از جمله امورى که براى اصولگرایان از بداهت و روشنى ویژهاى برخوردار است، تشکیل جبههاى در جناح مخالف دولت اصولگرا پس از شکست اصلاحاتیان در انتخابات ریاست جمهورى و افول قدرت سیاسى ایشان در جهت ایجاد جنگ روانى علیه نیروهاى اجرایى جبهه اصولگرایى علىالخصوص دولت نهم و سنگاندازى در مسیر اجراى طرحها و برنامه اصولگرایان در مجلس و دولت با هدف سلب اعتماد مردمى از توانایىهاى اصولگرایان در طرح و اجراى برنامههاى موردنظر خویش در راستاى حل و برطرف نمودن مشکلات و معضلات فراروى مردم و نظام مىباشد.
جنگ و عملیات روانى این جریان که از اولین روزهاى تشکیل دولت خدمتگزار در شکلها و ابعاد گوناگونى آغاز گشته و با گذر زمان بر هجمه و گستردگى آن به نحو بسیار زیادى افزوده شده است. در ماههاى انتهایى سال جارى و با گذشت 9 الى 10 ماه از عملکرد دولت در سال 1385 و عینى شدن کارنامه عملکرد دولت در این مدت زمان نیز رسیدن پرونده هستهاى ایران به مراحل بسیار حساس خویش و اعلام ضربالاجل آمریکا و همپیمانانش در شوراى امنیت سازمان ملل مبنى بر لزوم قبول تعلیق غنىسازى اورانیوم از سوى ایران و عدم پذیرش این امر از سوى ایران و نیز اعمال برخى تحریمها از سوى آمریکا و غرب بر علیه ایران شاهد شدت گرفتن سمپاشىها و سیاهنمایىهاى مدعیان اصلاحات و مخالفین مجلس و علىالخصوص دولت اصولگرا بوده به نحوى که ایشان تمام هم و غم و توان سیاسى و رسانهاى خویش را متوجه و معطوف به القاى وجود وضعیت اورژانسی، خطرناک و فوقالعاده در تمامى عرصهها براى نظام جمهورى اسلامى بویژه در سه زمینه اقتصاد، مسئله پرونده هستهاى و امنیت کشور به واسطه برخى ادعاها و تحرکات سیاسى و نظامى آمریکا مبنى بر حمله نظامى علیه ایران نمودند.
استراتژى اصلاحاتیان در قبال پرونده هستهاى ایران در آژانس و شوراى امنیت سازمان ملل، استراتژى برخاسته از احساس توهم ضعف فراوان در مورد ایران در برابر قدرتهاى استثمارگر جهانى مانند آمریکا و همپیمانان وى و ترس مفرط از حمله نظامى آمریکا و یا اعمال تحریمهاى گسترده اقتصادى علیه ایران بوده است. ایشان همواره با اتخاذ موضعى بسیار ضعیف در قبال پرونده هستهاى کشور و تبلیغ فراوان معتدلانه و معقولانه بودن این موضع بر لزوم تعلیق موقت فعالیتهاى غنى سازى اورانیوم همانند زمان دولت آقاى خاتمى و نیز تداوم مذاکرات هستهاى با طرفهاى مدعى ایران حتى آمریکا در جهت ممانعت از اعمال تحریمهاى احتمالى بیشتر علیه ایران تاکید فراوان داشته و تنها راه موفقیت کشور در مسیر پرونده هستهاى را گذر از طریق موردنظر خویش معرفى نمودهاند.
اصلاحاتیان با ملاحظه سیاستهاى اصولگرایان و دولت جدید در قبال حق هستهاى ایران و نحوه تداوم مذاکرات و موضعگیرىهاى ایشان دم را غنیمت شمرده و با استفاده از انتقاد از این سیاستها علاوه بر معرفى و تبلیغ راهبرد تسامحى و سازشکارانه خویش اقدام به دامن زدن و گسترش جنگ روانى خویش علیه سیاستهاى اصولگرایان با تمسخر، تخریب، غیر کارشناسى و غیرمقعول نشان دادن مواضع دولت، مجلس و گروههاى اصولگرایى نمودهاند. مصادیق این نوع رفتار اصلاحاتیان را در مدلها و رنگهاى مختلف!!! به وفور مىتوان در ارگانهاى رسانهاى منتسب به ایشان ملاحظه نمود. یکى از این مصادیق، تمسخر و سخیف نشان دادن موضع رئیس جمهور در خصوص دورانداختن ترمز قطار هستهاى ایران مى باشد. آقاى احمدىنژاد طى سخنانى عنوان داشتهاند: “این [مسیر حرکت ایران در دستیابى به فناورى هستهای] قطارى است که در حال حرکت است و ترمز و دنده عقب ندارد چون ما در سال گذشته ترمز و دنده عقب آن را کنده و دور انداختهایم. اصول حرکت ما را مقام معظم رهبرى تضمین مى کند و ما مسئولان نیز این اصول را با کمک مردم به پیش مىبریم.”(1)
نویسنده روزنامه اعتماد ملى با تشبیه قطار هستهاى مدنظر رئیس جمهور به “ماشین مشدى ممدلى نه بوق داره نه صندلی”(2)، با انجام تمسخرهاى کودکانه و خارج از شان روزنامهاى منتسب به حزبى که به نوعى داعیهدار رهبرى جریان اصلاحات در روزهاى فعلى بوده و از طرف دیگر مدعى مخالفت با گروهها و نگرشهاى افراطى و انحصارطلبانه در هر جریان سیاسى مى باشد!!! به ظرافتگویى و نکتهپردازىهاى دقیق و منطقى که قوه عاقله بسیارى از افراد از پى بردن به آنها اظهار عجز مى نماید!!! پرداخته و عنوان مىدارد: “اما ظرافت قصه این است که بولدوزر آقاى احمدىنژاد در حرکت به سمت قله نیست که سرعت مىگیرد بلکه در سقوط به طرف دره است که هر آن بر سرعتش افزوده مىشود هرچند بالاخره هیچ حرکتى از این دست تا ابد پیدا نمىکند و یک جا تمام مىشود اما کجا؟ روشن است ته دره.” نویسندگان این روزنامه با استفاده از ادبیاتى سخیف به عقده گشایى از اصولگرایان علىالخصوص دولت نهم بهواسطه از دست دادن قدرت اجرایى از سوى مدعیان اصلاحات در تیر 84 پرداخته و اوج عناد خود با دولت نهم و ناپختگى سیاسى خویش را در هنگامه لزوم حفظ وحدت و عدم نشان دادن اختلاف در صفوف خود و حمایت از ارکان و قواى نظام در امر خطیر هستهاى به نمایش گذارده است. این روزنامه در راستاى القاى ضعف مفرط جمهورى اسلامى ایران در برابر توان نظامى و اقتصادى آمریکا و غرب در کنار مطالب انتقادى متعددى در خصوص مواضع رئیس جمهور در خصوص توان هستهاى ایران و برگشتناپذیر بودن آن در کاریکاتورى آمریکا، غرب و شوراى امنیت سازمان ملل را به شیرى تشبیه نموده است که دولت احمدىنژاد و یا نظام جمهورى اسلامى ایران در حال آزردن، گاز گرفتن و بازى با دم این شیر مىباشد.
همین روزنامه با درج مطلبى از جناب آقاى صادق زیبا کلام به غیرمعتدلانه و غیرمعقولانه بودن مواضع دکتر احمدىنژاد تاکید کرده و با تفسیر مواضع دولت در برابر غرب به “بگردید تا بگردیم” قسمتى از حاکمیت و بسیارى از مقامات کشور را مخالف مواضع احمدىنژاد و موافق با مذاکره با “روشهاى معتدل و معقول” نشان مىدهد. این نویسنده ادعاى رئیس جمهور مبنى بر وجود رابطه تنگاتنگ میان دستیابى ایران به چرخه سوخت هستهاى و پیشرفت ترقى صنعتى ناگهانى و پیشرفت در صدها رشته دیگر همچنین ورود ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه به کلوپ کشورهاى پیشرفته هستهاى را بسیار سوالبرانگیز و محل تشکیک وبحث نشان داده و “پیشفرض مساوى بودن دستیابى ایران به سوخت هستهاى با توسعه کلان کشور را” نیازمند به بازبینى معرفى نمودهاند.(3)
در پاسخ به جناب زیباکلام باید متذکر شویم که اولا ادعاى ایشان مبنى بر مخالفت “قسمتى از حاکمیت و بسیارى از مقامات کشور” با مواضع رئیس جمهور و بالطبع مخالفت این گروه با روند فعلى مذاکرات به شدت قابل مناقشه و تردید بوده و تنها با تفسیر جمله “بسیارى از مقامات کشور” به مدعیان اصلاحات و مخالفین افراطى جناح اصولگرایى و دولت نهم مىتوان مدعى وجود مخالف و منتقد در خصوص روند فعلى مذاکرات آن هم در میان طیفى مطرود از عرصه قدرت سیاسى توسط مردم و منزوى از مردم بود.
ثانیا، استفاده مغالطهاى چنین فاحش در کلام از سوى جناب زیباکلام عجیب مىباشد زیرا بسیار واضح است که منظور رئیس جمهور از پیشرفت و ترقى صنعتى ناگهانى بهواسطه دستیابى به چرخه سوخت هستهاى نه آن است که این دستیابى علت تامه ترقى صنعتى بلکه یکى از عوامل در کنار عوامل دیگر و البته عاملى اصلى و بسیار تاثیرگذار خصوصا در طى سالهاى آتى و به دلیل رشد روزافزون نیازمندى به انرژى جهت فعال نگاه داشتن چرخه صنعتى کشور و بسط و گسترش آن مىباشد. با توجه به ورود تکنولوژى هستهاى در بسیارى از رشتههاى علمى منجمله پزشکی، کشاورزى و... و نیز تاثیرگذارى بىچون و چراى آن در بروز پیشرفت و تحول در این رشتهها چگونه مى توان منکر این شد که پیشرفت هستهاى کشور در کنار اعمال مدیریت صحیح، استفاده از هوش سرشار جوانان ایرانى و تخصیص بودجه مناسب جهت تحقیق و پژوهش مىتواند منجر به پیشرفت کشور در صدها رشته علمى دیگر گردد.
در جمعبندى بحث طرح شده بایستى متذکر و یادآور شد که اصلاحاتیان در حالى تاکید و اصرار بر تعلیق موقت فعالیتهاى غنىسازى نموده و روند طى شده در مذاکرات هستهاى را غیرمعتدلانه و غیرمعقولانه جلوه مىدهند که مقام معظم رهبرى (حفظهالله) در خصوص بحث هستهاى و موضعگیرى مسئولین متذکر شدهاند: “مسئولان حق ندارند از این دستاورد بزرگ (انرژى هستهای) اجتناب کنند، مسئولان نباید از حرکت به سمت قلههاى بلند واهمه داشته باشند مسئولان باید با در نظر گرفتن جوانب امور، به هیچوجه عزم جلو رفتن را از دل خود و ملت بیرون نکنند، متاسفانه برخى افراد با سخنان و مطالب خود و بزرگنمایى مشکلات و بیان برخى ضعفهایى که وجود ندارند موجب جرات پیدا کردن دشمن مىشوند که این اشتباه است، مسئولان آگاهانه و با جدیت حق هستهاى ملت ایران را پیگیرى مى کنند و به جاهاى بسیار خوبى رسیدهاند که انشاءالله به جاهاى بهترى هم خواهند رسید.”(4)
مدعیان اصلاحات در حالى به هجمه خویش علیه دولت اصولگرا ادامه مىدهند که مقام معظم رهبرى پشتکار و تلاش بىوقفه دولت را از نعمتهاى الهى برشمرده و در خصوص تلاش بىوقفه و خالصانه دولت عنوان داشتند: “مسئولان دولت به معناى حقیقى کلمه شبانهروز در حال مجاهدت هستند و با برنامهریزی، اقدام و پیگیرى اهداف نظام و مردم را دنبال مىکنند که باید این نعمت را شناخت و قدر دانست.”(5)
پىنوشتها:
1- روزنامه اعتماد، دوشنبه 7/12/85، شماره 1341، صفحه1
2- روزنامه اعتماد ملی، پنجشنبه 10/12/85، شماره 314، صفحه 16
3- همان
4- روزنامه کیهان تاریخهاى سهشنبه 19/10/85 شماره 18710، یکشنبه 29/11/85، شماره 18741
5- روزنامه کیهان، شنبه 5/11/85، شماره 18746، صفحه 1و2
منبع : رسالت