صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۹  ، 
کد خبر : ۶۶۶۴۰
حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ على سعیدى:

حوزه نمایندگى ولى‌فقیه باید جهت‌گیرى‌ها را مشخص نماید

مقدمه‌:‌ حجت الاسلام سعیدى جانشین محتـرم نماینده ولى فقیه در سپاه پاسـداران انقلاب اسلامى اخیرا در جلسـه اى کارشناسى نقطه نظرات مناسبـى در ارتباط با فضاى سیاسى پیش روى کشور مطرح کرد که مى تواند براى مخاطبان صبح صادق بخصوص همکاران مربى جالب توجه باشد .بر همین اساس ما فشرده اى از این مبحث را تقدیم مى نمائیم .

تردیدى نیست که آن نهادهایى که همـواره نقش دیده بانـى را دارند، باید جـلـوتر از دیـگـران ببینـنـد و حرکت کنند و البتـه لازمه پیشتازى هم ، همین جلو دیدن و جلوتر از دیگران پیش بینى کـردن است .اگر مجمـوعه اى که مى باید هشـداردهنـده و هدایتگـر و راهنما باشد، به موقع نتواند ببیند و بگوید، در واقع فلسفه وجودى اش از بین رفته است . اساسا حـوزه نماینـدگـى ولى فقیه بـایـد حـالـت پیشـتـازى داشته باشد و در خـیـلـى مـوارد به مـوقع و درست جهت گیرى ها را مشخص نماید . هدایت سیاسى و بینـش سـیـاسـى آن نـورافکـن درونى آدمهاست که نورانیتى ایجاد مى کند تا در پرتو آن جلو راهـش را خوب ببیند و خـوب حرکت کنـد . وقتى بینش و نورانیت درونى با ایمان و اعتقاد ممزوج شود، حماسه اى از انسان به وجود مى آورد . امروز فاصلـه حـرکت نیـروهایى که در صحـنـه عمل مى کنند با دستگاه هائى که هدایت فکرى نیروها را بـرعهـده دارند، مناسب نـیـسـت .اگـر نـیـروهاى عمل کننـده در مـواجهه با مسائل سـیـاسـى کـشـور، جلوتر از قافله نیروهاى فکرى حرکت کنند این نیروها دچار اشتباه مى شوند، به عبـارت دیگر نیروهایى که بناست همراه شوند، دچار فراز و نشیب مى شوند .
* میدان عمل سیاسى
در مقابل نیـروهاى انقلاب اسلامى سه مـیـدان عملیاتى وجود دارد .
1 ـ میدان عملیات نظامى که بایـد دیـد مـیـدان عملیات نظامى کجاست ؟ در این میدان ، ما در چه وضعیتى قرار داریم ؟ وضعیت سفید چـیـسـت ؟ وضعیت هـاى زرد، نارنجى و قرمز کدامند؟ باید قبل از هر اقدام نیروهاى هدایت کننده تـوضیح لازم را به افرادى که در میـدان حضور دارند، بدهند .
2 ـ عملیات امنیتى ، که مقابلـه بـا آشـوب هاى محلى و منطقه اى است اگر شـهـرها دچار آشـوب و بحران شد، نیروهاى مؤمن باید چگونه وارد عمل شده و نقش خود را ایفا کنند؟ در این مواقع باید مشخص شود که فضاى سیاسى در کدام وضعیت قرار دارد و هر یک از وضعیت هاى سفید، زرد، نارنجى و قرمز چه تعریفى دارد؟ به خصوص مرحله دوم با اول تفاوت زیادى دارد .در مرحلـه اول که شفاف سازى است ، معـرفى کردن دشمن به نـیـروهاى عمل کننده خیـلـى آسان است .آرى ، آن هنگام که نیـروى ما صـدام را شناخت ، کافى است بگوئید » تا کربلا یک یا حسین ، دیگر «این رزمنده با عشق و علاقه حـرکت مى کند، مى جنگد به استقبال شهـادت مـى رود یا مى کشد یـا کشته مى شود که در هر حال فوز عظیم است .
3 ـ عملیات فـرهنگى و سیاسى اسـت مـثـلا در دوره ریاست جمهورى بنى صدر، تهاجم به ماهیـت نظام دینى از زاویـه سیاسى بود .
او تلاش مى کرد با استفاده از امکانات داخل نظـام آرام آرام ارکان دیگـر نظام را تصاحب و نظام را ایزوله کند .پس اگر نظام از ناحیه تهاجم فرهنگى و یا جریان هاى سیاسى مورد تهاجم قرار گرفت ، نیروهاى انقلاب باید وارد عرصه شود .از اینرو ضرورى است که وضعیت هاى سفید، نارنجى ، زرد و قرمز در این مرحله نیز شفاف شوند تا نیروها متناسب با آن وارد عرصه شوند .در حال حاضر با توجه به اینکه به حساسیت زمانى تهدیدات فرهنگى توجه کافى نشده است ، نیروها با انبوهى از شبهات روبرو هستند تا جایى که حتى کسانى کـه از نـزدیک دستى در صحنه عمل دارند، ورود نیروهاى بسیجى به این بحث ها را دخالت در مسائل سیاسى مى دانند و معتقدند آنان نباید وارد این مقولات بشوند !
در هر حال باید اذعان داشت که در مرحله دوم و سوم ، کار بسیار مشکـل تـر از مـرحله اول اسـت ، چون اولا کار روى آن انجام نشده و ثانیا مـوانعى در جلـوى راه بـوده است .از نظر فـضـاسـازى هم بایـد گفت ، فضاسازى هایى شده است که اگـر بخواهیم وارد عرصه دوم و سوم بشویم ، به شفاف سـازى نیاز داریم .ما باید قلمرو هـر یـک از ایـن امـر و نـهـى را تعریـف کرده و جدا مـى کـردیم تا نیـروهاى انقـلاب هنگام عمل دچار تردید نشوند . امروز بعـضـى از گـروههاى داخلـى بـه لـحـاظ کارکردى با گـروههاى ضد انقلاب لب مرز تـفـاوتى ندارند، تنها تفاوتشان در این است که از وزارت کشور اجـازه نـامـه دارند !ایـن گـروههـا کـه دسـتـى هـم در حکومت دارند، از حیث مـواضع و عملکردها هیـچ فرقى با نهضت آزادى و گروه هاى دیگر ندارند !فقط آنها آن طرف مرز هستند و اینها این طـرف مرز .آنها جواز ندارند اینها مـجـوز دارند .حال باید پـرسید در این مرحله ما در کدام وضعیت سفید، قرمز ونارنجى هستیم ؟ آیا اگـر اجـازه وزارت کشور بود، وضعیـت سفید مى شد، اگر نبود نارنجى و قرمز مى شد؟ یا نه اصولا این شرایط ، شـرایط متفاوتى است که در هـر مرحله اى باید تبیین شود؟
بعد از پیروزى انقلاب ، نیروهاى مؤمن از جمله سپاه در همه مـقـاطـع حـسـاس بـه نـوعى وارد عمـل شده اند و در هیـچ مقطعى به کـارکرد جناحى متـهـم نشده اند ولى متاسفانه سپاه آن را تبیین ننموده است ؛یعنى با گروههاى داخلى که درصدد انحراف انقلاب اسلامى از مسیر بوده اند مقابله کرده است منتهى این تبیین و تعری نشده است تا رسیده به این مرحله راهکارها؛ راهکار اول :در هر حال اولین مساله اى که باید «جنـاح » مورد بحث قرار گرفته و تبیین شـود، مفهوم است .جنـاح و جناح بندى یعنـى چـه ؟ ایـن را بایـد تعری کنیم و با کـلام حـضـرت امام و مقام معـظـم رهبرى انطباق بدهیم .واقعا چه قدر بین یک حزب به معناى حقیقى کلمه که داراى اساسنامه و مرامنامـه و عضو سمپات و میتینگ هست ، با برداشتى که امروز از جناح مى شود فاصله است ؟ گاهى وقتى گفته مى شـود، جناح هاى سیاسـى را نـام بـبـریـد از دو جـنـاح چـپ و راسـت فـقـط یـاد مى شود .والبتـه از راس نظام تا آخرین بخـش را هم جزء یک جناح قرار مى دهند !اما این با کدام تعری و با کدام سخن امام قابل انطبـاق اسـت کـه هـر گاه حرکتى انجام مى شود، گفته مى شود، در قالب جناح است ؟
تردیدى نیست که در ابتدا در بحث جـنـاح ، باید مسائل واقعى ، حقیقى و عینى از مسائل ذهنـى که در قالب جنگ روانى به جامعه تحمیل مى شود، جدا شوند .دوم ، پرهیز از بازى کردن در میدان دشمن است .امروز این دشمن است که جامعه را دو قطبى «انتصاب » و «انتخاب » کرده و دو جریان را در قالب تعری کرده و قوه قضائیه ، سپاه پاسداران ، ارتش ، صداوسیما، نهادهـا و احـزاب به علاوه مـردم را یک طرف و در یک جناح گذاشته است .ما نبایـد اجـازه بدهیم ، نیروهاى اصیل انقلاب در میدان دشمن بازى کنند . مساله بعدى که خـیـلـى مـهـم اسـت و بـه نـظـر مى رسد، جاى طـرح آن خالى باشد، این اسـت کـه اگر با مسامحه و سطحى نگاه کنیم ، مى گوئیم آرى دو جناح وجود دارد؛ درحالى که در وراى این دو جناح جریـانـى وجـود دارد کـه هـم جهان بـیـنـى اش و هـم ایدئـولوژى اش با انقلاب اسلامى در تضـاد اسـت . یعنى در اصل دین و خدامحورى دو نگرش متفاوت وجـود دارد .نگـرش جمـهـورى اسلامـى مـبـتـنـى بـه حاکمیت خدا بر انسان و حـاکـمـیـت دیـن در هـمـه عـرصه هـاى زندگـى اسـت درحالى کـه یـک جـریـان سیاسى معتقد است انسان اگر در مقابل خدا نیست ، حداقل در کنار خدا قرار دارد و شما حق ندارید بگوئیدکه خدا حاکم است بر انسان بلکه انسان در کنار خدا قرار دارد .
ایدئولوژى لیبـرالیزم در واقع حاکمیت انسان بـر خداست البته آنان بـراى اینکه کمى تلطیفش کنـنـد، مى گویند که انسان در کنار خدا قرار دارد درحالى که خدا فـراتر از این حـرف هاست و این قلمـرو اصـلـى است .اما قلمـرو دوم در محدوده دین است ؛ دین در کجـاى زندگى بشر نـقـش دارد؟ حداقل اسـت یـا حداکثر؟ بحث ارتباط دین با آخرت یکى از مقوله هاى اختلافى این جریان فکرى با انقلاب اسلامى است . آنها در بحث اینکه محـدوده مدیریت کجاست اختلاف نظر دارند؛ آنها مى گویند، مدیریت شامـل حوزه دنیاى انسان مى شـود و کارى با آخرت ندارد؛ یعنى حوزه دین را از حوزه آخرت جدا مى کنند . بدین ترتیب باید و نباید در حقـوق زن ، مسایـلحقـوق بشـر، آزادى ، مـوسیقى ، در مـجـلـس و در قوانین و ...دقیقا تـبـلـور اختلاف این دو اندیـشـه است .لذا این نظر که دو تا جناح حاکمند، نیروهاى انقلاب از جمله سپاه هم فقط نـظـاره گر فعالیت دو جناح است ، انحراف و در واقع گم کردن راه و خلع سلاح کردن نیـروهاى خودى است .اگر ما بگـوئیـم هـر وقت دشمن آمد لـب مـرز بـا تـوپ و تانـک ، بـا اسلحه و لیزر آمد به جنگ نـظـام ، آن وقت من بایـد بروم و دفاع کنم این اشتباه است .پس مهمترین مساله ، جدا کـردن مفهـوم جناح سیاسى در جامعه از نیـروهایى است که نقطه مقابل اهداف انقلابند .
دشمن با جنـگ روانى و صحنه سـازى تصنعى سعى مى کند این دو را یکى معرفى کند البته جزئیات این بحث نیاز به بحث کارشناسى دارد . البته مشـخـص کـردن مرزهاى آن تـوجیه کـردن نیروها نسبت به جریان هاى فکرى که در جامعه وجود دارند؛ و ارائه شـواهد و قرائن متقن در ایـن زمینه از جمله استفاده سخنان قـدمـا و مـتـاخـریـن و در ایـن طی ها کارساز مى باشد . بازرگان مى گوید، خدا انسـان را از ابتدا خلـق کرده و هیچ کارى با او ندارد تا قیامت !حال اگر این اندیشه در عمل رئیس جمهور یا نخست وزیر یا رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزى متبلور شود چه اتفاقى مى افتد؟ این آقا مى گوید، اصلا خدا مرا رها کرده ، در دنیا کارى با من ندارد، فقط در قیامت با من کـار دارد .پیامبر هم مسئول رتق و فتق امور دنیوى نبـوده است و کارى با دنیا نداشته است که شمـا ایـن قـدر بین دین و دنیا پیـوند برقرار کنیـد .آن وقت که چنیـن فردى مى شود مسئول در جمهورى اسلامى چه اتفاقى مى افتد؟
این ها مسائل تئوریکى و اعتقادى است که اگر به این ریشه ها توجه نکنیم ، در مسایل روبنایى نمى توانیم حرکتى فراگیر و همه جانبه داشته باشیم . راهکار دوم :تبیین فلسفه فرمایشات مقام معظم رهـبــرى و حـضــرت امــام (ره)در مـورد تـحــزب و گروه گرایى اسـت .واقعا مصداق آنچه امام و مقـام معظـم رهبرى فرمودند، چیست ؟ چه آنکه جنـاح بـا حزب فـرق مى کند .آنچه که امـروز جـنـاح خوانـده مى شود آیا با حزب جمهورى اسلامى ، حزب خلـق مسلمان و سازمان مجاهدین انقلاب که بیست سال قبل فعالیت مى کردند، تفاوت ندارد؟ راهکار سوم :این که ببینیم آیا موضوع تغییر کرده است تا در نتیجه حکم نیز تغییر کرده باشد، یعنى آیا دخالت در احزاب و گروهها در آن روز ممنوع بوده ، اما امروز جایز است ؟ قبل از اینکه به تفاوت گذشته و حال بپردازیم ، بایـد روى رسالت نیروهاى مؤمـن بحث کنیـم کـه واقعا » یک فلشى «هسـتـنـد یـا » سـه فلشى «؟ یعنى ماموریت آنـان صـرفا دفاع نظامى از انقلاب است؟
این مطلب باید مورد بحث قرار گیرد . با توجـه به اینکـه در تحلیـل نیاز به مسـتندسازى هست ، در مورد وظیفه این نیروها نیز باید با شواهد ومصادیق بحث کرد .مثلا گفته شود، سپاه چرا با جریان سیاسـى » خلق عرب «برخـورد کرد؟ آیا گروهک خـلق عـرب ماهـیت نـظامـى داشت ؟ چـرا سپـاه با سـازمـان منافقین حتى قبل از آنکه وارد فاز نظامى شود، برخورد کرد؟ چـرا با حزب توده بـرخورد کرد؟ چرا بـا مجمـوعه جریان هـایى که در صدد انـحراف انقلاب از مـسیر آن بودند، برخورد کرد؟ اگر مـاموریت نیروهاى مؤمن از جمـله سپـاه ، مثل ارتـش ، نظامـى صرف باشـد؛ نوع تعاملش در برخورد با مسایل دیگر تفاوت مى کند .اما اگر یک فلشى نبود، همان طـور که رسته ا ش متفاوت مى شود، آموزش ، عملکرد و نوع تعاملش در ورود به صحنه هاى تقابل با نظام هم متفاوت خواهد بود .
حال مسئـولیت نیـروهاى مـؤمن در این صحنـه چیست ؟ بلـه ، وظیفه سپاه ، پاسـدارى از انقـلاب و دستاوردهاى آن است ولى دستاوردهاى آن یعنى چه ؟ آیا دستاوردهاى انقلاب فقط با تهاجم نظامى به خطر مى افتد؟ یا ممکن است در یک مقطعى ، یک جریان فرهنگى یا تـعـدادى رسانه و روزنامه ، انقـلاب را در معرض خطر جدى قرار بدهند؟ راهکار چهارم :تبیین این است که حکم امروزى موضوعات گذشته چیست ؟ یعـنـى وقتى دخالت در احزاب و گروهها مثل گذشته ممنوع است اما در عین حال بعضى از نیروهاى حزبى آن روز، امروز به نقطه مقابل نظام تبدیل شـده انـد، تـکـلـیـ سپاه با آنـان چیست ؟ سپاه دو ماموریت دارد، یک ماموریـت آن ممنوعه و یک ماموریت آن ایجابى و تکلیفى است .
ماموریت ممنوعه اش ، دخالت نکردن در قلمرو احزاب سیاسى کشور است که نه عناصر سـپـاه حـق دارند عـضـو آنـهـا باشـنـد و نـه احـزاب اجـازه دارنـد پرچم شان را در سپاه علم کنند .این از اول بوده ، الان هم هست و تا به آخر هم این طور خواهد بـود .شق دوم دفاع از انقلاب ، دفاع فـرهنگى و دفاع سیاسـى است ؛ قلمرو این را باید پیدا کنیم که زمان تاثیرى در آن نداشته است و ندارد .یعنى آن زمان هم اول دفاع مسلحانه ، بعد دفاع فرهنگى و بعد دفاع امنیتى بوده . پس هـرگاه نیـروهاى مـؤمن وارد این عـرصه شـوند، ســازوکـارش هـم فــرق مـى کـنـد، اگــر آنــجــا ژـ3مى خواست اینجا روزنامه مى خواهد . ابزار و امکانات فنى و ایـنـتـرنتى مى خـواهد کـه بتواند اطلاع رسانى بکند . بنابراین مساله چهـارم این است که روشن کنیـم تفاوت این دو قلمرو کجاست ؟ قلمرو تحزب ممنوعه با قلمرو مجاز و تکلیفى کجاست ؟
راهکار پنجم : تبیین نحـوه ایفاى ماموریـت در سه قلمرو نظامى ، فرهنگى و امنیتى است .به عبارت دیگر، همانطوریکه در قلمرو نظامى و امنیتى ، چهار وضعیت سفیـد، زرد، نـارنجى و قرمز تعری شـده است ، در قلمرو فرهنگى سیاسى نیز باید همین کار انجام بگیرد .در واقع اینجا هم سازمان و نظام ، لازم دارد و نیـروهاى مؤمن بایـد بـراساس آن وضعیـت هـا حرکت کنند . بدین ترتیب درحالى که این پنج مرحله مى بایست مورد تـوجه قـرار گرفته و اعمـال مـى گـردید یا در هـر مقطعـى ، زمینـه اش فراهم مى شد، اما آن طـور کـه شایسته بوده تبیین نشده است . پس مهم اینست که بدانیم مـشـکـل اصـلـى مـا کجاست تا وارد عرصه شویم .قبل از اینکه به مسائل تئوریکى و نظرى بپردازیم ، باید بدانیم با مجموعه اى از مسائل حل نشده روبرو هستیم که بسیار حسـاس و ظریف است .
تا جایى که بیانیه بسیج دانشجـویـى را که اصلا شامل آن فرمان امام نیست و تخصصا خارج است ، دخالت سیاسـى مى شمارند .درحالى که آن مطلـب حضـرت امـام راجع به سپـاه اسـت و یـک قـلـمـرو و فلسفه اى براى خودش دارد؛ حال که تعدادى دانشجو در قالب بسیج دانشجویى بیانیه اى صادر کرده اند که آشـوب 18 تیـر را محـکـوم کرده اند، چند نـمـایـنـده مجلس هم فریاد مى زنند که سپاه در مسائل سیاسـى دخالت مى کند .باید پرسید، این اشکال از کجاست که این طورى شده است ؟ تبیین ایـن مـوضوع و شفاف سـازى و حتى دور کردن نیروهاى مؤمن از اتهامات گذشته لازم است . اما در عین حال اگر بترسیم که فردا ما را متهم مى کنند و لذا تکلی مان را انجام ندهیم درست نیست .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات