1- شعار دولت نجات ملی
شعار «نجات ملی» از سوی گروه های دوم خردادی در ماه های گذشته و مرتبط با مباحث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مطرح گردید. البته پیش از این و در سال گذشته و در آستانه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز همین شعار از سوی گروه های دوم خردادی مطرح گردید و جریان دوم خرداد ، در آن انتخابات سعی داشت با ارائه یک تحلیل خاص از اوضاع کشور و شرایط منطقه ای و بین المللی ایران، ضرورت تشکیل مجلسی با عنوان «مجلس نجات ملی» را به اثبات برساند. شعار نجات ملی برای انتخابات مجلس هشتم برای طراحان آن ثمری نداشت و اکنون آنان به دنبال بهره گیری از این شعار در انتخابات ریاست جمهوری هستند. شعار «نجات ملی» بر این فرض و تحلیل استوار است که کشور در بدترین شرایط قرار گرفته و خطرات جدی منافع ملی و امنیت ملی را تهدید می نماید و جریان های سیاسی در شرایط کنونی، باید در فکر نجات کشور باشند. در انتخابات مجلس هشتم، دوم خردادی ها اینگونه وانمود می کردند که اکثریت مجلس هفتم که نمایندگان اصولگرا بودند، به گونه ای رفتار کرده که کشور را با وضعیت شکننده و خطرناکی روبه رو کرده اند و باید مردم افرادی را روانه مجلس هشتم نمایند که قابلیت کنترل اوضاع سیاسی کشور برای رهایی از خطرات در واقع نجات کشور را داشته باشند.
مبانی نظری شعار نجات ملی
موریس دووژه ، جامعه شناس معروف فرانسوی می گوید در کشورهای دارای نظام های انتخاباتی، معمولا کسانی موفق به جلب آرای مردم شده و از طریق رای مردم وارد ساختار قدرت می شوند که بتوانند خود را به عنوان فرشته نجات جامعه معرفی کنند. وی معتقد است که در انتخابات، هر حزب یا گروه سیاسی که بتواند سه اقدام زیر را به خوبی انجام دهد، به احتمال بسیار قوی برنده آن انتخابات خواهد بود.
1- برجسته کردن مشکلات مردم و کشور.
2- رقیب را عامل و مسبب بروز مشکلات کشور دانستن و آن را ناتوان از حل مشکلات کشور معرفی کردن.
3- خود را توانا برای حل مشکلات مردم و کشور معرفی کردن.
براساس چنین نظریه ای دوم خردادی ها طی سالهای اخیر، همواره سعی کرده اند اوضاع کشور را بحرانی نشان داده و اینگونه وانمود نمایند که اصولگرایان و به ویژه دولت نهم عامل پیدایی این شرایط بحرانی و خطرناک برای کشور هستند. البته به کارگیری این شگرد و یا راهبرد مبتنی بر مرعوب سازی مردم از سوی دوم خردادی ها برای پیشبرد اهداف موردنظرشان، تازگی نداشته و حتی زمانی که دو قوه مجریه و مقننه را در اختیار داشتند به چنین استراتژی متوسل شده بودند. دوم خردادی ها در سالهای 1376 تا 1384 برای تحقق شعارهای ساختارشکنانه خود تحت عنوان اصلاحات، کشور را مواجه با بحران های جدی خارجی و داخلی معرفی کرده و اصلاحات را تنها راه نجات کشور معرفی می کردند. مروری بر روزنامه های زنجیره ای در این سالها، بررسی بیانیه های کنگره های حزب مشارکت ، سازمان مجاهدین و دیگر احزاب دوم خردادی، تحلیل محتوای سخنرانی ها و مصاحبه های چهره های برجسته و افراطی دوم خردادی مانند حجاریان، عبدی، تاج زاده، آغاجری ، بهزاد نبوی، آرمین، مزروعی، علوی تبار و تحکیم وحدتی های رادیکال، در طی آن سالها، نشان می دهد که دوم خردادی ها چگونه تلاش کردند تا با ترساندن مردم مسیر اصلاحات موردنظر خود را هموار سازند و با جلب حمایت مردم برای چنین اصلاحاتی، مخالفین خود را وادار به عقب نشینی نمایند.
نمونهای از مرعوب سازی مردم
یکی از اهداف دوم خردادی ها در دوران موسوم به اصلاحات، برقراری رابطه با آمریکا تحت عنوان تنش زدایی و عدول از سیاست ظلم ستیزی و استکبار انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بود. از راهبردهای دوم خردادی ها در این راستا، بزرگ نمایی قدرت آمریکا از یک طرف و ناتوان معرفی کردن جمهوری اسلامی برای مقابله با تهدیدات نظامی آمریکا از طرف دیگر و در نتیجه کوتاه آمدن در برابر آمریکا از طریق تجدید نظر در سیاست های نظام به عنوان بهترین راه چاره بود . نامه سرگشاده بیش از 120 نفر از نمایندگان دوم خردادی مجلس ششم موسوم به مجلس اصلاحات به رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه حمله آمریکا به عراق، با چنین هدفی نوشته شد. در آن نامه، نویسندگان با خطرناک معرفی کردن اوضاع منطقه و تهدیدات جدی علیه امنیت ملی، اینگونه اظهار داشتند که اگر در سیاست های نظام در قبال آمریکا تجدیدنظر نشود، آمریکا به ایران حمله خواهد کرد و نتیجه این حمله اشغال ایران مانند مقطع جنگ جهانی اول و دوم و شکست انقلاب اسلامی، ساقط شدن جمهوری اسلامی و از دست رفتن همه دستاوردهای انقلاب خواهد بود! دوم خردادی ها این نامه را قبل از ارسال به دفتر مقام معظم رهبری، در اختیار خبرگزاری ها و رسانه های خارجی و شبکه های ماهواره ای قرار دادند تا این رسانه ها با فضاسازی و مرعوب ساختن مردم؛ حاکمیت را جهت تجدیدنظر در سیاست های خود در قبال آمریکا و غرب تحت فشار قرار دهند. جالب است که در آن دوران روزنامه های زنجیره ای تنها راه دفع تهدیدات را نه مقاومت و افزایش قدرت ملی در برابر آن ، بلکه اصلاحات در داخل ایران و از جمله تغییر سیاست های اصولی نظام اسلامی در قبال نظام سلطه و به ویژه شیطان بزرگ آمریکا می دانستند. اکنون هفت سال از آن زمان می گذرد و آمریکا در منطقه خاورمیانه به یک قدرت شکست خورده و در حال افول تبدیل شده و این جمهوری اسلامی ایران است که در قامت قدرت اول خاورمیانه ظهور کرده و دشمنان نیز به این موقعیت اعتراف می کنند.
سیاه نماییها و شعار نجات ملی
طی چند ماه گذشته و از زمان آغاز فعالیت های انتخاباتی دوم خردادی ها، سیاه نمایی از اوضاع کشور در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و طرح مجدد خطرات خارجی و تهدیدات نظامی دشمنان اوج گرفت و احزاب و گروه های افراطی دوم خردادی، سعی کردند سیاست های دولت نهم را عامل پیدایی چنین وضعیتی برای کشور معرفی کرده و اینگونه وانمود کنند که باید در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری کسی را به صحنه آورد که بتواند کشور را نجات داده و این اوضاع نابسامان را سامان بخشد. شرایط کشور را ویژه معرفی کردن از سوی برخی از چهره های سیاسی دوم خردادی، مقدمه ای بود برای طرح ائتلاف در جبهه دوم خرداد با هدف نجات دادن کشور از خطرات و بحران هایی که با آن روبه رو شده است. عبدالواحدموسوی لاری به عنوان رئیس شورای سیاستگذاری ائتلاف اصلاح طلبان در اولین گردهمایی روسای استانی و اعضای این ستاد در همین راستا می گوید:« شرایطی که کشور ما به خصوص در حوزه مدیریتی کشور دارد، شرایط ویژه ای است، هم در تعامل با خارجی ها و هم در سیاست های داخلی و هم برنامه هایی که باعث شده است حتی نزدیکترین افراد به مدیران اجرایی، امروز به این نتیجه برسند که پاره ای از تصمیم گیری ها اشتباه بوده است. آنچه در کشور ما رخ می دهد و آینده ای که در پیش روی کشور ما است ضرورت ائتلاف را تکلیف کرده است. اینکه اکثریت احزاب اصلاح طلب به این نتیجه رسیده اند که باید ائتلاف کنند، احساس مسئولیت درستی است که به آینده دارند.» در همین گردهمایی، سید محمد خاتمی نیز از مشکلات کشور و خطرات پیش رو سخن گفته و اظهار می دارد:« هدف اصلاح طلبان تنها جذب رای نیست بلکه خدمت به کشور است. کشور ما در معرض تهدیدهای بزرگی است و متاسفانه نگرانی جدی وجود دارد که با مشکلات بزرگتری روبه رو شود.»
در راستای سیاه نمایی و بحرانی جلوه دادن اوضاع کشور و نگران کننده توصیف کردن خطرات خارجی، عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی در گفت وگو با سایت آفتاب، ائتلافی فراتر از اصلاح طلبان را برای نجات کشور پیشنهاد می دهد و می گوید:« ائتلافی فراتر از جناح اصلاح طلب و متشکل از همه دلسوزان نظام اعم از اصولگرایان و اصلاح طلبان تحت عنوان ائتلاف برای نجات کشور تشکیل شود.» تکرار این دیدگاه از سوی طیف های مختلف دوم خردادی و پرداختن به آن در نشریات و سیاست های وابسته به این جریان به گونه ای است که می توان نتیجه گرفت جریان دوم خردادی به دنبال جا انداختن این شعار به عنوان یک گفتمان در سطح ملی است تا براساس آن ایجاد موج نموده و در انتخابات ریاست جمهوری میوه آن را برداشت نماید.
عبدالله ناصری سخنگوی ائتلاف اصلاح طلبان نیز در گفت وگویی با سایت آفتاب در همین راستا می گوید:« شعار یا شعارهای ملی ائتلاف مبتنی بر همان اصول کلی برنامه ها که در راستای خروج از بحران ملی و بین المللی است و در این رهگذر شعار «نجات ملی» می تواند قابل تامل باشد. برای اصلاح طلبان نجات کشور و خروج از بحران های جدی فعلی بسیار مهمتر از صرف پیروزی در انتخابات است.»
خاتمی سمبل نجات ملی
احزاب و گروه های سیاسی افراطی دوم خردادی مانند جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین و عناصری از کارگزاران با طرح شعار نجات ملی اهداف خاصی را تعقیب کرده که اهم آن عبارت است از :
1- مرعوب ساختن مردم از روند مسایل کشور و تخریب پایگاه های اجتماعی اصولگرایان به ویژه دولت نهم برای بسترسازی جهت روی آوردن مردم به سمت دوم خردادی ها.
2- ایجاد ائتلاف حداکثری میان احزاب و گروه های دوم خردادی که در چندین انتخابات قبلی متفرق شده و یکی از دلایل شکست آنان در صحنه های انتخاباتی همین تفرقه و تشتت ارزیابی می شد.
3- معرفی کردن فردی به عنوان ناجی کشور در فضایی که کشور بحرانی تلقی می شود.
برخی دوم خردادی ها پس از سیاه نمایی ها و بحرانی جلوه دادن کشور، مشخصا از خاتمی به عنوان ناجی کشور یاد کرده و ایشان را به دلیل ویژگی های فردی و شخصیتی دارای توان بالا و بعضا منحصر به فرد جهت نجات کشور معرفی کردند. به عنوان مثال براساس گزارش سایت یاران بهزاد نبوی، عضو برجسته سازمان مجاهدین و از عناصر افراطی و کلیدی دوم خرداد می گوید، خاتمی امروز سمبل نجات ملی است نه سمبل اصلاحات. وی می گوید در شرایط فعلی کشور، جامعه راضی به حداقل ها یعنی خروج از بحران و گرفتاری های موجود است، نه تحقق کلیه اهداف جنبش اصلاحی. نبوی با طرح موضوع بدین شکل ، می گوید با پاسخ مردم و نخبگان به دغدغه های خاتمی باید برای قانع کردن ایشان برای حضور در انتخابات تلاش کرد! بسیاری از تحلیل ها ، مصاحبه ها و سخنرانی ها طی ماه های اخیر با جهت گیر های انتخاباتی و طرح ضرورت آمدن به صحنه مبتنی بر همین نظریه تشکیل دولت نجات ملی انجام شده است. به عنوان نمونه قابل توجه دیگر می توان به مصاحبه مفصل حسین مرعشی سخنگوی کارگزاران با روزنامه کارگزاران در چند هفته قبل اشاره کرد. مرعشی در آن مصاحبه اوضاع کشور را بسیار بحرانی و خطرناک توصیف کرده و از دغدغه هایی خبر می دهد که اگر تصمیم خاصی اتخاذ نشود هر آن ممکن است همه چیز از بین برود. مرعشی در مصاحبه خود اشاره به صف آرایی قدرت های جهانی علیه ایران در موضوع هسته ای کرده و موقعیت فعلی بین المللی ایران را طی سالهای بعد از انقلاب ، بدترین و خطرناکترین موقعیت ارزیابی می کند و می گوید در چنین شرایطی باید کسی رئیس جمهور گردد تا بتواند ایران را از این موقعیت بحرانی خارج سازد. سخنگوی کارگزاران پس از ارائه چنین تحلیل مرعوب کننده ای از وضعیت کشور، با تعریف و تمجیدهای فراوان از خاتمی به عنوان یک شخصیت دارای اعتبار بین المللی و مقبولیت داخلی با صراحت ایشان را به عنوان ناجی معرفی کرده و می گوید:« اگر همین فردا آقای خاتمی رئیس جمهور ایران شود، از آن چنان ظرفیتی برخوردار است که تهدیدات بین المللی علیه ایران را منتفی کرده و ایران را از این چالش های موجود بیرون می آورد!»
مرعشی تحلیل خود از شرایط کشور و نجات بخشی آن از سوی خاتمی را به گونه ای انجام می دهد که چه بسا افراد ساده لوح و کم اطلاع از مسایل سیاسی کشور ، با شنیدن این تحلیل در درون این آرزو را داشته باشند اگر اینچنین است ای کاش انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری همین فردا برگزار شود تا با رای دادن به خاتمی بتوانیم کشور را نجات دهیم!
2- شعار دولت وحدت ملی
اگر شعار «نجات ملی» از جهت طراحان و اهداف بانیان آن از یک شفافیت لازم برخوردار است ، لکن شعار و ایده «دولت وحدت ملی» از این میزان شفافیت برخوردار نیست. اکنون در فضای سیاسی کشور دیدگاه ها و نگرش های متفاوتی در مورد ارائه دهندگان این طرح و نظریه سیاسی ، چگونگی و ماهیت خود این نظریه و اهداف بانیان و ارائه کنندگان آن مطرح است. شاید اظهارات هاشمی رفسنجانی و واکنش برخی از چهره های برجسته اصولگرا نسبت به این اظهارات ، عمق، پیچیدگی و ظرافت موضوع را نشان می دهد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حاشیه همایش اصل 44 در جمع خبرنگاران و در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره طرح «وحدت ملی» و طرح آن از سوی اصلاح طلبان گفت:« چیز جالبی است که این طرح به صورت عوامانه مطرح می شود. این طرح را اول ناطق نوری مطرح کردند که جزو اصلاح طلبان نیست. بعد هم لاریجانی مطرح کرد که او هم جزو اصلاح طلبان نیست. بعد هم جامعه روحانیت مبارز با خواست عسکر اولادی ، باهنر و حبیبی به میدان آمد. فقط وقتی کرباسچی آن را قبول کرد، موج برگشت و گفتند اصلاح طلبان این را مطرح کرده اند؛ در حالی که اصلاح طلبان با این طرح مخالفند؛ زیرا این طرح معنایش این است که رئیس جمهور اصولگرا و کابینه مشترک باشد. این طرح ناطق است، آن را وارونه نکنید.»
واقعیت چیست و خواستگاه طرح کجاست؟
هرچند بعد از اظهارات صریح هاشمی در مورد طرح وحدت ملی و بانیان آن، برخی از کسانیکه هاشمی از آنان نام برده بود چنین موضوعی را تکذیب کردند، لکن در واقع طرح با این عنوان ابتدا از سوی ناطق نوری مطرح گردید. به نظر می رسد این طرح از سوی چهره هایی از اصولگرایان در فضایی مطرح شده که طراحان و شکل دهندگان آن دوم خردادی ها بودند. تحلیل دوم خردادی ها از اوضاع کشور از یکسو و رقابت های درونی جریان اصولگرایان که از مقطع انتخابات نهم شروع شده و همچنان ادامه دارد از سوی دیگر، برخی از اصولگرایان را به سمت طرح چنین ایده ای سوق داد. اصل سناریوی دوم خردادی ها را اینگونه می توان ترسیم کرد که احزاب و گروه های عمده و اصلی این جریان برای انتخابات دهم ریاست جمهوری به این نتیجه رسیده اند که اولویت اول آنان باید حذف احمدی نژاد از ریاست قوه مجریه در دوره بعد باشد و به قدرت رسیدن خاتمی یا هر فرد دیگری از اصولگرایان اولویت دوم آنان محسوب می شود. دوم خردادی ها براساس چنین سناریویی به طراحی راهبردهایی پرداختند که نتیجه آن مطرح شدن ایده ای چون طرح دولت وحدت ملی از سوی برخی از اصولگرایان گردید. در واقع می توان گفت، طرح ایده دولت وحدت ملی، تحت تاثیر ایده دولت نجات ملی و آن هم با کارگردانی پشت صحنه عناصری از دوم خردادی ها ، یا چهره ها و حلقه های واسط انجام گرفت. به عنوان نمونه ای از القائات دوم خردادی ها می توان به تئوری کارگزاران و بخش های دیگری از دوم خردادی ها برای برون رفت کشور از وضعیت القایی بحران، تحلیل مرعشی سخنگوی کارگزاران را مورد تامل قرار داد. حسین مرعشی طی تحلیلی از فضای سیاسی کشور که همراه با سیاه نمایی و بحرانی جلوه دادن اوضاع می باشد، پیدایی این وضعیت را محصول یک تئوری با عنوان تئوری «باخت - باخت - باخت» می داند و راه برون رفت از این وضعیت بحرانی و خطرناک را عمل بر اساس تئوری «برد- برد- برد» معرفی می کند. مرعشی برای تشریح تئوری های خود به آرایش جریان های سیاسی و رقابت میان آنان در انتخابات نهم ریاست جمهوری پرداخته و می گوید در آن انتخابات شرایط به گونه ای بود که دو جریان اصیل انقلاب یعنی اصولگرایان سنتی! و اصلاح طلبان هر دو حذف شدند و در نتیجه یک جریان بی ریشه و بدون سابقه انقلابی و مشکوک به قدرت رسید و این جریان اوضاع کشور را روزبه روز بدتر می کند. در این تحلیل مرعشی تصریح می کند که این تحلیل درونی عمده گروه های دوم خردادی است و براساس این تحلیل این اعتقاد وجود دارد که در انتخابات نهم ریاست جمهوری سه باخت اتفاق افتاد. در این انتخابات اصولگرایان اصیل، دوم خردادی ها و کشور هر سه دچار باخت شدند. سخنگوی کارگزاران راه برون رفت از این اوضاع را کنار گذاشتن احمدی نژاد در انتخابات دهم دانسته و می گوید در انتخابات بعدی اولویت دوم خردادی ها و اصولگرایان سنتی باید حذف دولت نهم و به ویژه احمدی نژاد از عرصه اجرایی کشور باشد. در چنین صورتی هر کس دیگر غیر از احمدی نژاد به قدرت برسد، تئوری «برد- برد- برد » عملیاتی شده است. یعنی در غیاب احمدی نژاد هم اصولگرایان سنتی و هم دوم خردادی ها و هم کشور پیروز شده اند. اولین هدف دوم خردادی ها از طرح این نظریه، ایجاد اختلاف در اصولگرایان با هدف عبور از احمدی نژاد حداقل از طرف برخی از اصولگرایان بود.
تئوری وحدت ملی را چه کسی مطرح ساخت؟
بررسی اسناد نشان می دهد برای اولین بار این نظریه سیاسی به شکل اولیه و ابتدایی از سوی ناطق نوری مطرح گردید. حضرت حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری در حاشیه مراسم بزرگداشت شهید لاجوردی می گوید آن چه به عنوان «دولت وحدت ملی» مطرح کرده، یک تئوری و پیشنهاد بوده است. به گزارش خبرگزاری ایسنا، ایشان در پاسخ به پرسشی درباره اخبار منتشر شده مبنی بر پیشنهادش برای تشکیل دولت وحدت ملی می گوید:« زمانی بحث می شد و هر کسی پیشنهادی می داد، من هم پیشنهاد داده بودم اگر می خواهیم کار درستی انجام شود، وحدت ملی ایجاد شود؛ چرا که قائل بودم یک گروه به تنهایی نمی تواند کشور و جامعه را اداره کند و همه نیروهای شایسته و معتقد که چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری را قبول دارند، می توانند همه با هم جمع شوند، شایسته ها کنار یکدیگر قرار گیرند و نتیجتا یک «دولت وحدت ملی» تشکیل دهند و کشور را اداره کنند. این یک پیشنهاد و تئوری است. آقای ناطق نوری در ادامه همین مصاحبه می گوید:« این تئوری در همان نطفه منتفی شد. من فقط تئوری دادم و دنبالش نیستم، اما آنچه از قرائن می بینیم این است که هر گروهی آتش را برای نان خود می خواهد.»
از این جمله ناطق که می گوید من فقط تئوری دادم به خوبی برداشت می شود که این طرح با این عنوان برای اولین بار از سوی ایشان مطرح گردید. در ادامه افرادی از اصولگرایان و افرادی از دوم خردادی ها از این طرح استقبال کرده و هر کدام با اهداف خاصی به طرح آن و ارائه دیدگاه ها و نقطه نظرات خود پرداختند. آقایان لاریجانی و محسن رضایی از جمله کسانی بودند که این طرح را مورد اشاره قرار دادند. آقای رضایی در جلسه ای با طلاب بیرجندی مقیم قم می گوید:« امروز هیچ فردی به تنهایی نمی تواند کشوری مانند ایران را اداره کند... کشور تنها با تشکیل دولت ائتلافی کارآمد قابل اداره است و اگر این نوع دولت تشکیل نشود، باید همه افراد مطرح برای کاندیدای ریاست جمهوری به عنوان نمونه افرادی مانند لاریجانی و قالیباف در کابینه آینده مشارکت داده شوند.»
آقای لاریجانی ریاست محترم مجلس هشتم نیز از جمله کسانی است که در مورد طرح دولت وحدت ملی در چندین نوبت اظهارنظر کرده است. ایشان در تازه ترین اظهارنظر خود در جمع خانواده شهدای بوئین زهرا در هفته گذشته در این خصوص اظهار داشت:« در این روزها در مورد طرح وحدت ملی صحبت های متفاوت می شد. اگر ما در کشور وحدت داشته باشیم حسن است. تا جایی که من می شناسم راه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری نیز همین بوده و همیشه ملت و مسئولان را به وحدت دعوت کردند به طوری که ایشان یکسال را به نام وحدت ملی نام گذاری کردند. عناصر وحدت اسلام آرمان های انقلاب ایران و رهبری است و نمی دانم این چه ربطی به دولت ائتلافی دارد... دولت ائتلافی هم می تواند خوب باشد و هم نباشد. اگر دولت ائتلافی تبدیل به دعوایی شود که مظهر مناقشه شود خوب نیست. نیروهای انقلاب باید پای آرمان های انقلاب بایستند. دولت ائتلافی و غیر ائتلافی فرع و تاکتیک است اما اگر عامل تفرقه شود مضر است. نیروهای انقلاب باید در مقابل آن بایستند.»
از میان نیروهای دوم خردادی هم کسانی از جمله کرباسچی در همایش اخیر حزب کارگزاران از طرح دولت وحدت ملی حمایت کرد.
ترکیب نیروها در دولت وحدت ملی
درخصوص نیروهای تشکیل دهنده دولت وحدت ملی دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. در یک دیدگاه، طراحان و مدافعان ایده دولت وحدت ملی ، بر مشارکت نیروهای اصولگرا از طیف های مختلف در این دولت تصریح و تاکید دارند و از آن نیز با عنوان دولت یا کابینه ائتلافی نام می برند. برخی از نیروهای دوم خردادی، بر این نکته تاکید و تصریح دارند که دولت وحدت ملی می تواند ترکیبی از نیروهای هر دو جریان اصولگرا و دوم خردادی باشد. همانطور که اشاره شد رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی در طرح شعار دولت نجات ملی، بر این نکته تاکید می کند که شرایط کشور به گونه ای است که باید نیروهای دلسوز از هر دو جریان ائتلاف نمایند تا بتوان کشور را از این مرحله بحرانی عبور داد. عمدتا نیروهای مدافع دولت وحدت ملی یا نجات ملی در اردوگاه دوم خردادی برای شکست اتحاد و اجماع اصولگرایان در انتخابات دهم ریاست جمهوری اینگونه تحلیل می کنند که کشور دچار بحران شده و نیروهای مدافع انقلاب از هر دو جریان باید با توافق بر روی یک چهره معتدل مثل حسن روحانی، ولایتی و ... برای انتخابات ریاست جمهوری کشور را از این حالت بحرانی خارج سازند. غلامحسین کرباسچی در مراسم اختتامیه کنگره کارگزاران با صراحت از ایده دولت وحدت ملی دفاع و آن را برای کشور مفید ارزیابی کرد و گفت:« نیروهای دلسوز دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا که همه فرزندان این کشور هستند، می توانند ائتلاف کنند. البته طبیعی است که در این زمینه حداقل تضمین هایی باید وجود داشته باشد که به مذاکرات فشرده نیاز دارد، اما باید دلسوزانه به نتایجی رسید تا چهره های دلسوز ملی و مورد قبول مردم در دو جناح نتایجی را کسب کنند.»
مخالفان طرح ایده دولت وحدت ملی
از زمان طرح نظریه تشکیل دولت وحدت ملی تاکنون عده زیادی به ویژه از اصولگرایان با این طرح و نظریه به مخالفت پرداخته اند. با ارزیابی دیدگاه و استدلالهای مخالفین طرح دولت وحدت ملی می توان آنها را در دو گروه تقسیم بندی کرد.
گروه اول: برخی از منتقدین و مخالفین ایده دولت وحدت ملی نگاهی کارشناسانه و فلسفی به موضوع داشته و معتقدند اساسا ایده دولت وحدت ملی یا دولت ائتلافی با شرایط سیاسی کشور ایران همخوانی ندارد. دکتر افروغ از چهره های اصولگرا در مجلس هفتم و رئیس پژوهشکده علم و دین پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این راستا می گوید:« من معتقدم تمایل برای ایجاد کابینه ای که متشکل از اصولگرایان و اصلاح طلبان باشد، مغایر با عقلانیت سیاسی است. هنگامی می توان از دولت وحدت ملی سخن گفت که بحرانی در کار باشد و خروج کشور از مدار تعادل اتفاق افتاده باشد. مشخصا این مقوله متعلق به کشورهای بحران زده چون لبنان است که ساختار سیاسی آن متاثر از تمایلات قومی و قبیله ای است.» جالب توجه اینکه افرادی از خود دوم خردادی ها که این طرح ها را برای اختلاف افکنی میان اصولگرایان مفید می دانند به لحاظ کارشناسی امری غیرممکن ارزیابی می کنند. چند روز قبل عباس عبدی از چهره های نظریه پرداز دوم خردادی و عضو برجسته جبهه مشارکت در مصاحبه با دویچه وله آلمان، تشکیل دولت وحدت ملی را از نگاه کارشناسانه بی ربط خواند و امکان چنین چیزی را در ایران در حد صفر ارزیابی کرد.
گروه دوم: مخالفین جدی طرح و ایده دولت وحدت ملی از اصولگرایان ، کسانی هستند که معتقدند طرح دولت وحدت ملی به جز خسارت برای اصولگرایان هیچ فایده ای نداشته و فقط به ایجاد تفرقه در جبهه اصولگرایی منجر خواهد شد. به عنوان نمونه به برخی از اظهارنظرها در این خصوص اشاره می شود.
الف- علی اصغر زارعی نماینده اصولگرایی تهران در مجلس هشتم در گفت وگو با خبرگزاری فارس می گوید:« افرادی که در گذشته شعار رفاه طلبی سر می دادند، باید امروز هم همان شعارهای خود را مطرح کنند و طرح دولت وحدت ملی از سوی این افراد نشانه دو رویی آنها در مقابل مردم است.» زارعی هدف این طرح را غیر وحدت اعلام کرده اساسا معتقد است هدف این طرح کاملا سیاسی بوده و از سوی کسانی مطرح می شود که دولت احمدی نژاد مورد پسند آنان نیست.
ب- پرویز سروری دیگر نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی درخصوص طرح وحدت ملی می گوید:« افرادی که دولت وحدت ملی را مطرح می کنند به خوبی خودشان می دانند که این نوع دولت در کشورما کارایی ندارد و بلایی خانمان سوز برای جامعه است.
ج- دکتر کوچک زاده نیز طرح را بسیار مهم دانسته و تاکید دارد طراحان طرح باید به این سوال پاسخ دهند که ذیل عنوان دولت وحدت ملی، جایگاه خودی و غیر خودی چگونه است.
د- جهانگیرزاده، نماینده مجلس هشتم و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، طرح تئوری وحدت ملی با حضور جریانهایی که به امام و انقلاب اعتقادی ندارند را تاکتیک برخی از جریان ها برای افتراق در جریان اصولگرایی ارزیابی کرده و می گوید اصولگرایان باید مراقب این تاکتیک های تفرقه انداز باشند.
ه- لطف الله فروزنده قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در مصاحبه با خبرگزاری فارس می گوید:« وحدت ملی حقه جریان دوم خرداد برای بازگشت به قدرت است.»
اظهارنظرها در میان اصولگرایان در مورد طرح وحدت ملی و یا تشکیل کابینه ائتلافی بسیار زیاد است و عمده آنان این طرح را زمینه سازی دوم خردادی ها و برخی از منتقدین دولت نهم برای عبور از احمدی نژاد ارزیابی می کنند.
و کلام آخر
در باب دولت نجات ملی و همچنین نظریه و ایده دولت وحدت ملی باید به دو نکته توجه خاص داشت:
1- وحدت ملی یک اصل ارزشمند در انقلاب اسلامی بوده و همواره مورد تاکید حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری قرار گرفته است. ملت ایران همواره باید وحدت خود را برای پیشبرد آرمانها و تحقق اهداف ملی و امنیت ملی حفظ نماید. اختلافات قومی، مذهبی و صنفی نباید وحدت ملی را خدشه دار نماید.
2- دولت وحدت ملی، از اساس مقوله ای متفاوت از وحدت ملی یا همبستگی اجتماعی است. افرادی که دولت نجات ملی یا دولت وحدت ملی را مطرح می کنند، تحت تاثیر این تحلیل قرارگرفته اند که اوضاع کشور بحرانی است و عامل پیدایی این بحران را نیز دولت نهم معرفی می کنند. آنان بر این باورند که باید دولت وحدت ملی را برای برون رفت از مشکلات و بحران کنونی ، جایگزین دولت نهم کرد. اما سوال این است که چگونه دولتی که براساس این قبیل تحلیل ها و سیاه نمایی ها عامل بحران شده ، طی سه سال گذشته همواره مورد حمایت های خاص رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفته است. همه صاحب نظران بر این اتفاق هستند که غربی ها و به ویژه آمریکایی ها همواره طی 30 سال گذشته در کشور ایران سیاست بحران آفرینی را دنبال کرده و از عوامل بحران ساز در ایران حمایت کرده اند. اگر دولت نهم باعث پیدایی بحران در ایران شده و ادامه این سیاست ها کشور ایران را با بن بست مواجه خواهد ساخت، علی القاعده باید غربی ها و آمریکایی ها از تداوم حضور احمدی نژاد و دولت نهم در قدرت خشنود باشند و به تحقق این امر کمک کنند. لکن برعکس همگان شاهد عصبانیت غربی ها از به قدرت رسیدن احمدی نژاد بوده و آشکار تلاش می کنند که مخالفین اصولگرایان یا غیر از احمد ی نژاد فرد دیگر به قدرت برسد.«بوش» چندی قبل طی مصاحبه ای با صراحت اعلام کرد که در ایران همه چیز به خوبی پیش می رفت و مسئله هسته ای ایران تمام شده بود، ولی احمدی نژاد آمد و همه چیز را به هم زد. یا «برناردکوشنر» در گفت وگو با شبکه تلویزیونی «سی ان ان» با صراحت می گوید:« آرزوی غرب پیروزی مخالفان احمدی نژاد در انتخابات سال آینده است. از تحرکات مخالفان دولت احمدی نژاد بسیار خوشحالم.»
بنابراین تمامی نیروهای اصولگرا باید در قبال هر ایده و نظریه سیاسی با هوشیاری عمل کرده و انسجام خود را برای پیشبرد آرمانهای انقلاب حفظ نمایند.