزیر و وزیر خارجه فـرانسه )و ونیزلوس (نخست وزیر یونان )بـود .تمامى این افـراد که متنفذتـریـن چهره هاى دوران جنگ اول به شمار مى روند، به گرایش هاى صهیـونیستى و پیـوندهاى مشکوک با سوداگران بزرگ مالى و تسلیحاتى شهـرت فراوان «سوداگر مرگ » دارند ..از اقدامات مرموز این شبکه باید به فروش رزمناو 23000 تنى رشادیه به دولت ترکان جـوان در عثمان به مبـلـغ 5.2 میلیـون پوند استرلینگ اشاره کـرد؛ دولتى که در زمان جنگ در جبهه متخاصم با بریتانیا و فرانسه و ایالات متحده آمریکا جاى داشت .