صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۱  ، 
کد خبر : ۶۶۰۶۳

چالش افغانستان و منطق همکاری


احسان حسینی
از ماه ها قبل مراکز فکری آمریکایی به این نتیجه رسیدند که در یک استراتژی جدید، باید تغییر کاربری در صحنه افغانستان ایجاد کنند و این تغییر کاربری و کارکردی، باید در خدمت منافع استراتژیک آمریکا تعریف شود و به مولفه و عامل بالانس کننده در مقابل روسیه، چین و هند تبدیل شود.
البته شرایط میدانی هم در یک منحنی تدریجی و فزاینده ، بر قوت گرفتن طالبان دلالت دارد و با اینکه عملیات های هوایی در وزیرستان با چشم پوشی های اجباری پاکستان مستمرا از طالبان تلفات می گیرد، تغییر مهمی در معادله قدرت ایجاد نکرده و مذاکرات سیاسی با طالبان نیز با شروط 6 گانه ملاعمر روبه رو شده است.
البته چه اینکه این مذاکرات به نتیجه برسد و چه اینکه با موانع روبه رو گردد، پروژه آمریکا برای مهندسی امنیتی در قفقاز شمالی و آسیای میانه و با نام افراطی گری اسلامی و نسل جدیدی از به اصطلاح «عرب های افغان» از طریق دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی غربی به اجرا در خواهد آمد و برخی علائم و نمونه های آن نیز در این مناطق ثبت شده اند.
ساماندهی بازیگران در افغانستان نیز بخش دیگری از این پروژه است. فرانسوی ها با تلفات ده نفره و مشکوکی که یک ماه قبل دادند، مودب شده و همسو شده و کنفرانس پاریس را مدیریت خواهند کرد و از ایران نیز خواسته اند به ارائه دیدگاه های خود برای برون رفت ناتو و غرب در افغانستان کمک کند. البته روشن است که هر گونه همکاری باید تابع منطق روشنی باشد و نباید به تکرار گذشته امیدوار باشند. ایران دارای موقعیت ویژه خود در منطقه است و به عنوان بخشی از ابزارها و منافع غرب تعریف نمی شود. نادیده گرفتن ایران ، حاصلی جز کارنامه فعلی در منطقه ندارد.
حکومت پاکستان و مسئولان اطلاعاتی ISI با گزارش های تهیه شده از سوی آمریکا و دستگاه های امنیتی آن متهم شده اند و در منگنه آمریکایی و انگلیسی ناچار به سکوت و یا همکاری شده اند.
هندی ها اگر چه در افغانستان گسترش نفوذ و ارتباطات داشته اند ولی برای بازی مستقل خود، یک هشدار در بمبئی دریافت کرده اند.
بقیه این استراتژی آمریکایی که از چند ماه قبل آماده شده و در حکومت اوباما نیز با عنوان «اولویت تهدید منافع آمریکایی» ( بنا به گفته مسئولین آمریکایی و فوکویاما) در حال اجرا است، پس از ساماندهی اوضاع در داخل افغانستان ، بر روی دو بازیگر اصلی، یعنی چین و روسیه متمرکز خواهد شد.انتخابات ریاستی افغانستان در سال آینده ، استمرار مذاکره و چانه زنی با طالبان و فرسایش و ریزش حتی الامکان از طرفداران وی ( از طریق مذاکره و عملیات نظامی) و همسو کردن بقیه بازیگران از طریق نشست پاریس و اهرم های دیگر، از دیگر مولفه های استراتژی آمریکایی است.
آمریکا و اسرائیل علنا اعلام کرده اند که یکی از اهداف آنها، رفع نگرانی نسبت به قدرت یابی اسلامگراها در پاکستان به عنوان قدرت هسته ای منطقه هستند و لذا بخشی از این رفع نگرانی از طریق سلب شاخص های حاکمیتی دنبال می شود و حکومت پاکستان باید مطیع مصوبات شورای امنیت سازمان ملل و یا رویکردهای آمریکایی باشد.
گیتس در آخرین سفر اعلام نشده به قندهار، از افزایش 7 هزار نفری نیروهای آمریکایی تا نیمه سال آینده سخن گفته که منطبق با درخواست های ژنرال پترائوس و ژنرال دیوید ماکیرنی در اعزام 20 هزار نیروی جدید نمی باشد . گزارش شورای بین المللی امنیت و رشد از برزیل نیز در کنار اقدام گیتس ، حکم چماق و هویج در تعامل با طالبان دارد ولی آنچه بدیهی است اینکه تغییر کاربری طالبان و توافق با آنها، همچون گذشته محکوم به ناکامی است، چرا که از منطق واقع گرایانه در افغانستان و تعامل با محیط همسایگان برخوردار نمی باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات