صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۹  ، 
کد خبر : ۶۵۱۹۰

روسیه و اروپا در سایه بحران گرجستان


بصیرت: شاید بتوان بحران گرجستان را پس از بحران عراق (1382 ) دومین واقعه مهم در تعیین و ترسیم جایگاه و وزن بین المللی قدرت های بزرگ و از همه مهم تر در شفاف تر نمودن روابط روسیه و غرب ارزیابی نمود. قطع نظر از مسائل مهمی نظیر علل و انگیزه های دخیل در تولید بحران گرجستان این واقعه موجب شد تا قدرت هایی چون آمریکا روسیه و اتحادیه اروپا که تا پیش از این در پس نقاب به گفت وگو و مراوده با یکدیگر پرداخته و نگرانی های پنهان خود را نیز عیان نمی ساختند این بار در چهره های طبیعی و واقعی خود ظاهر شده و عملا " و علنا " زبان تهدید را علیه یکدیگر بگشایند. صرف نظر از موضوع روابط روسیه و آمریکا پس از بحران گرجستان که خود موضوعی بسیار مهم می باشد گزارش حاضر به ضلع دیگر این بحران یعنی بازتاب تنش حاصل از حمله روسیه به گرجستان در روابط روسیه و اتحادیه اروپا و چگونگی رخ نمایی بحران گرجستان بر چشم انداز آینده این روابط می پردازد. نشست اضطراری سران اروپا در بروکسل در شهریور سالجاری نشانگر اهمیت این سوال است چرا که در تاریخ اتحادیه اروپا این سومین نشست اضطراری سران به شمار می آید که آخرین آن به بحران عراق و حمله آمریکا به این کشور برمی گردد. بنابر استدلال این گزارش بحران گرجستان و نوع رفتار روسیه در این بحران شامل شناسایی استقلال دو ناحیه جدایی طلب اوستیای جنوبی و آبخازیا و اشغال بخشی از اراضی این کشور برخلاف سایر بحران های گذشته در کوتاه مدت نزدیکی بیشتر مواضع کشورهای اروپایی را نسبت به روسیه در پی خواهد داشت .
نشست بروکسل ; مدلولات و پیامدها
نشست اضطراری سران اروپا در بروکسل به تاریخ 12 شهریور را باید نشانه ای مهم و معنی دار در تحلیل روابط روسیه و اتحادیه اروپا ارزیابی نمود. اگر چه این نشست انتظارات مخالفین اروپایی روسیه مبنی بر اعمال پاره ای اقدامات تحریمی مهم علیه این کشور را برآورده نساخت و تنها به تعلیق مذاکرات مربوط به تمدید موافقتنامه مشارکت و همکاری بسنده نمود لیکن این نشست حاوی یک پیام مهم بود. این پیام آن بود که برای نخستین بار در دوره پس از جنگ سرد دول اروپایی تلاش نمودند تا مواضع خود را نسبت به روسیه به یکدیگر نزدیک نمایند. تا پیش از واقعه گرجستان اتحادیه اروپا به دلیل وابستگی به واردات انرژی نفت و گاز از روسیه دیپلماسی صبر و مماشات را در خصوص اعمال سیاست های تنبیهی علیه روسیه به دلیل محدودیت های وضع شده توسط این کشور در حوزه های تجارت و انرژی در رابطه با کشورهای لهستان اوکراین و استونی در پیش گرفته بود. با این حال نوع واکنش اتحادیه اروپا به این بحران که مشخصا " در قالب برگزاری نشست اضطراری سران در 12 شهریور جلوه گر شد حکایت از آن دارد که این بار اتحادیه بر آن شده است تا مواضع کشورهای مختلف عضو را در خصوص روسیه تا اندازه ای به هم نزدیک نماید سیاستی که اساسا " روسیه از آن گریزان بوده و سعی کرده است تا از طریق برقراری روابط دو جانبه ویژه با برخی اعضای اتحادیه مشخصا آلمان و ایتالیا مانع از نزدیکی این دیدگاه ها به یکدیگر شود.
به طور کلی نتایج نشست اضطراری سران اروپا در بروکسل را می توان دارای دو دسته مدلولات و پیامدها پیرامون چگونگی تداوم مناسبات اتحادیه اروپا و روسیه متعاقب بحران گرجستان ارزیابی نمود.
نخستین مدلول آن است که فضای روانی ملایم و معتدلی که میان این دو بازیگر از دهه 1370 تا پیش از بحران گرجستان وجود داشت متعاقب درگیری نظامی روسیه ـ گرجستان تا اندازه ای از میان رفت . همان طور که پیش تر ذکر شد از ابتدای دهه 1370 تاکنون سران و مقامات ارشد دو طرف این چنین زبان تهدید علیه یکدیگر نگشوده بودند. از آن جمله می توان به تهدیدات صریح نخست وزیر انگلیس و یا وزرای خارجه 7 کشور صنعتی (که 4 عضو آن اروپایی هستند) به اخراج روسیه از گروه هشت تعلیق همکاری های این کشور با ناتو و تقاضا از دولت های اروپایی برای تقلیل وابستگی خود به واردات نفت و گاز از روسیه اشاره کرد. نیکولا سارکوزی نیز در پی این بحران و نوع رفتار روسیه در منطقه قفقاز جنوبی خواستار بازنگری جدی در روابط با مسکو از سوی سران اروپا گردید. از آن سو نیز مقامات مسکو واکنش های تندی به این تهدیدات ابراز داشتند; تا آنجا که پوتین برای نخستین بار اقدام به تهدید اروپا با تکیه بر اهرم انرژی نمود و در خصوص نشست اضطراری سران اروپا اعلام کرد که « سران اروپا قادر به اعمال مجازات های جدی نخواهند بود زیرا آنها خود نسبت به آسیب پذیریشان در بازار عرصه انرژی واقف هستند » . مدویدف رئیس جمهور روسیه نیز در اظهاراتی مشابه اتحادیه اروپا را تهدید به بازنگری در سیاست انرژی این کشور نمود.
دوم بحران گرجستان یک بار دیگر عارضه ذاتی اتحادیه اروپا را که همان عدم بهره مندی از توانمندی ژئوپلیتیکی برای فائق آمدن بر بحران محیطی و پیرامونی خود می باشد عیان ساخت . یوشکا فیشر وزیر خارجه سابق آلمان در مقاله ای ضمن تاکید بر این نکته معتقد است که اروپا به جای تنبیه روسیه باید به ایجاد و مستحکم سازی یک قدرت کاملا " اروپایی بپردازد زیرا تهدید به اخراج روسیه از گروه هشت یا جلوگیری از ورود آن به سازمان تجارت جهانی چندان برای روسیه تکان دهنده و واجد اهمیت نخواهد بود. از نظر فیشر استحکام سازی قدرت اتحادیه اروپا باید از طریق الحاق ترکیه به نظام امنیتی اروپایی جلوگیری از سیاست « تفرقه بیانداز و حکومت کن » مسکو در قبال دول اروپایی تقویت قابلیت های دفاعی اروپا التزام بیشتر اتحادیه به حمایت و حفاظت از استقلال اوکراین و ایجاد آزادی بیشتر برای رفت و آمد شهروندان متعلق به همسایگان شرقی اروپایی خود تحقق یابد. فیشر ضمن مخالفت با ایده جنگ سرد جدید معتقد است که روسیه فعلی که به دنبال احیای نظم پس از شوروی در منطقه « خارج نزدیک » می باشد به لحاظ نظامی و اقتصادی اساسا قابل مقایسه با اتحاد جماهیر شوروی نیست و لذا تهدید مستقیم غرب از ناحیه روسیه نیست بلکه این تهدیدات عمدتا برآمده از جنوب (اسلام ) و خاور دور (چین ) می باشد.
سوم انگلیس توانست در پرتو این بحران نقش رهبری مخالفین روسیه را در اتحادیه اروپا به دست گیرد. در حقیقت انگلیس نقش موثری در برگزاری نشست سران در بروکسل و سوق دادن رهبران اروپایی به موضع گیری تحکم آمیز و نیز تعلیق مذاکرات مربوط به تمدید « توافقنامه مشارکت و همکاری » بر عهده داشت . به سخن دیگر اگر چه موضوع تحریم روسیه در برخی زمینه ها به رغم فشارهای انگلیس لهستان سوئد و کشورهای بالتیک از دستور کار سران خارج شد اما می توان پیش بینی کرد که از این پس رقابت سخت تری میان این کشورها و گروه معروف به طرفداران روسیه در اتحادیه همچون آلمان ایتالیا و تا حدودی فرانسه بر سر تنظیم سیاست خارجی اتحادیه اروپا نسبت به این کشور شکل خواهد گرفت .
اما می توان در ارتباط با بحران گرجستان و واکنش اتحادیه اروپا در قالب نشست اضطراری سران اروپا دو پیامد مهم علاوه بر مدلولات یاد شده را نیز بر شمرد.
نخست بحران گرجستان در درازمدت سبب تقویت رویکرد حمایتی اتحادیه اروپا از دو کشور گرجستان و اوکراین به ویژه در خصوص توسعه همکاری های اقتصادی و سیاسی با این دو کشور خواهد شد. در همین رابطه سران اروپا در نشست بروکسل تمایل خود را برای گسترش پیوندهای اقتصادی و سیاسی با اوکراین و گرجستان در چارچوب تشکیل منطقه آزاد تجاری بیان نموده اند. برخی تحلیل گران اروپایی انگیزه اتحادیه از ارائه چنین فرصتی را فراهم نمودن زمینه های لازم برای پذیرش تدریجی دو کشور به درون اتحادیه اروپا می دانند . در همین رابطه وزرای خارجه اتحادیه اروپا در نشست اخیر خود توافق نمودند تا یک کمک مالی 500 میلیون یورویی را در فاصله زمانی حال حاضر تا سال 1389 با هدف باز گرداندن و ساماندهی مجدد محل سکونت پناهندگان و بازسازی زیر ساخت های تخریب شده در طول جنگ روسیه بر گرجستان در اختیار گرجستان قرار دهند. علاوه بر این کمیسیون اروپا اعلام نموده است که براساس توافق صورت پذیرفته در نشست وزرای خارجه 200 ناظر غیرنظامی از سوی اتحادیه اروپا از دهم مهر سالجاری جهت نظارت بر موافقتنامه آتش بس میان روسیه و گرجستان روانه این کشور خواهند شد. همچنین اتحادیه اروپا در یک اقدام دیپلماتیک که بیانگر نگرش ویژه این اتحادیه به گرجستان پس از بحران پیش آمده می باشد یک دیپلمات فرانسوی به نام « پی یرمورن » را به عنوان نماینده ویژه خود در گرجستان تعیین کرده است . به بیان روشن تر بحران گرجستان به واسطه مضمون های ژئوپلیتیکی آن سبب موضوعیت یافتن و نیز کوتاه تر شدن زمان هم گرایی این کشور در ساختارهای اروپایی و آتلانتیکی گردید.
دوم و شاید مهمترین پیامد این بحران گرایش جدی اتحادیه اروپا به سمت تجدیدنظر در سیاست انرژی خود می باشد. در نشست سران اروپا برای نخستین بار تمامی 27 عضو موافقت کردند تا ضمن بازنگری در سیاست های انرژی خود تلاش نمایند در زمینه واردات نفت و گاز از روسیه حداقل وابستگی را داشته باشند. تقریبا " می توان گفت پس از اقدام روسیه در قطع موقت صدور گاز به اوکراین و نفت به استونی بحران گرجستان و تهدیدات مکرر مقامات روسی به استفاده از اهرم انرژی در تنظیم روابط خود با اتحادیه اروپا بالاخره این اتحادیه خود را جهت بازنگری در استراتژی انرژی اروپایی آماده ساخته است . از نظر تحلیل گران بین المللی تلاش اروپا در این بازنگری به طور جدی حول دو محور خواهد بود :
1 ـ ایجاد ناتو انرژی
با آنکه ایده ناتو انرژی مدت هاست در اذهان دولت های اروپایی وجود دارد لیکن به نظر می رسد بحران گرجستان تکان مهمی باشد که عاقبت اعضای اتحادیه را به سمت ایجاد ساز و کارهایی برای تحقق این ایده سوق دهد. طبق این ایده اتحادیه اروپا اقدام به ذخیره سازی نفت و گاز خواهد نمود تا در صورت تهدید یا اقدام روسیه به قطع انرژی به یکی از اعضا ـ هم چنان که این اتفاق در مورد اوکراین غیر عضو اما معبر انرژی به اروپا در دی 1386 رخ داد ـ سایر کشورهای عضو اتحادیه با استفاده از منابع ذخیره شده به یاری آن کشور خواهند شتافت . در واقع هدف از این طرح کمک به کشورهای کوچک اروپایی است که بیشتر در معرض تهدیدات روسیه قرار دارند. در نتیجه این طرح قطع گاز یا نفت روسیه به یکی از اعضای اتحادیه اروپا به معنای قطع صادرات به کل اتحادیه تلقی خواهد شد.
2 ـ تنوع بخشی به منابع تامین کننده انرژی
دلیل عمده این مساله نیز آن است که براساس پیش بینی کمیسیون انرژی اروپا در سال 1386 واردات 57 درصدی گاز اتحادیه اروپا به 84 درصد و واردات 53 درصدی نفت این اتحادیه به 79 درصد در سال 1409 افزایش خواهد یافت . هم اکنون روسیه تامین کننده 40 درصد نیاز وارداتی اتحادیه اروپا به گاز طبیعی و 30 درصد از نفت آن می باشد . براساس پیش بینی کمیسیون اروپا در صورت تداوم روند فعلی صادرات گاز روسیه به اروپا از 139 میلیارد متر مکعب فعلی به 207 میلیارد متر مکعب در سال 1409 رشد خواهد داشت . در نتیجه می توان گفت که عمق وابستگی فعلی اتحادیه اروپا به انرژی وارداتی از روسیه در کنار افزایش این وابستگی در افق بیست سال آینده موجب شده است تا نگرانی و هراس عمیقی در میان دول اروپایی نسبت به اتکای فزاینده به واردات انرژی از روسیه به وجود آید. در نتیجه به دنبال تشدید بی اعتمادی دول اروپایی به پایداری روابط انرژی با روسیه این دولت ها سعی مضاعف و برگشت ناپذیری را برای پیدا کردن منابع تامین کننده انرژی جهت کمینه کردن اتکای خود به انرژی وارداتی از روسیه آغاز نموده اند. اولین گزینه فراروی اتحادیه اروپا پروژه ناباکو و توجه کاملا جدی به آن می باشد . این خط لوله گاز 12 میلیارد دلاری و 3 هزار و 300 کیلومتری چنین طراحی شده است که گاز دریای خزر به ویژه آذربایجان را از طریق گرجستان و ترکیه به اروپا برساند. کمیسیونر انرژی اتحادیه اروپا با تاکید بر اجرای این طرح به عنوان یکی از مهمترین راه های کاهش وابستگی به واردات گاز روسیه خواستار آن شد که اتحادیه اروپا خود را جهت فائق آمدن بر موانع سیاسی فراروی این پروژه آماده نماید. یکی از مهمترین این موانع به صرفه نبودن اجرای این پروژه در صورت عدم الحاق ایران به خط لوله یاد شده می باشد; زیرا به دلیل محدودیت مقادیر گاز طبیعی دریای خزر تنها با پیوستن ایران به این پروژه است که می توان بخشی از رشد نیاز مصرفی اتحادیه اروپا به گاز طبیعی را پاسخ گفت . در نتیجه می توان گفت که شرایط کنونی بهترین بستر برای آغاز مذاکرات انرژی میان ایران و اتحادیه اروپا می باشد کما اینکه اتحادیه اروپا در استراتژی انرژی خود پس از روسیه و الجزایر ایران را سومین گزینه احتمالی جهت واردات گاز در افق 1409 می بیند . با این همه در مورد پروژه ناباکو برخی تحلیل گران بر این اعتقادند در صورتی که ایران به دلیل مخالفت های آمریکا و یا هر عامل دیگر نتواند به این پروژه بپیوندد توسعه ذخایر گازی عراق می تواند گزینه دیگری برای اتحادیه اروپا جهت صرفه پذیر کردن احداث خط لوله یاد شده باشد.
دومین گزینه فراروی اتحادیه اروپا روی آوردن این اتحادیه به سایر کشورهای صادر کننده نفت و گاز می باشد. از همین رو چندی است که مقامات اروپایی مذاکرات پنهان و پشت پرده ای را با تولید کنندگان نفت و گازی که خارج از مدار روسیه هستند آغاز کرده اند. در میان این تولید کنندگان می توان به کشورهای نیجریه عراق الجزایر ترکمنستان و قزاقستان اشاره کرد.
بنابر آنچه ذکر شد می توان دریافت که تاثیر بحران گرجستان بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا در دو دوره کوتاه و بلند مدت قابل تحلیل و واکاوی است . در دوره کوتاه مدت به نظر می رسد که این بحران اولا سبب نزدیکی مواضع کشورهای اروپایی نسبت به روسیه و یا شاید غلبه دیدگاه مخالفین روسیه در اتحادیه گردید. اگر چه بیانیه پایانی نشست سران منعطف و ملایم بود اما نفس برگزاری نشست اضطراری و تهدید به انزوای روسیه در صورت عدم عقب نشینی از سرزمین گرجستان ادامه شناسایی استقلال دو منطقه جدایی طلب اوستیای جنوبی و آبخازیا یا مواردی همچون اعلام تمایل اروپایی ها به گسترش روابط با گرجستان و اوکراین و تقلیل وابستگی به انرژی وارداتی از روسیه می تواند زمینه ساز اقدامات بعدی از سوی اتحادیه اروپا گردد.
اما در بلند مدت آشکار نیست که این روابط به چه سمت و سویی میل خواهد داشت . این امکان وجود دارد که نیازهای عینی و فوری اتحادیه به روسیه خصوصا " در بخش انرژی و موفقیت آمیز نبودن تلاش اروپایی ها در تنوع بخشی به منابع تامین کننده انرژی یا فضای محیطی مربوط به همسایگی یک اروپای غیر متکی به توان بازدارنده هسته ای و نظامی در کنار روسیه قدرتمند از این حیث مانع هرگونه دگرگونی کیفی در مشارکت روسیه ـ اتحادیه اروپا گردد.
بحران گرجستان و ملاحظات ایران
بحران گرجستان جدای از بازتاب و پیامدهای آن بر روابط روسیه و غرب توانسته است دست کم در یک دوره زمانی کوتاه مدت موجب تنفس سیاسی بیشتر ایران در صحنه بین المللی و تخفیف فشارهای دیپلماتیک علیه این کشور به واسطه انتقال دفعی کانون بحران و در نتیجه توجهات دول غربی از ایران به منطقه قفقاز جنوبی گردد. به رغم این مهم نحوه واکنش و رفتار دیپلماتیک ایران در قبال این بحران می تواند بر موقعیت بین المللی این کشور که در مجاورت جغرافیایی قفقاز قرار دارد تاثیرگذار باشد. با توجه به روابط گسترده سیاسی و اقتصادی ایران با هر کدام از دو قدرت روسیه و اتحادیه اروپا طبیعی است که سوق یابی به سمت هر یک از این دو قدرت می تواند تعاملات ایران با طرف دیگر را به مخاطره اندازد. زیرا همان گونه که ایران به مقاومت روسیه در برابر فشارهای آمریکا و اروپا برای توسعه تحریم ها علیه ایران به دلیل فعالیت های هسته ای این کشور نیازمند است ; گرایش به سمت روسیه در بحران گرجستان نیز می تواند بلافاصله پس از فروکش کردن بحران به تولید نگرانی بیشتر از سوی غرب و تشدید فشارها و احتمالا " تحریم های بین المللی علیه ایران منتهی گردد. افزون بر آن این احتمال وجود دارد که به دلیل اولویت ویژه و نیز جایگاه حیاتی قفقاز در سنت امنیت ملی روسیه این کشور با گرایش به سمت آمریکا و اروپا در خصوص فعالیت های هسته ای ایران و گسترش تحریم ها علیه این کشور تلاش نماید تا اولا " تا اندازه ای روابط آسیب دیده خود را با غرب ترمیم کند و ثانیا " اقدام به معاوضه نفوذ در زمینه گرجستان و ایران نماید.
با توجه به ماهیت فرصت ساز و نیز تهدیدزای بحران گرجستان بر موقعیت منطقه ای ایران ارائه راهکارهای ذیل در امتداد دیپلماسی پس از بحران ضروری به نظر می رسد :
1 ـ ایران به دلایل نزدیکی جغرافیایی به کانون بحران (گرجستان ) و تعاملاتی که با روسیه و اتحادیه اروپا در ابعاد سیاسی و اقتصادی دارد لازم است تا یک رویکرد چندوجهی و چندلایه را مبنای دیپلماسی منطقه ای خود قرار دهد. بدین معنا که به جای گرایش به یکی از طرف های بحران تلاش نماید تا با تمام طرف های درگیر یعنی روسیه گرجستان و اتحادیه اروپا در ایجاد روابطی متوازن در مدیریت بحران یاد شده بکوشد . کما اینکه این اقدام هم می تواند احیا کننده مدل امنیتی توافق شده برای قفقاز موسوم به الگوی 3 +3 (روسیه ایران و ترکیه در کنار آذربایجان گرجستان و ارمنستان ) و هم مانع از شکل گیری ایده ارائه شده از سوی ترکیه (که در سفر وزیر خارجه این کشور به گرجستان مطرح گردید) در چارچوب مدل امنیتی (3 +2 ) گردد که شامل تمامی کشورهای یاد شده منهای ایران می باشد .
2 ـ شاید مهمترین وجه و پیامد بحران گرجستان برای ایران اهمیت یافتن دوباره این کشور در استراتژی انرژی اروپا باشد . با توجه به تشدید نگرانی اروپا نسبت به وابستگی فزاینده به واردات انرژی از روسیه و کاهش اعتبار خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیحان در پس بحران یاد شده توجه اروپایی ها دیگر بار به سمت احیای پروژه ناباکو و انتقال انرژی از دریای خزر به اروپا از طریق احداث یک خط لوله در مسیر آذربایجان ـ ترکیه ـ اروپا جلب شده است . از آنجا که اقتصادی بودن اجرای این پروژه تنها در گرو پیوستن ایران به دلیل ذخایر غنی گاز به طرح یاد شده می باشد لذا ایران می تواند از فرصت پیش آمده حداکثر بهره را جهت ورود به مذاکرات با اروپایی ها ببرد; مذاکراتی که در صورت شکل گیری می تواند در روابط کلی ایران و اروپا به خصوص در زمینه موضوع فعالیت های هسته ای ایران سرریز مثبت داشته باشد. در این زمینه باید افزود که نیاز مبرم اروپایی ها به منابع تامین کننده جایگزین در عرصه انرژی و هراس موجه آنها در خصوص تشدید وابستگی خود به روسیه در این عرصه می تواند سبب افزایش مقاومت اروپا در مقابل فشارهای آمریکا جهت اجرای پروژه ناباکو به خصوص با مشارکت ایران گردد.
منبع : مرکز تحقیقات استراتژیک
بحران گرجستان موجب شد تا قدرت هایی چون آمریکا روسیه و اتحادیه اروپا که تا پیش از این در پس نقاب به گفت و گو و مراوده با یکدیگر پرداخته و نگرانی های پنهان خود رانیز عیان نمی ساختند این بار در چهره های طبیعی و واقعی خود ظاهر شده و عملا و علنا زبان تهیه را علیه یکدیگر بگشایند
تا پیش از واقعه گرجستان اتحادیه اروپا به دلیل وابستگی به واردات انرژی نفت و گاز از روسیه دیپلماسی صبر و مماشات را در خصوص این کشور پیش گرفته بود
بحران گرجستان در دراز مدت موجب تقویت رویکرد حمایتی اتحادیه اروپا از دو کشور گرجستان و اوکراین به ویژه در خصوص توسعه همکاری های اقتصادی و سیاسی با این دو کشور خواهد شد
در نشست سران اروپا برای نخستین بار تمام 27 عضو موافقت کردند تا ضمن بازنگری در سیاست های انرژی خود تلاش نمایند در زمینه واردت نفت و گاز از روسیه حداقل وابستگی را داشته باشند
عمق وابستگی فعلی اتحادیه اروپا به انرژی وارداتی از روسیه در کنار افزایش این وابستگی در افق بیست سال آینده موجب شده است تا نگرانی و هراس عمیقی در میان دول اروپایی نسبت به اتکای فزاینده به واردات انرژی از روسیه به وجود آید
وابستگی روز افزون اتحادیه اروپا به انرژی نفت و گاز و هم چنین تصمیم این اتحادیه مبنی بر کاهش اتکای خود به انرژی وارداتی از روسیه بستر مناسبی را برای آغاز مذاکرات انرژی میان ایران و اتحادیه اروپا فراهم کرده است

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات