صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۴  ، 
کد خبر : ۶۷۲۷۶

شیطنت و خیانت


دکتر یدالله جوانى
سید محمد خـاتـمـى ـ رئیس جمهـورى محتـرم هفتـه گذشته در جمع مـسـئـولان و دست اندرکاران انتخابات هفتمین دوره مجلس شوراى اسلامى ، ضمن تأکید بر اهمیت انتخابات مجلس هفتم و ضـرورت حضور همه مردم در پاى صنـدوق هاى رأى ، نکات قابل توجهى را مطرح ساخت ؛ از جمله اینکه :
1 ـ باید کسى که به اصل نظام ، قانون اساسى ، تمامیت ارضى و منافع ملى وفادار و مؤمن است و در عمل حاضر است که در چارچوب قانون اساسى عمل کند، بتواند در صحنه انتخابات حاضر شود .
2 ـ کسى که اصل نـظـام را قبـول نـدارد و در قبال منافع ملـى و قـانـون اساسى نـیـز حساسیتى نشان نمى دهد، اصلا صلاحیت نمایندگى مجلس را ندارد .
3 ـ احساس مى کنم شیطنتى وجود دارد که مى خواهد با ایراد گرفتن از قانون اساسى و با تلاش ، زمینه خـروج از جمهـورى اسلامى و نظام اسلامـى را فراهم کند که این امـر خیانتى بزرگ است . در واقع سخنان آقاى خاتمى بیانگر ایـن واقعیت است که برخى جریانها در صحنه سیاسى کشور در تلاش هستند بـا ورود به مجلس هفتم ، زمینه هاى خروج از جمهورى اسلامى و نظام اسلامى را فراهم کنند .اما به راستى کدام یک از جریانهاى سیاسى فعال کشور مخاطب خاتمى هستند؟ به قطع مى توان گفت ، نه منافقین ، نه سلطنت طلبها، نه توده اى ها و کمونیستهاى منزوى شده هیچکدام مصداق سخنان خاتمى نیستند؛ چه این جریانها نه فعال هستند و نه امکان حضور آنان در صحنه رقابتهاى انتخاباتى وجود دارد، بلکه مصداق سخنان رئیس جمهور را مى باید در میان جریانهاى سیاسى حاضر در صحنه انتخابات جست . در هر حال موارد زیر مى تـواند در شناخت جریانى که با مواضـع و رفتار خود نشان داده است که نسبت به قانون اساسى و منافع ملى حساسیتى ندارد، کمک نماید .
1 ـ اکبر گنجى ، مشکل اصلى و مانع جدى را بر سرراه استقرار دموکراسى در کشور، مى داند .وى در مانیفست جمهـورى خواهى (کهالبته با اسناد به دست «قانون اساسى » آمده از مؤسسه آینده ، مشخص شد که این مانیفسـت مـحـصـول یک کار حزبى اسـت ) اعلام مى دارد، باید با ایجاد یک جبهـه واحد از تمامى جریانهاى سیاسى داخل و خـارج که خواهان تحول اساسى هستند و با نافرمانى مدنى ، جمهورى اسلامى را ساقط کرد .
2 ـ پس از طرح دوگانگى در حاکمیت جمهورى اسلامى ایران از سوى صهیونیستهاى آمریکایى ، آقایان حجاریان و عباس عبدى این بحث را وارد ادبیات سیاسى کشور کرده و روزنامه هاى وابسته به یک جریان سیاسى نیـز در سرمقاله ها و یادداشتهاى خود به نوعى این بحث را پوشش دادند .حجاریان و عبدى این دوگانگى را یک امر پارادوکسى دانسته و اعلام داشتند، ریشه آن در قـانـون اساسى بوده و باید قانـون اساسى اصلاح شـود .در همین فضا آقاى آغاجـرى طى سخنانى در جمع دانشجویان دانشگاه تهـران ، ریشه همـه مشکلات کشور را در دوگانگى در حاکمیت ، ساختار سیاسى و نهادها دانسته و راه برون رفت از این وضعیت و استقـرار دمـوکراسى در کشور را تنهـا و در گرو بازنگـرى در قانون اساسى و حذف ولایت فقیه به نفع ریاست جمهورى مى داند .
3 ـ آقاى علوى تبار در مراسم شب هاى قدر سال جارى با صراحت مى گوید، ما با حضور انحصارى دین در سیاست مخالفیم .ما معتقدیم جامعه به یک دین دمـوکراتیک نیاز دارد و من به دنبال یک جمهورى اسلامى منهاى ولایت فقیه هستم . در هر حال سؤال اینجاست که افراد مذکور وابسته به کدام جریان سیاسى هستند و از سوى چه گروههایى حمایت مى شوند؟ هر چند مطالبى از این سنخ بسیـار فـراوان است و اندک تأمل در آن بـراى شناخـت جریانى که به تعبیر رئیس جمهور با شیطنت و ایراد گرفتن به قانون اساسى به دنبال تغییر نظام مى باشد و به همین دلیل خیانت بزرگى را مرتکب شده ، کفایت مى کند .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات