روزهاى شانـزدهم ، نـوزدهم و بیست هفتم آذر هر کدام بـه نـوعى با مسائـل فـرهنگى ، سیـاسـى انـقـلاب ارتـبـاط دارنـد؛ چـه هــر یـک از ایـن حوادث به نـوعى خـواستار تحـول در نظام فرهنگى کشور بوده اند . در واقــع شــانــزدهــم آذر (روز دانـشـجــو )نــوزدهـم آذر (سـالــروز انقلاب فرهنگى )و بیست هفتم آذرماه (سالروز شـهـادت آیـت الله مفتـح ) روزهایى هسـتـنـد کـه بـا دانـشـگـاه و حوادث و جریانات تاریخى آن پیوند خورده اند .به ویژه آنکه روز نوزدهم آذر سالروز تشکیـل شـوراى انقـلاب فرهنگى بـه فـرمان بنیانگذار انـقـلاب اسلامى است . با مـرورى کوتاه بر سیر تکـویـن انقلاب فرهنگى و رویدادهایى که بـا انقلاب اسلامى پیوند خورده است به عمق تحـول ایجاد شده پـى خـواهیـم برد .در حقیقت دانشجویان انقـلاب با رهنمـودهاى امام (ره)در خصوص وضعیت دانشگـاه و ضـرورت ایجاد تـغـیـیـر و تـحــول در ایـن وضـعـیـت حادثه اى را خلق کـردند که بعدهـا بـه انقلاب فرهنگى معروف شد .
* انــقــلاب ، فــروریــخـــتـــن ساختارهاى قدیم و بناى نظام جدید بــعــد از پـــیـــروزى انــقـــلاب اسلامى ، تـحـول در نظـام فـرهنـگـى کشور یکى از مهم تریـن مـحـورهـاى مورد نظر امام بود که مى بایست توسط انقلابیون انجام مى شد . به ویژه آنکه بسط گـروهک هـا و جریان هاى معـانـد در دانـشـگـاه (بـه خصـوص عناصر نـفـوذى وابستـه بـه رژیـم شـاه و غــرب کـه بـا انـقــلاب سرخورده شده بودند )به جریان تندى کـشـیـده بـود؛ جـریـانـى کـه درصـدد رویارویى با انقـلاب اسـلامـى بـود . لـیـکـن پـس از وقـایـع تـسـخـیـرلانـه جاسوسى و استعفاى دولت موقت ، وابستگى بسیارى از سران جریان ها و گــروه هــا و احــزاب ســیــاســى بــه قـدرت هـاى خــارجـى بـه خـصـوص آمریکا افشا شد . از ســوى دیـگـر جــریــان هــا و گـروهک هایـى کـه داراى خـط مـشـى مسلحـانـه نـبـودند از همـان ابـتـدا در دانـشـگـاه سـنـگـر گـرفـتـه و دفـتـر و ستادهاى عملیاتى تشـکـیـل دادنـد و براى کسب قـدرت و اعمال فشـار بـه دولت و رهبر و نهادهاى حکـومتى ، خواستار مطالبات خود بودند .
بـه عــبــارتـى ایـنــان مــشــغــول توطئه هاى سازمان یافته علیه انقـلاب بودند و آشکارا یا مخفیانه با ایده هاى امام و انـقـلاب مقـابـلـه مـى کـردند؛ چنانکه غائـلـه هـایـى در اسـتـان هـاى مرزى مثل کـردستـان را رهبرى کرده و مرتب اخبار دروغین را در قالب خبر و تحلیل در حمایت از ضدانـقـلاب در نـشـریـات و مـطــبــوعـات خــود درج مى نمودند؛ چندانکه برخى از مواضع عناد خـود را با تیتـرهـاى درشت زده و احساسـات افـکـار عـمـومـى را علـیـه انقلاب خدشه دار مى کردند . در هر حال اینها از طریق دانشگاه چاپ و منتشـر مـى شـد و عـلاوه برآن عکس هایى نیـز از رهبران گروهک هـا امثال قاسملـو و عزالدین حسینى ـ با تابلوهاى بزرگ ـ بر سر در دانشگاه ها نصب شده بـود و بسیارى موارد دیگـر که موجب نگرانى امام خمینى (ره)و دلسوخته گان انقلاب گردید .
البته امام به عنـوان رهبر انقـلاب اسلامى بارها خواستار تحول در نظام فرهنگى کشور شـده بـود و همـواره به مناسبت هایى در سخنـرانى هاى خـود نکات مهمـى را گوشزد مى کردند و به مسائلى همچون » باید فرهنگ متحول بشود «، » نقیصه ها را باید رفع کنیم که در راس آنها فرهنگ است «، » فرهنگ ما خـراب است باید تجـدیـد شـود «، فرهنـگ ، فرهنگ استعـمـارى اسـت » باید زیر و رو شود «، » باید دانشگاه ها تسویه شود «، » معلمان استعمارى باید بروند ».«دانشگاهها باید تغییر بنیادى کنـد و از نـو سـاخـتـه شـود «و » بدون تغـیـیـرات صحیـح بـنـیـادى و تـحـول فرهنگى و علمى امکان تحـول فکرى نیست و بایـد کـوشش همه جـانـبـه از طرف دولت و کوشش دانشگاهیـان ، فرهنگیان و جوانان دانشجو به مقصد نزدیک شوند «مى پـرداختند .در واقع امام کـه در طـول سال 58 دهها پـیـام اینچنین صادر مى نمـودند، سرانجـام در پـیــام نــوروزى خــود در تــاریــخ 59.1.1 با صراحت اعلام داشتند : باید انقلاب اسـاسـى در تـمـام » دانشگاههاى سـراسر ایران بوجود آیـد تا اساتـیـدى کـه در ارتباط بـا شـرق یا غـرب اند تصفـیـه گـردند و دانشـگـاه محیط سالـمـى شـود، بـراى تدریـس «.علوم عالى اسلامى از ایـنـرو نـیــروهــاى وفـادار بــه انـقـلاب کـه از وضـعـیـت حـاکـم بـر دانـشـگـاهـهـا در رنـج بــودنـد، پـیـام نوروزى امام را دریافت کرده و خود را بــراى یــک تــحــول اسـاســى آمــاده مى کردند .
از اینرو جریان هاى مسلح مستقر در دانشگاهها شـروع کردند به فضاسازى و آشفته گرى جو عمومى به خصوص منافقین که نسبت به دیگران در جـاســوسـى و سـرقـت اسـنــاد بــا تجربه تـر از دیگران عمل مى کردنـد . اما در یک پیش دستى اقدام به سرقت مشـتـى کـاغـذ و دسـت نـوشـتـه هـاى جوانان و دانشجویان مسلمان کردند و هر روز بـلـوایى بـه راه انداخـتـنـد و یادداشت هـایـى را که حـاوى بحـث و بـررسى دربـاره اوضاع دانشگـاهـهـا و چگونگى تبلیغات اسلامى و ...بود تکثیر کـرده و به در و دیوارها مـى زدند فضاى درس در کلاسها به گونه اى بود که دانشجـوى مسلح بـرروى صندلـى کلاس درس با نمایش کلت کمرى اش و با ژست تهدید کننـده از استاد نمـره مى خـواست و یا مى گـرفت که بـرخى اساتید دل خونى از این اوضاع داشتند . امام خمینى پس از دریافـت ایـن آشفتگى ها و فضاى تند و خشنـى کـه ضدانقلاب ایجاد کرده بود، در تاریخ 59.2.1 طى بیاناتى با ابراز نارضایتى از اوضاع چنین مى فرمایند : دانــشـگــاهــهــاى مـا اخــلاق » اسـلامى نـدارند، دانـشـگاهـهاى مـا تــربــیــت اسـلامــى نــدارنــد، اگــر دانـشگـاهـهاى مـا تـربیـت و اخـلاق اسـلامى داشـت ، میـدان زد و خورد عقایدى که مضر به حال این مملکت است نمى شـد .
اگر اخلاق اسلامى در ایـن دانـشگـاهـهـا بود، ایـن زد و خوردهایى که براى مـا بسیار سنگین «اســت تــحــقـق پــیــدا نــمــى کــرد گــروهــک هــاى ضـــدانــقــلاب در سرمقاله ها و تحلیل ها و اعلامیه هاى خود مرتب از قدرت نمایى ها دم زده و جــمــلـگــى رهــبــران انــقــلاب و دسـت انـدرکـاران نـظـام جـمـهـورى اسلامى را تهـدید مى کردند .به ذکـر نـمونـه اى در ایـن بـاره توجـه کـنـید ! هرچه و هر که بر سرکار است ، اگر » از ما نـیست یـا بورژوازى کمـپرادور است ، یا بورژوازى لیبرال است و یا بـالاخـره خـرده بـورژوازى ، چپ بـا مـاهـیـت دوگـانـه انـقــلابـى بـودن و ســازشـــکــارى ، یـــا رســولانــى از بـورژوازى و تمـایلاتـى از پرولـتاریـا حاکم باشند، حرکت خرده بورژوازى چـپ به طـرف بـخـش پرولـتـرى ا ش مـیسـر خـواهـد بود و فـقـط در سـایه حاکـمیـت » ما «است کـه زمینـه هاى بالقوه مارکسیستى آن فعلیت خواهد یـافــت و گـرنـه خـرده بــورژوازى در چپ تـرین شکل نـیز اگر آزادانه وارد عـمــل شـود بــه سـود بــورژوازى در چـپ تریـن شـکل نـیز اگـر آزاده وارد عمل شـود به سود بورژوازى تـلفات «.خواهد داد شــاهــد بـــودیــم کــه جــریـــان دموکرات ها و سوسیالیست ها و خلق سـالارها در کـردستان و اسـتـان هـاى دیگر از جمله تهران چه ها کردند و چه خون هاى مظلـومى که نریختـنـد ... بـالاخــره دانـشـجـویـان مــســلــمــان ودلسوخته گان انقلاب کاسه صبرشان لبریز شد و خشمگیـن از وضعیتى که مى گذشت ، پس از دریافت نارضایتى امام از اوضاع فرهنگى کشور، ناگهان تصمیم آخر خود را بطور جدى گرفته و برگلوى درب هاى دانشگاهها قفل و زنجیر انداختند .
هر چند در ابـتـدا بـا مخالفت موجى از جمعیت ها مواجه شـدنـد امـا جـمــعــى از جــمــاعــت حزب اللهى موفق به دیدار امام شده و در تاریـخ 59.3.3 امـام در بیانـاتـى مبسوط پشتیبانى خود را از بسته شدن دانشگاه اعلام داشت و فـرمود ::» این سنگربندى ها که در دانشگاهها شد، براى چه بـود، براى کى ها بـود ...، مى گوئیم انقلاب فرهنگى ...«پـس از بـیـانـات امـام ، مــوج حـمـایـت از تعطیلى دانشگاهها اعلام و نیـروهاى مسلح وفادار به انقلاب در اقدام قاطع بـا ســرعـت سـتـادهـاى عـمـلـیــاتــى گـروهـک هــا را جـمــع آورى کــرده و مقاومت شان را در هم مى شکنند و در تـاریـخ 59.3.23 طـى حـکـمـى بـه آقایان شهید محمدجواد باهنر، محمد مهدى ربانى املشى ، حسن حبیبى ، عـبـدالـکـریــم ســروش ، شـمـس آل احمد، جلال الـدیـن فـارسى و علـى شریـعـتـمـدارى مسـئـولیـت دادنـد تـا ستادى تشکـیـل داده ، افـراد صاحب نظر و معتقد به نظام جمهورى اسلامى را دعوت کنند تا شورایى تشکیل دهند براى برنامه ریزى رشته هاى مختل و خط مشى فرهنگى آینده دانشگاههـا، براسا فرهنگ اسلامى و انتخاب و آماده سازى اساتید شایسته و متعهد و آ گاه و دیگر امور مـربـوط به انـقـلاب اقدام نمایند .
در هر حال این جمـع بـا پـاره اى مشکـلات کـار خـود را شـروع کرده و مـوفـق شـد اوضـاع و احــوال بـسـیـار پریشان حـاکـم بـر دانشگـاه را کنـتـرل کنند .گـرچه کـارها خیلى کنـد پـیـش مـى رفت و بـرخى از اعضـا بـه دلائـل مختل از فعالیت و همـکـارى کنـار مى کشیـدنـد و بـرخى از اشخـاص بـا همـراهى گـروههاى سـیـاسـى تـلاش مى نمـودند با جـوسـازى هاى دیگـر و تحت فشار قراردادن مسئولین نگذارند کار اصلاح وتحول فرهنگى به درستى پـیـش رود و روال عـادى خـود را طـى کند .امـا امـام در پیام نـوروزى سـال 1360 از سـتـاد انـقـلاب فــرهـنـگـى خواستند در بازگشایى دانشگاه تسریع نمایند که فعالیت هاى ستـاد فرهنگى در ایـن راستا ادامه یـافـتـه و ضـرورت توسعه و تعمیق کار این ستاد را از نظر کمى و کیفى ایجاب مى کرد .که امام نیز در نـوزدهم آذرماه 1364 رؤساى سه قوه و تعداد دیگرى از اندیشمندان فرهنگى کشـور را به اعضاى آن افزود که جمعـاً 17 نفر را در برمى گـرفت و بدین تـرتیب ستاد انقلاب فـرهنگى بـا تـرکیب جدید تـحـت عـنـوان شـوراى عالى انقلاب فرهنگى ، فعالیت خود را آغاز کرد . ایــن شــورا در ابـتــدا اهــداف و وظای خود را ـ موارد ذیل ـ تدوین و تصویب نمود : اهداف :
1 ـ گـسـتـرش و نـفــوذ فـرهـنـگ اسلامى در شـئـون جامعه و تـقـویـت انقـلاب فـرهنگى و اعـتـلاى فـرهنـگ عمومى
2 ـ تزکیه محیط هـاى عـلـمـى و فرهنگى از افکار مادى و نفى مظاهـر و آثار غـرب زدگى از فضاى فـرهنگـى جامعه
3 ـ تحول دانشگاههـا و مـدارس و مـراکز فـرهنـگـى و هـنـرى بـراساس فرهنگ صحیح اسلامى
4 ـ تعمیم سواد و تقویت سطـح روح تفکر و علـم آمـوزى و تحقیـق و استفاده از دستاوردها و تجـارب مفید دانش بـشـرى بـراى نیل به اسـتـقـلال علمى و فرهنگى
5 ـ حفظ و احیا و معـرفى آثار و مآثر اسلامى و ملى
6 ـ نشر افـکـار و آثـار فـرهنـگـى انقلاب اسلامى و ایجـاد و تـحـکـیـم روابط فرهنگى با کشورهاى دیگر، به ویژه باملل اسلامى
وظایف:
1 ـ تـدویــن اصــول سـیــاســت فرهنگى نظـام جـمـهـورى اسلامـى و تعییـن اهـداف و جـهـت بـرنامـه هـاى فـرهنـگـى و آمـوزشـى و پـژوهـشـى و علمى
2 ـ تعیـیـن مـراجـع بـراى طرح و تدوین برنامه هاى فرهنگى و آمـوزشى و علمى و تحقیقاتى
3 ـ تصویب آئین نامه هاى مهم و اساسـى مـراکز علـمـى و فـرهـنـگـى ، آموزشى و پژوهشى کشور
4 ـ تصـویـب ضـوابـط تـاسـیـس مؤسسه ها و مراکز علمى و فرهنگى و تحقیقاتى و فرهنگستانها و دانشگاهها و مراکز آموزش عالى
5 ـ تهیه طرح و تدوین آیین نامه ها براى ایجاد زمینه هاى لازم جهت بسیج و مشارکت همه جانبه مردم
6 ـ تدوین ضوابط بـراى گزینش استادان و معلمان دانشگاهها و مراکز آموزشى
7 ـ نظـارت بر کلـیـه مـصـوبـات شوراى عالى انقلاب فرهنگى
8 ـ تایـیـد نـامـزدهایـى کـه وزیـر فرهنگ و آموزش عالى به عنوان رئیس دانشگاههـا و مـراکز آموزش عالى بـه شورا پیشنهاد مى نماید
9 ـ تدوین ضوابط و اصول کلى و سیاست هاى مربوط به توسعه روابط علمى و فرهنگى با کشورهاى دیگر
10 ـ نظـارت به امور کـتـابـهـاى درسى
و اینک امروز مى توان باگذشت بیـش از 2 دهه از انـقـلاب فـرهـنـگـى کـارنامه عمـلـکـرد دانشـگـاه را مورد بررسى و ارزیابى قرارداد .
درهر حال اگر چه وضعیت کنونى دانشگاه هاى مـا تـا رسیدن به جایگـاه مطلوب فاصلـه دارد اما دستاوردهـاى آن نیز قابل چشم پوشى نیست . تأکیدى کـه هـمـواره بر سیـاسـى شدن دانشـگـاه هـا، پـس از انـقـلاب فرهنگى ـ مى شده است ، ناظر به این سـابـقـه اسـت چـه بـسـا اگـر جـریـان دانشجویان انـقـلابـى بـا هـوشمـنـدى سیاسى هـمـراه نبود، روند جریـانـات دانـشـگــاه سـمـت و ســوى دیـگـرى مى گرفت .