محمد صفایى
احزاب در جامعه ما قبل از اینکه دولت ساز باشند، دولت ساخته اند، یعنى وقتى که تعدادى از افراد همفکر به قدرت مى رسند، در خوشبینانه ترین وضـعـیـت بـراى اسـتـمــرار دیـدگـاهـشـان در عـرصـه تـصـیـمـم سـازى و تصمیم گیـرى ، دست به حزب سـازى مى زنند همچنانکه حداقـل در یـک دهه اخیر، مردم ما شاهد ظهور دو حزب کارگزاران و مشارکت بودند که از درون دو دولت سربـرآوردند .اولى از درون دولـت سازندگى و دومـى از بطن دولت توسعه سیاسى متولد شدند .آنها فقط در مقاطعى موفق شدند که افکار عمومى را در سطح ملى راهبرى نمایند .بطوریکه حتى براى یک دهه نتوانستند افکار عمومى را در اختیار داشته باشند .گرچه ممکن است با حرکت هاى پاندولى و فرصت طلبانه بـراى ابقا در قدرت ، به رنگ روز درآمده و بیش از یک دهه نیـز در قـدرت مانده باشند لیکن از مـشـروعیت سیاسى و پایگاه مردمى برخوردار نبوده اند .براى این وضعیت حداقل چند دلیل مى توان ذکر کرد :
1 ـ گروهها، احزاب و جناح هاى سیاسى در کشور ما نشان داده اند که از مبانى مکتبى فاصلـه دارند و هر یک به نسبتى ، باند و جناح خـود را ارجح بر اصـول مکتبى مى دانند؛ بطور مثـال در عـرصه انتخابات بـه ایـن بلوغ نرسیده اند که اگر کاندیدایى شایستگى هاى فراترى از کاندیداى حزبى آنان داشت ، با الهام از رهیافت هاى مکتبى ، تاکید بر کاندیداى غیرحزبى شایسته تر بنمایند .
2ـ شعارهاى انتخاباتى آنها با عمل پس از انتخابشان فاصلـه دارد؛ چه آنکـه فـرورفتن در لاک حزبـى و گـروهى سـبـب مى شـود شعـارهاى انتخاباتى خود را هم از یاد برده و صرفا به حفظ اعضاى گروه خود بپردازند . چنانچه مـردم مـا شاهد دفاع دو حـزب دولت ساخته از مجـرمین مـالـى و سیاسى بـودند .مردم مى بینند کـه بـراى یک گروه مجـرم که تعداد آنهـا از انگشتان دست تجاوز نمى کند، دهها نشست ، جلسه ، کمیسـیـون ویژه و ...شکل مى گیرد، اما در همان نقطه ، بیست هزار زندانى که برخى از آنان صرفا به دلیل تصمیم گیـرى هاى غلط دیگـران گرفتارزندان شده انـد، مورد غفلت قرار گرفته و خانواده هاى آنان هم شهروند به حساب نمى آیند ! فراتر از آن ، اولى ترین نیازهاى توده هاى میلیونى مردم نیز به بوته فراموشى سپـرده مى شود، طبیعتا چنیـن کـارکـردى گروههاى سیاسـى را از نفـوذ در اعماق جامعه بازداشته و ایفاى نقش مؤثرى در حوزه اجتماعى را از آنان باز مى ستاند .