صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۶۶۷۳۱

نوبل و زن مسلمان بوسنى (بخش اول)

پرویزاسماعیلى مقدمه: بدون تردید انتخاب خانم شیرین عبادى به عنـوان برنده جایزه صلح نوبل 2003 از سوى کمیتـه 5 نفره نروژى در میان انبوهى از مسایل اساسى نظام اسلامـى ونوع رفتارها وواکنش هاى داخلى وخارجى نیاز به تحلیل عمیق و نگاه عالمانه ترى دارد . مسایلى از امور دیپلماسى و بین المللى نظیر پاسخ به ضرب الاجل آمریکایى آژانس انرژى اتمى از سوى ایران و یا تهدید مغرضانه و غیر واقعى اتحادیه اروپا در زمینه حقوق بشر در کشورمان گرفته تا امور بسیار حساس داخلى نظیر انتخابات هفتمین دوره مجلس شوراى اسلامى وجنجال رسانه هاى غربى درارتباط بابرخى محاکم قضایى وبـرخى محکومین و ...در این راستاقابل توجه است .البته منظور این مهم نه تنها مسئولین کشور و یا هر کدام از گرایشات سیاسى و جناحى است ، بلکه دامنه آن حتى خود خانم عبادى را نیز در بر مى گیرد .در حقیقت همه اینک بایستى با نگاهى نو به تحلیل رویداد بنشینند . طبعا نگاه به خانم عبادى به عنوان یک هموطن، بایستى همراه با خوشبینى باشد، اما ابدا نمى توان این خوشبینى را به انتخاب کنندگان خانم عبادى نیزتعمیم داد .این نکته ، همان نقطه اى است که کلید پرسشها و پاسخ ها را در خود نهفته دارد .لذا آنچه در پى مى آید ازجمله با امید خوشبینى متقابل خانم عبادى براى دقت بیشتر و ارزیابى عمیق تر از موقعیت کنونى از یک سو، و چهره هاى مختل سیاسى و رسانه ها براى نجات از تغافل هایى نظیر قطبى نگرى مفرط به رویدادها از سوى دیگر بیان مى شود .

الف ـ حاکمیت انگیزه سیاسى در اهداى جایزه صلح نوبـل یـک واقعیت محض و غیر قـابـل انـکـار است .تجربه هم نـشـان مى دهد که نوبل صـلـح ، آنگاه که لازم بوده بسان یک کارت لاتارى ، هوشیارانه در یک فرآیند حساس سیاسى (کهعمـدتـا در جهت منافع رژیم صـهـیـونیستى و آمـریـکـا بـوده )رو شده است . نفس این مساله ، البته مجوز این اشتباه نیسـت که خانم شیرین عـبـادى مـسـوول انگـیـزه سیاسـى و اهداف کمیته نوبل شناخته شود و یا به خاطر انتخاب کمیته فوق با امثال اسحـاق رابین و پرز و کسینجر و سادات و کـارتر مقایسه گـردد، امـا براى یک لحظـه مى تـواند این سوال را ایجاد کند کـه چـرا مثلا تـلاش خانم عبادى در احیاى حقوق کودکان در آخرین فراز بیانیه کمیته یاد شده ظاهر شـده و عـلـل اصـلـى ایـن برندگى ، به نوعى دیدگاه متقاوت از نظر حقوق بشرى با اسلام و حاکمیت ملى یک نظام اسلامى و ایفـاى نقش اپوزیسیون حقوقى در این زمینه را اگراندیسمان ساخته است .
در این راستا به نظر شخص بنده اعلام برنده شدن خانم عبادى در بخش هاى مختل صدا و سیما بخاطر تلاش بـراى احیاى حقـوق کودکان ، حتى اگر به تعبیر برخى مغرضانه صورت گرفته باشد، امتیاز و تبلیغى به نفع خانم عبادى بوده است . اما مصادیق انگیـزه هاى سیاسى سواى مطالب مطرح شده چیست ؟ ! 1ـ نوع اعلام برندگى خانم عبادى بیشتر از آنکه نشان دهنده یک فرآیند و پروسه علمى و تحقیقى در این گزینشگـرى باشد، بیانگر یک پـروژه است .به نحـوى که در حالیکه از مدتـهـا پـیـش از 136 نامـزد احتمالى در این زمینه نام برده مى شد، به اعتراف خود خانم عبادى وى در همه این گمانـه زنى هاى رسمى کمیته مذکور که همـراه با واکنش ها و حمایت هاى بین المللى و ...نیز بـوده، فاقد کمترین احتمال و جایگاه بوده است . کما اینکه امروز فریاد منتقدان عدم اعطاى این جایـزه به پاپ در اروپا بلنـد اسـت و دلایـل آن را نیز مخالفت اخیر وى با قانونى شدن انحرافات اخلاقى و جنسى ـ که لابد منطبق با موازین حقوق بشر غربى نیست ـ در اروپا مى دانند !
در اولین ساعات نیمروز 10 اکتبر 18)مهر )به وقت تهـران ، رادیو آمریکـا و رادیو فردا که وابستگـى رسمى و مستقیم به سازمان سیا دارند، یک موج خبرى بى سابقه از احتمال اعطاى جایزه به خانم عبادى بـه راه انداختند که بـه سـرعت در سایـر رسانه هاى دنیـا طنین انداز شد .سپس به فاصله چند ساعت از سوى کمیته ناشناس مذکور در نروژ این خبـر رسما اعلام شد و بیانیه کمیته مذکور با شرحى که بخش هایى از آن متاسفانه از سوى رسانه هاى داخلى سانسور شد، بطور مستقیم از شبکه هـاى خـبـرى وابسته به غـرب وصهیونیست ها نظیـر CNN پخش گـردید .به این مساله ادامه این موج خبرى و تبلیغى را بیفزایید، گرچه مهمـتـریـن دلـیـل در » پـروژه «بـودن این انـتـخـاب ، مى تواند بى خبرى ، شوکه شدن ، و تعجب برانگیز و غیر قابل انتظار بودن آن براى خود ایشان باشد .
خانم عبادى مى تـواند و این فـرصت را دارد کـه مهره این شطـرنج و کارت این بـازى آ گاهانه سیاسـى نشود و باافشـاى مصادیق نقض حقوق بشر در همـه گیتى ایستادگى اعطا کنندگان ایـن جـایـزه را در برابر استقلال نظر خود بیازماید .راه دورى هم لازم نیست برویم .مگرنه اینکه سـازمانهاى مستقل بین المللـى وحقوق بشرى نظیرسازمان عفوبین الملل ودیده بانان حقوق بشر هرساله ایالات متحده آمریکا را بزرگترین ناقض حقوق بشرمى دانند؟ ! 2ـ برندگان صلح نوبل اگر نگوییم هـمـیـشـه ، حداقل دربسیارى ازموارد در مقطعى حساس از یـک فـرآینـد سـیـاسـى ـ بیـن الـمـلـلـى در جـهـت اهـداف صهیونیسم و آمریکا برگزیده شده اند ..این نکته قابل کتمان نیست . در وضعیت فعلى ، همزمانى با اتهامات بى پایه و ضرب الاجل آمریکایـى آژانس بین المللـى انـرژى اتمى علیه ایـران ، بیانیه مداخله جویانه و مـغـرضانه اتحادیه اروپا در خصوص حقوق بشر در کشورمان ، اعلام هـر روزه برنامه رژیم مفلـوک صهیـونیستى بـا کـمـک آمـریـکـا و غــرب بـراى حـمـلـه نـظـامــى بــه ایران ، ...،و حتى مساله اى مثل حکم اعدام خانم افسانه نوروزى باید مورد توجه قرار گیرد .
بطور مثال آیا مى توان پذیرفت و آیا خود خانم عبادى مى پذیـرد که جنـجـال نـهـادهـا و سازمانهاى بـیـن الـمـلـلـى ، اپوزیسیـون ضد انقلاب و دشمنان نظام اسلامـى در مورد پرونده خانم افسانه نوروزى صرفا بخاطر دفاع از حقوق بشر، بویژه حقوق زنان و ...صورت مى پذیرد؟ به سهم خود باور نمى کنم پاسخ خانم عـبـادى به ایـن سـوال مثبـت بـاشـد .چـون او به عـنـوان یک حقوقدان و یک فعال حقوق بشرى احتمالا دیده است که حتى » راشل کورى «خبرنگار زن آمریکایى در حال تصویر بردارى از خراب کردن یک خانه فلسطینى بـه روى زن و بچه فلسطینى تـوسط تانک اسـراییلى زیـر گرفته و له مـى شـود، اما بشر شمـرده نشـده و فریـاد اعتراض کسى را بر نمى انگیـزد؟ !واى به حال سایـر زنان و از جمله زنان مسلمان ! خانم عـبـادى احـتـمـالا دیـده اسـت کـه حـتـى برخلاف اعتقاد شخصى اش که » حجاب بایـد بـراى زنان یک انتخاب شـخـصـى باشد «، همان غـرب و همان اروپایى که او را برگزیده است ، خیل عظیمـى از زنان ، بانوان و دختران مسلمان را به خاطر داشتن حجاب از همـه حـقـوق اجتماعـى حـتـى تـدریـس و آموزش محروم کرده است .
متاسفانه من کوچکترین واکنشـى از خانم عبادى در ایـن زمینه ها نـدیـده ام و نشنیده ام که او بخاطـر دفـاع از حـقـوق زنـان و ... وکالت داوطلبانه احدى از آنها را نیز پذیرفته باشد . خانم عبادى احتـمـالا گـزارشات رسمى منـابـع غربى را دیده است که با ادعـاهـاى واهى که تا کنـون اثبات نشده ، به کشـور گشایى و تصرف جغـرافیایى اسلام مشغول شده اند و در این راه حتى بوش استفاده از جدیدترین تسلیحـات داراى اورانیـوم در حمله به افغانسـتـان را وقیحانه اعـتـراف کـرده است .مطابـق گزارشات سازمانهاى پزشکى بین المللى در اثر پخش گـسـتـرده ایـن مـواد رادیـو اکـتـیـو، عـلاوه بـر شـیـوع بیماریهاى ناشناخته در افغانسـتـان ، ایـنـک نـسـلـى معلول و ناقص الخلقه جایگزین نسل مجاهد دیروز این سرزمین اسلامى مى شود .این اتفاق و این پروژه دارد بر سر مردم و زنان و کودکان مسلمان عراقى هم مى آید .احتمالا خانم عبادى این مطالب را شنیده یا دیده است ، اما متاسفانه ما نشنیدیم و ندیدیم که او براى دفاع از حـقـوق بشر ـکه طبـعـا زنان و کـودکـان افغانى و عراقى هم سهمى در آن دارند ـ در این زمینه چه فریادى کشیده است و بـه وکالت از کدام انسان مظلومى قیام کرده است .
خود فریبى است اگر برنده جایزه جهانى صلـح نوبل تمام جنایات ضد حـقـوق بشرى و ...را در مملکت خود جستجو کند !! راه دور نرویم .خانـم شیرین عبادى احتـمالا شنیده است که دو خبرنگار مستندساز هموطن وى بـیش از یـکصـدو هـفت روز اسـت بدون هـرگـونه توضـیحى و بـر خلاف هـمه قوانـین بیـن المـللى و مـنشـور ملـل متـحد در اسـارت دولت اشـغالـگرى هستنـد که شبیه رژیم صـهیونیستـى در سرزمینهاى فلسـطینى خـود را حاکم خود خـوانده یک سرزمـین کهـن اسلامـى مى خـواند .هـمان دولـتى کـه همـه اعـضاى بـلـندپـایـه اش بـراى عبـادى پـیام تـبـریک فرستادند .حداقل همسر یکى و مادر یکى دیگر از این عزیـزان به عنوان » زن « نـگران هستـند و حقوق بشرى شان در حال نقض است !چه کسى شنید که خانـم عبـادى کلامـى در راه استـعفاى حـقوق ایـن هموطنانش خرج کرده باشد؟ ! نمونه اى دیگر بلافاصله پـس از بـرگزیده شـدن خانم عبادى ، وى در حرکتى نمایشى و سوال برانگیز ـ نه از حیث وکالت حقوقى یک خانواده بلکه به لحاظ مسایل سیاسى حساسى که در حاشیه این پرونده علیه جمهـورى اسلامى تنیده انـد ـ اعلام کـرد که وکالـت استفان هاشمى فرزند زهرا کاظمى خبرنگار کانادایى ایرانى تبـار را پذیـرفته است .
ایـن درحالى اسـت که بادستور شایسته رییس جمهور کمیته ویژه اى تشکیل شده و ابعاد حقوقى آن به صـورت علنى و با حضور سفیر کانادا بررسى مى شود .از سوى دیگر در همان کانادا و همان ایام فـوت خانـم زهرا کاظمى ، کیـوان تابش جوان ایرانى با12 گلوله یک لباس شخصى )!) کانادایى کشته شد .تاکـنـون دولت اتاواهیچ گزارش قانع کننده ورسمى به دولت جمهورى اسلامى ایران نداده است و ما نشنیدیم که خانم شیرین عبادى کـه بسیار دلبستگى به حقوق بشر و امثالهم دارند، وکالت مادر کیوان تابش را هم به عنوان یک انسان مورد ظلم واقع شده بپذیرند .آیا بازهم مى توان خود را به تغافل زد که برنده جایزه صلح نوبل از داستان قتل تابش خبر ندارد؟ !
خانم عبادى به عنوان یک حقوقدان احتمالا باور مى کند که تعری آمریکـا و صـهـیـونیسم ، و حـتـى تعری اعطا کنندگـان این جایـزه از حقوق بشر یک تعری دوگانه و منافقانه است .قصد نـدارم پـرونده هویتى خانم عبادى یا عـمـلـکـرد ایشـان در پیگیـرى حقـوق صدها هزار زن و مـرد و کودک ایرانى قربانـى شده تـوسط جنایتهاى آمریـکـا و غـرب را حداقـل در دهه هاى اخیـر زنده کنم .مـن در زمان حـال زندگى مى کنم .لذا به منـتـخـب ایـرانى جایـزه صلح نـوبـل یادآورمى شوم که تعری دوگانه از حقوق بشر بیش از همه باید مورد فریاد، ستیز و مبارزه او باشد، حتى اگر او واقعا بدون مرزهاى دینـى و جغرافیایى مدافع راستین حقوق بشر است .
خانم عبادى احتمالا تجربه تاریخى را باور دارد و مى داند که اعطاى صلح نوبل بـه گـوربـاچـ در 1990 تنها چنـد روز پس از اعلام رسمى راهبـردش در فروپاشى شـوروى سابـق وفقط به خاطـر رهاندن آمریکا و نوچه هاى غربى اش از یک بلوک قدرتمند مقابلـه گـر بـود و احتمـالا فـرامـوش نکـرده است کـه بلافاصلـه از درون خود آمریکا و غرب پیشنهادهـاى فراوانى براى گارسونى و جلب مشترى فروشگاههاى مواد غذایى چون مک دونالد و یا کاباره هاى هرزه گرى به سوى این بـرنده خوش خیال صلح سـرازیر شد تـا عیار جایـزه اش بر همـگـان روشن گـردد .راستى آن برنده صلح روسى اکنون کجاست ؟ !به همین ترتیب پیش بینى من این است که طى سالهاى آینـده وپـس ازالحاق کامل روسیه به پیمان ناتوآقاى پوتین هم برنده نوبل صلح اعلام شود ! خانم عبـادى احـتـمـالاُ مى داند که انـتـخـاب فیزیکدان و دانشمند هـسـتـه اى «آندرى ساخـارف » شوروى سابـق در سـال 1975 از آن رو بود که وى پس از اظهار نـارضایتى و اعـتـراض به نظام مـوجـود شوروى در دام ایالات متحده افتاد و مطابق اسناد، بسیارى از اطلاعات محرمانه هسته اى و استراتژیک شوروى سابـق را ـ که به اعتـقـاد بـرخى مـورخیـن از عوامل اصلى تسلیم تکنولوژیک بلوک شرق در برابر غرب بود ـ در اختیار اربابان جهانخـوار قرار داد .
او هم بلافاصلـه چـون خدماتش ته کشید، مـنـزوى و فراموش شد و برنده صلح نوبل در حالى مرد که اشک اندوه کسى را بر نیانگیخت ! خانم عبادى احـتـمـالا قـبـول دارد که انتـخـاب حداقل به خاطـر 1973 در سـال «هنـرى کسینجـر » محوریت وى در جنایتهاى بى نظیـرى که علیه مردم ویتنام با فاصـلـه هـزاران کیلـومتـرى از آمریکـا شـد، داستان هوشى مینه و ...انتخاب شایسته اى نبوده است .همانطور که انتخاب وزیر امور خارجه آمریکا در سال ،1945 یعنى دقیقا در سالى «کورت هال » که دهها هزار ژاپنى در هیـروشیما و ناکازاکى توسط اسکادرانهاى آمریکایى و براى اولین بار توسط بمب هسته اى جزغاله شدند، چنین حکایتى دارد . خانم عبادى احتمـالا قـبـول دارد که نمـى تـوان بدون دلیل سیاسى و آنهم مصالحه در قبـال حـقـوق ملت مظلوم فلسطین در سال 1978 مشترکا » مناخیم بگین «و » انـور سـادات «را بـرندگان صلح جـهـانـى نامید ..همانند انتخـاب هـمـزمان » یاسـر عرفات «و .1994 در سال «شیـمـون پرز » و «رامین پتـیـزاک » عجب اینکه ما و خانم عبادى امروز مى بـیـنـیـم کـه عرفـات ، برنده دیروز نوبل صلـح دشـمـن امـروزى است که صهیـونیـزم جهانى و همین اعطاکنـنـدگـان جوایز نوبل راى به حذف و ترور فیزیکى او داده اند .
خانم عبادى حتما مى پذیـرد که اگر کشته شدن و از بین رفتن مردان و زنان صلح نوبل براى اهداف بلنـد مدت آمریکا و صهـیـونیـزم جهانى ضـرورى باشـد، لحـظـه اى در فـرستـادن جـوخه هـاى مـرگ غفـلـت نمى کنند ! خانم عبادى حتما مى داند که سـال 1988 در حالى جایزه صلح به نیـروهاى حافظ صلح سـازمان ملل تعلق گرفت که مطابق اسناد و اعترافاتى که رسما سالهاى اخیر در محافل غربى منتشـر شـده اسـت ، این نیروها در تجاوز به هزاران زن مسلمان در بوسنى و هرزگوین و قتل عام مسلمانان این منطـقـه هـمـراه «میلـوشوویچ » سفاکان صـرب و جنایتکـارانى چون بوده اند و حتى بر اساس مدارک مستند تصویـرى در بـرابر کشتـار آنـان تـوسـط صـرب ها روبـرگـردانده و سکوت کرده اند . آیا چنین جایزه صلحى که نمونه هاى فراوانى از آن علاوه بر تزویر ملتها به خون صدها هزار بیگناه در گوشه و کنـار جـهـان آغشته است غـرور و افـتـخـار دارد؟ !
خانم عبادى احتمالا مى داند که اعطاى جـایـزه صلح نوبل به کوفى عنان در سال 2001 و ایامى پس از حادثه 11سپتامبر بخاطر بى عرضگى او در مقابله با یکجانـبـه گـرایى آمریکـا و نـادیـده گـرفتن جامـعـه بین المللى و هجوم بدون مجوز به افغانستان مسلمان بر خلاف منشـور ایـن سـازمان به عنـوان نمـاد آرمـان صلح جهانى و قطعنامه هاى شوراى امنیت بود . راستى پـرسیده ایم کدام خـدمـات جـسـورانـه و زحمات این مرد منفعل بـوده که او را شایسته اعطاى نشان نوبل صلـح ساخته ؟ آرى جایـزه صلح نوبل را مى دهند تا زبانهـا را در بـرابر حقایق مهار کنند یـا بـه استخدام خود درآورند .جایزهاى که پیشاپیش انفعال وتسلیـم سـازمان ملل در تجاوز آمـریـکـا بـه عـراق را درسالجارى تضمین کرد .
همینطور خانم عبـادى احـتـمـالا مـى دانـد کـه اعطاى جایزه صلح به جیمى کارتر در سال گذشته به خاطر ماموریت هایى بود که وى در پوشش فعالیتهاى شخصى صلح آمیز در اقصى نقاط جهان که با ایالات متحده مشکل داشتند، انجام مى داد .کوبا یکى از همین تجربه هاست و عـراق زمان صدام نیز هکـذا . غیر از این ایفاى نقش ها که تاثیر وضعى آن نیز ترویج دروغین صلح طلبى روساى جمهورى آمریکاست ، نقش کـارتر در صلح جهانى چـه بـود؟ کارنامه او در دوران ریاست جمهورى اش پیشکش ! به اعتقاد من هویت انسانى شیرین عبادى بیش از سایر ابعاد در این معـرکه سخت در معرض آزمـون قرار گرفته است . آزمونى که یک راه آن به پایدارى و سربلنـدى در برابر خدا و مردم جهان و ملت و حقـوق بشر و ... منتهى مى گـردد و راه دیگرى که تنها دستـاورد آن بـر اندوخته اضافه شدن یک میلیون و سیصد وهفتاد هزار دلار است و فراموشى در تاریخ و همردی قرار گرفتن با برندگان سل نوبل صلح .
به اعتقاد من مهمترین اقدام امروز عبادى همین است کـه خـود را از همـسـان پـنـدارى و مـقـایـسـه و همردی ارزیابـى شدن با جانیان و دژخیمانى چـون اسحاق رابین و پرز و کسینجر و کارتر و ...برهاند . و ایـن الـبـتـه مـسـاوى بـا اعـلام وفـادارى به حـقـوق انسانهاست ، نه اعلام وفادارى به انقلاب اسلامى ! به عنوان یک نویسنده یقین دارم اگر خانم عبادى کماکان دفاع از اسلام یـا جـمـهـورى اسلامـى را هم فاکتور بگیـرد و صرفا آغاز به فریاد و دفاع از حقـوق زنان و مردان و کودکان مظلومى در سراسر جهان ، از جمله فلسطیـن و عـراق و افغانستان ...نمایـد،بـه یکباره سیبل و هدف همانهایى قرار خواهد گرفت که در ارسال پیام شادباش به همـراه انگیزه هاى سیاسى از هم سبقت مى گرفتند ! اگر شیرین عبادى به عنوان یک تکلی انسانى فریادگر تزویر و دوگانگى در مقوله حقوق بشر باشد، حتما چهره صلح آمیز او ماندگارى و پذیرش جهانى خواهد یافت .
و البته اگر چنیـن نـشـود و او مواضـع خود را به جاى خط کش حقوق بشر با تحفظ خواسته هاى جایزه دهندگانش تنظیم کند، قاب اسـلامـى و ایرانى یکصدو سوم نوبل صلح امتیازى بر قاب هاى پیشین نخواهد داشت . 3ـ موج ارسال پیام ها و حمایت ها، که همه نیز همراه توصیه هاى بـراندازانه علیه نظام اسلامى بـوده است ، از بوش و وزیر خارجه اش گرفته تا گروههاى مـارک دار اپوزیسـیـون ضد انـقـلاب خـارج نشیـن ، سلطنت طلب ها و حتى برخى از آنها که اینک نیز در همـان قـاره اروپا پـرونده تروریستـى و مـحـکـومیـت دارند، باید توجه زیادى برانگیزد . با توجه به تفاوت فراوان روش و مرام این تبریک گویندگان ، على القاعده هدف مشترکى آنها را به این موضع مشترک کشانده است و تنها چیزى که در وضع حاضر به همه آنها سود مى رساند تبدیل شیرین عبادى به پروژه اى علیه نظام اسلامى و زمینه سازى اقدامات براندازانه در بستر صلح طلبى و حـقـوق بشـر و ... است .راستى چرا آنها پیش از این عبادى را تحویل نمى گرفتند؟ !
ملت و جوانان ما باید به متن تبریک هاى سیاسى ارسال شده در این زمینه با دقت و ژرفا بنگرند .وقتى «کینزر » نویسندگان و تاریخ نگاران شهیر آمریکا مثل اخیرا طى کتابى مستدل بیـان کـرده اند که » تاریخچه دخـالـت هـاى آمـریـکـا در سـرنـوشـت مـلـت ایــران وحشتناک است «و با سند و مدرک از جمله در مورد کودتا و عملیات جاسوسى و آدم پرورى و آدم کشى ، آمریکا را عامل اصلى نرسیدن مردم ایران به دموکراسى معرفى مى کند، آیا مى توان باور کرد که آرزوى کاخ سفید براى » رسیدن ملت ایران به آزادى و دموکراسى در آینده نزدیک «خیر خواهانه باشد؟ ! همیـن روزها جـورج بوش رسما اعـلام کـرد که .«تنها شخص تصمیم گیر دربـاره عراق من هستـم » این دموکراسى اى است که دشمنان اسلام در صدد استقـرار آن در کشورهایى نظیر ایـران هستند و ملـت قهرمان ایران نشان داده است که به شهادت تاریخ نه چنین ذلـتـى را مى پذیـرد و نه اینکه از نمایـنـدگـان و وابسـتـگـان و وطن فـروشانى کـه در مـسـیـر تـسـلـط بیگانگان گام بر مى دارند، پذیرایى مى کند !
ب ـ این روزها شیرین عبادى به عنوان یک سوژه بین الـمـلـلـى در مـعـرض سـوالهـاى فـراوان اسـت ، سوالهایى که پاسخ آنـهـا در رسانه هاى مختل وبـا اغراض مختل منتشر مـى شـود .اما سوالهایى هـم هست که پاسـخ آن را عبادى فقط بـه عبادى خواهد داد، گـرچه وقتى در ذهن مـن نـویـسـنـده بـه عـنـوان هموطن نسل انقلاب او نبض مى زند، قطعا مى تواند پرسش هاى تاریخـى و مـلـى نـیـازمند پاسـخ هـم بـه حساب آید . پیشـاپـیـش یـادآورى کنم کـه درمصـاحـبـه هـاى اخیرخانم عبادى نکات مثبتى هم دیـده مـى شـود که ضرورت داردبه آنها بادیده مثبت وسازنده نگریست ، اما این مساله نافـى شـفـاف کـردن برخى عملـکـردها وتناقضها نیست . از جمله :
اگر انتخاب خانم شیرین عـبـادى را اقدامى آ گاهانه و سیاسى ارزیابى کنیم و همینطور به اینـکـه همه دشمنان بزرگ و کوچک این انقلاب و ملت بـه یکباره از ظن خود یار وى شده اند دقت کنیم ، چرایى این انتخاب در یک گستره بزرگ جغرافیایى ، دولتى و ایدیـولوژیک و فکـرى که تنها نقطـه اشـتـرا ک آنهـا ضدیت بـا جـمـهـورى اسلامـى اسـت ، آزار دهنـده خواهد شد . قطعا خانم عبـادى بـیـشـتـر از آنـکـه خـویـش را مخال نظام حاکم کشور بداند، خـود را یک منتقد جدى نظام حقـوقى کشور مى داند .بنده هم بر ایـن باورم و وکلاى دیگرى نیزهمچون خانم شیرین عبادى در جغرافیاى حقـوقى این مملکـت مشغـول فعالیت حرفه اى ودر بسیارى موارد انتقاد ازمناسبات حقـوقى جامعه هستند .به نظرم عدم اهتمام شیرین عبادى و هـمـفـکـران او به جـداسـازى ایـن دو مـقـولـه و عـدم مرزبندى فکرى و عملى بین مخالفت با نظا م حاکم (که وجه مشخص دشمنان خارجى و ایرانى جمهورى اسلامى است )از یک سو و انتقاد از نظام ومناسبات حقوقى کشور از سوى دیگر مهمترین خطا و اشتبـاه آنان بوده و هست .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات