صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۶۶۱۲۸

«تغییر» آمریکایی!


در اوج تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا در اوائل آبان ماه گذشته، مقام معظم رهبری در مراسم گرامیداشت 13 آبان و تسخیرلانه جاسوسی به اختلافات بین ایران و آمریکا اشاره کردند و آن را بسیار عمیق تر از اختلافات سیاسی و علت اصلی اختلاف ها را توطئه های متعدد دولت های آمریکا علیه ملت و کشور ایران در 50 سال اخیر دانستند و در مورد تغییر این سیاست ها از سوی حاکمان جدید فرمودند:« اختلاف میان ایران و آمریکا فراتر از مسائل سیاسی و عمیق تر از آن است که با رفتن یک رئیس جمهور و آمدن فردی دیگر بر طرف شود.»
رهبر معظم انقلاب با شناخت عمیق و دقیقی که نسبت به تحولات سیاسی بین المللی و بویژه نظام تفکر سیاسی غرب و ماهیت ساختارهای حکومتی و حاکمیتی ایالات متحده دارند، همواره با شفافیت و گمان صادق به تبیین واقعیت های عالم سیاست و تحولات جهانی که همواره یک سویه آن آمریکا بوده، پرداخته و اذهان مردم ایران و کل مسلمانان و آزادیخواهان جهان را روشن می سازند. امروز نیز پس از سپری شدن قریب یک ماه از انتخاب اوباما به ریاست جمهوری آمریکا و مشاهده ترکیب تیم اقتصادی، امنیتی و سیاسی وی و همچنین استماع نظرات و دیدگاه های کنونی رئیس جمهور جدید آمریکا مشخص می شود که این پیش بینی معظم له از چه وزانت و درستی برخوردار است. در حالی که بسیاری از افراد و تحلیلگران سیاسی در داخل و خارج که شناخت همه جانبه نسبت به مسائل بین المللی و نظام سیاسی و اقتصادی آمریکا نداشتند، به جد به اوباما و شعار «تغییر » او «امید» بستند.
تصور غالب این عده در داخل و خارج این بود که پشت سرگذاشتن مراحل پیچیده نظام انتخاباتی آمریکا از سوی یک کاندیدای سیاهپوست، نشان از یک تحول جامعه شناختی در جامعه آمریکا است که باید آن را مقدمه ای برای تغییر اساسی در سیاست های این کشور بویژه درخصوص سیاست خارجی آن تلقی کرد. این عده به استناد شعارهای انتخاباتی اوباما در حال درونی سازی این اطمینان که دیگر «پرونده سیاسی سیاست های یکجانبه گرایانه و جنگ طلبانه در کاخ سفید بسته خواهد شد»، بودند که با اظهارات و اقدامات بدشگونی از طرف رئیس جمهور منتخب مواجه شدند. اولا اوباما با تعیین «راحم امانوئل» فرزند یک تروریست صهیونیستی به عنوان رئیس کارکنان کاخ سفید، خوشحالی زایدالوصفی را به اردوگاه صهیونیسم و اسرائیل هدیه کرد و عملا میزان نفوذ صهیونیست ها در دولت خود را نشان داد، ثانیا در مراسم ابقای وزیر دفاع بوش و تعیین هیلاری کلینتون که مخالفتش با برنامه هسته ای ایران و سرسپردگی اش به رژیم منحوس اسرائیل چنان آشکار است که در سنای آمریکا به او «سناتور اسرائیل» می گفتند، تاکید کرد که باید جلوی ایران هسته ای را به هر قیمت ولو مذاکره یا فشار شدید و ارعاب از اینکه پرونده ایران همچنان در روی میز نظامی رئیس جمهوری جدید نیز هست، گرفت.
بر این اساس در تایید درستی جمله ابتدایی باید یادآور شویم که ساختار سیاسی و قدرت در آمریکا در دستان طبقه ای خاص از ثروتمندان و صاحبان شرکت های نفتی، تسلیحاتی و چند ملیتی قرار دارد که سخت تحت تاثیر لابی صهیونیستی مدافع رژیم اسرائیل هستند و فارغ از اینکه چه کسی رئیس جمهور شود، باید خطوط قرمز صهیونیست ها و این طبقه خاص که چنان درهم تنیده اند که تفکیک آن به راحتی مقدور نیست، حفظ و تقویت شود و رویکرد تغییری تنها مربوط به تاکتیک ها و روبناها است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات