در بررسى اهداف پوتین در خاورمیانه و ارتباط با سران عربى باید نگاهى به روابط گذشته روسیه و کشورهاى عربى بیندازیم .تا قبل از ایجاد اتحاد جماهیر شوروى و به دست گرفتن قدرت توسط کمونیستهاى بلشویک در سال 1917 سیاست خارجى روسیه تزارى در قبال کشورهاى عربى بیشتر متاثر از همان وصیت پترکبیر به جانشینان بود پترکبیر به جانشینان توصیه نمود که براى اقتدار روسیه باید این کشور به آبهاى گرم خلیج فارس و نیز تنگه بسفر و داردانل در ترکیه تسلط داشته باشد. بیشتر تلاش تزارهاى روسى در رابطه با کشورهاى عربى دسترسى به آبهاى گرم خلیج فارس بود. با سقوط روسیه تزارى و پیدایش اتحاد جماهیر شوروى این سیاست هم تا حدى دنبال شد. سران کرملین در اتحاد جماهیر شوروى دست کمى از تزارها نداشتند و آنان نیز در ذهن خود به اهمیت آبهاى گرم خلیج فارس و دستیابى به تنگه بسفر و داردانل پى برده بودند. در ترکیه کمال آتاتورک با تشکیل یک نظام سکولاریستى مبتنى بر اندیشههاى پان ترکى توانسته بود بر اوضاع سیاسی، امپراتورى تجزیه شده مسلط شود و با اتحادى که با رهبران غربى تشکیل داده بود توانسته بود راه نفود تزارهاى جدید را که در لباس انترسوسیالیسم جهانى سعى در نفوذ بر بسفر و داردانل داشتند سد نماید.
در قلب خاورمیانه تشکیل رژیم صهیونیستى که تازه به معادلات منطقهاى وارد شده بود نیز ذهنیت منفى ملتهاى مسلمان خاورمیانه نسبت به کشورهاى استعمارگر غرب و بویژه فرانسه، انگلستان و آمریکاى نواستعمار سبب شد که اتحاد جماهیر شوروى نسبت به برقرارى و گسترش روابط خود با جهان عرب تلاشهاى جدى نماید.
استالین در کنفرانس تهران که 28 نوامبر تا اول دسامبر 1943، با شرکت روزولت ،چرچیل و استالین برگزار شد مسائل بعد از جنگ جهانى دوم را هم به بحث گذاشت و اهداف خود در مورد رسیدن به آبهاى گرم را پنهان نمىکرد. در رابطه با تنگههاى بسفر و داردانل نیز فشار شوروى بر ترکیه براى تجدید نظر در قرار داد مونترو(1936) و وضعیت این تنگهها، دول غربى حمایت کامل خود را از ترکیه اعلام نمودند این موضوع سبب اصل تضاد میان آمریکا و شوروى شد.
با کودتاى ژنرال جمال عبدالناصر در سال 1952 روابط روسیه و جهان عرب وارد مرحلهاى تازه شد. ناصر با امضاى موافقت نامه هایى با شوروى سابق خشم فرانسه و انگلستان را برانگیخت و سبب شد که انگلستان و فرانسه روابط خود با مصر را قطع نمایند و از کمکهاى اقتصادى به مصر جلوگیرى نمایند. متقابلا ناصر کانال سوئز را ملى اعلام کرد که این یک موفقیت براى سیاست اتحاد جماهیر شوروى محسوب مىشد. حسنین هیکل مدیرمسئول روزنامه الاهرام با آگاهى از عملکرد سران اتحاد جماهیر شوروى از خروشچف به عنوان “تزار سرخ” نام برد در مقابل شوروىها در سیاستهاى اعلامى خود بویژه در جشنهاى هفتم نوامبر در مسکو از ملت مصر دفاع مىنمودند. در زمان خروشچف، وى در دیدار با سفیر مصر گفت: “شما دم شیر انگلستان را قطع نمودید و ما نیشهایش را کشیدیم! حالا دیگر نه مىتواند نعره بکشد و نه مىتواند گاز بگیرد!”
با انقلاب عراق که توسط عبدالکریم قاسم روى داد و نیز نفوذ کمونیستها در یمن نقش اتحاد جماهیر شوروى در جهان عرب روز به روز بیشتر مىشد. با سقوط ناصر و قاسم در مصر و عراق زمینههاى تسلط اتحاد شوروى در جهان عرب کاسته شد و بعدها در سال 1990 فروپاشى شوروى به آرزوهاى دیرینه پترکبیر مبنى بر دسترسى به آبهاى گرم پایان داد.فروپاشى شوروى سابق بر روابط روسیه با کشورهاى اسلامى و عربى تاثیرگذاشت و تجزیه امپراتورى شوروى توام با تغییرات اساسى همانند بازگشت سرمایهدارى به کشور بود. رهبران جدید مشتاق رابطه با غرب بودند و مردم روسیه دهه 90 میلادى (دوران یلتسین) را دهه از دست رفته مىدانند گرچه در این دوران هم جایگزینى یوگنى پریماکف - یک شرقشناس ویژه در مسائل اسلام و اعراب مىباشد- با آندره کوزیروف در سال 1996 تا حدى نشان از توجه روسیه به جهان عرب و اسلام داشت اما این جایگزینى درحدى نبود که معناى واقعگرایى را در سیاست خارجى ترسیم نماید.
با کنارهگیرى بوریس یلتسین در دسامبر 1999 پوتین موقتا رئیس جمهور روسیه شد و به سیاستهاى دوران یلتسین بىتوجهى خاص نشان داد. پوتین بیش از هرچیزى خواهان بازگشت به پرستیژ بینالمللى به روسیه است. حال آیا پوتین جاى خالى پترکبیر، لنین و یا استالین را خواهد گرفت؟ سوالى است که تا حدى با شخصیت روحى پوتین سازگار است. پوتین به مانند دیگر رهبران گذشته تزارى یا کمونیستى داراى شخصیت اقتدارطلبى است و بارها و بارها یکجانبهگرایى آمریکا را به چالش طلبیده است.
سفر ولادیمیر پوتین به کشورهاى عربى در نیمه دوم فوریه سالجارى بیانگر جایگاه جهان اسلام و کشورهاى عربى در سیاست خارجى روسیه خواهد بود.
- پوتین مىداند که گسترش ناتو به شرق تاثیر مستقیمى بر امنیت ملى روسیه دارد و بارها و بارها رهبران کنونى کرملین نگرانى خود را از گسترش ناتو به شرق ابراز نمودند، این رهبران با آگاهى از این امر درصددند با برقرارى رابطه با کشورهاى اسلامى تا حدى از خطرات ناتو در شرق بکاهند.بویژه اینکه با حوادث یازدهم سپتامبر و موج بیدارى اسلامى در کشورهاى عربى نسبت به گسترش ناتو که آمریکا از اعضاى اصلى آن است پوتین و رهبران کرملین سعى دارند یک نوع نگرانى مشترک را از گسترش ناتو به شرق با تشکیل اتحادى استراتژیک یا همکارى راهبرى جبران نمایند.- پوتین با آگاهى از نگرانى کشورهاى عربى بویژه عربستان سعودى نسبت به فشار آمریکا مبنى بر انجام اصلاحات سیاسى - اقتصادى فرهنگى و اجتماعى در ساختار عربستان سعودى و دیگر کشورهاى عربى سعى دارد زمینههاى همکارى متقابل را فراهم نماید.
- رهبران کرملین از منازعه اعراب و اسرائیل به خوبى آگاهند و مىدانند که ایالات متحده پشتیبان اصلى سیاستهاى رژیم صهیونیستى است در این راستا سعى دارند با نزدیکى به اعراب محدودیتهایى در حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستى اعمال نمایند.
- پوتین به خوبى از احساسات ضد آمریکایى اعراب بویژه بعد از اشغال عراق آگاه است و سعى دارد با برقرارى روابط اقتصادى و سیاسى با رهبران عرب و تاثیر گذاشتن بر افکار عمومى جوامع عربى مقدمات محبوبیت روسیه در نزد افکار عمومى جوامع عربى را فراهم نماید.
- پوتین نسبت به عکسالعمل دیگر قدرتهاى تاثیرگذار برمعادلات جهانى از جمله اتحادیه اروپایى چین، هند نسبت به هژمونى آمریکا آگاه است، و سعى دارد از طریق تجدید مناسبات روسیه و اعراب، از دیگر رقباى جهانى خود عقب نماند.
- پوتین نسبت به نقش خاورمیانه در معادلات جهانى آگاه است بویژه اهمیت ژئو اکونومیکى و ژئو استراتژیکى این منطقه در افزایش یا کاهش قدرت ملى یک کشور، و سعى دارد به مانند پترکبیر و استالین با گسترش روابط با اعراب قدرت ملى روسیه را بالا برد و پرستیژ جهانى روسیه در معادلات جهانى را زنده نماید و با جاى خالى نکردن در خاورمیانه سعى دارد از نفوذ روزافزون ایالات متحده در این منطقه جلوگیرى نماید.
- پوتین با آگاهى از مشارکت غربىها در توسعه سرمایهگذارى در بخش انرژى مىخواهد با اتحاد با کشورهاى عربى و اسلامى و تشکیل اوپک گازى بویژه با پى بردن به نقش قطر، سعى دارد فضاى حیاتى براى آینده روسیه به وجود آورد.
- پوتین با آگاهى از خریدهاى تسلیحاتى کشورهاى عربى از کارخانههاى کشورهاى غربى سعى دارد که از بازار رقابت اسلحه عقب نماند و سعى دارد با برپا نگه داشتن بازارهاى تسلیحاتى خود بازار اسلحه روسیه را در خارج حفظ نماید. گرچه کشورهاى عربى با روابط اقتصادى که در زمینه خرید تسلیحات از آمریکا دارند تا حدى از توجه خود به صنایع تسلیحاتى روسیه بىتوجه ماندند اما روسیه در این زمینه نمىخواهد بیکار بماند.
با بررسى پیشینه روابط اعراب و روسها به این نتیجه مىرسیم که یک نوع “احساس ارتباط متقابل” در لابهلاى سفرهاى پوتین به کشورهاى عربى وجود دارد. از یک طرف روسها با بحران ناشى از کسب پرستیژ در معادلات جهانى مواجهاند که شخص مقتدر پوتین و مردم زیادهخواه روسیه درصددند آن را بازیابى نمایند تا به نوعى از یکجانبهگرایى آمریکا بکاهند و از طرف دیگر بىاعتمادى رهبران کشورهاى عربى به سیاستهاى آمریکا نسبت به حل مسائل استراتژیک منطقه خاورمیانه و احساسات ضد آمریکایى که بعد از جنگ عراق در کشورهاى عربى به وجود آمد سران دول عربى به این نتیجه رسیدند که براى کاستن از فشار آمریکا باید متحدى نزدیک حداقل به عنوان یک اهرم فشار در برابر آمریکا و غرب پیدا کنند. روسیه با عضویت ناظر در سازمان کنفرانس اسلامی، حمایت از پیروزى حماس، ارائه طرح “مشارکت کشورهاى خاورمیانه و کشورهاى ذىنفوذ خارجى را براى حل بحران دیرینه این منطقه” در مقابل طرح خاورمیانه بزرگ و مخالفت با جنگ عراق مىتوانست متحد خوبى براى کشورهاى عربى باشد تا از شدت فشارهاى ایالات متحده بکاهند.
در ارزیابى موفقیت یا عدم موفقیت سفر پوتین به سه کشور عربى در نیمه دوم فوریه سالجارى باید گفت این مسئله به “درک متقابل طرفین” بستگى دارد اگر دو طرف درک متقابلى از نیازها و خواستههاى همدیگر داشته باشند و در عملیاتى نمودن این نیازها و خواستهها “منافع متقابل” را در نظر بگیرند آنگاه مىتوان امیدوار بود که نتایج سفر پوتین مثبت و سازنده است، در غیر این صورت نه کشورهاى عربى سودى از این روابط مىبرند و نه روسها.
منبع : رسالت