صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۶۷۳۰۹

چالشهاى وفاق ملى


ناصر حمزه
یک پروسه یا فرآیند درونى است که «وفاق ملى » در متن جامعه تحقـق مـى یـابـد و تـوأم با قـداسـت و فرهنگ عمومى جامعه از عرفى بودن ، روحانى بودن و دیانت خـواهى است که طى آن اندیشه ، اعمـال و نهادهاى دینى ، نقش و اهـمـیـت اجتماعـى خـود را «وفاق ملى » بدست مى آورد ..بدون تردید افول و زوال و کاهش حضور دین و مظاهر دین در جامعه و متن زندگى اعم از فـرهنگ ، هنر، آمـوزش ، حکومت ، مدیریت و سیاست ، جـریـان یـا فـراگـردى است که حیات اجتـمـاعـى جامعـه را به خطر مـى انـدازد .به عبارت دیگـر » وفاق ملى «به حـدى لازم است که از آن مى توان به مثابه نقش اکسیژ ن در حیات بشرى یاد کرد، به ویژه آنکه در جامعه کنونى ایران که دین اسلام برآن سایه گسترده است ، مى توان زیر این خیمه عظیم دینى به دور از مسائل حاشیه اى مانـنـد زبـان و رنگ پوست و قوم گرایى ، زندگى توام با سعادت دنیوى و اخروى فراهم آورد . در دین اسلام ، فـراخوانى مسلمانان بـه عـنـوان امت واحده ، فرایندى در جهان دینى است که به ویژه از این طریق جوهره و گوهر الهى دین نیز، محصولى محسـوب مى شـود .در پرتو شعاع پر تـلالـؤ «الهى » انقلاب اسلامى و شکل گیرى نظام جمهورى اسلامى و فراخوانى امام امت به وحدت کلمه ، عرصه مهمى را فراروى ایرانیان از هر نژاد و قشر گشود .
هر چند در ابتدا به شکلى انقلابى ، علیه مروجین تفرقه در داخل و خارج کشور توسط توده هاى عظیم مردمى برخورد «وفاق ملى »و «وحدت » گردید، اما بزرگترین همایش در جریان هشت سال دفاع مقدس به مـنـصـه ظهـور رسیـد و در چارچوب منظـومه وسیع فکـرى حضـرت امام (ع)تبلور یافت . اینک با وجود توسعه ارتباطات و اشاعه فرهنگ غربـى از سـوى رسانه هاى مـخـتـلـف تـبـلـیـغـاتـى و ماهواره اى ، که انسانهاى ضعی النفس را به سمت خود مى کشد تا انحراف فکرى صورت پذیرد .از سوى دیگر، این افراد ضعی مبهوت و مجـذوب پردازش انـدیـشـه هـاى ســکــولار در قـالـب انـدیــشــه هــاى پست مـدرنیسمى و علم تأویل و هـرمنـوتیکى توسـط عده اى در تماس با فرهنگ و تمدن غرب شده و چنین به آنها القاء مى شـود که ترقى و پیشرفت جز با دست شستن از بنیانهاى فرهنگى و دینى جامعه و پوشیدن رداى فرهنگ غرب تحقق نمى یابد .
بـدون تردید این عوامل مخرب در اذهان عمومى چنان زهرى سهمگین بر پیکـره وفاق ملى فرو مى آیـد کـه لازم است افکـار عمومى در مقابل این ویروسها توسط دینداران واکسینه شود . البته در کنار القاء تفکرات سکولار بعداز سکوت چند ساله ، شاهد شکل گیرى جریانهایى در داخل و خارج از ایران هستیم که به صراحت خواستار هدایت اسلام به مسیرى هستند که دین یهود و مسیحیت رفته است .اینک ایـن سـؤال هست که در سایـه چـنـیـن تـفـکـرات مسـمـومى کـه در حـال حـاضـر بـصـورت شارلاتانیسم مـطـبـوعاتى در سطح جامعـه اسـلامـى صورت مى پذیـرد، آیا امکـان بـرقرارى سطح همـوار در جامعه دینى ایـران توأم با امنیت ملى «وفاق ملى » میسر است ؟ طـرفـداران جـریـان فـکـرى متـأثـر از عـمـلـکـرد دین گریزان و تئورى پردازان سکولایزم غرب با تمسک به ادله آنان مبنى بر نفى دین از عرصه هاى اجتماعى خاصه از حوزه سیاست و حکومت اسلام و ارزشهاى متعالى آن را نفى کـرده و پیشرفت و توسعه جامعـه را منوط به تنزل دین و محدود نمودن آن و دست شستن دین از حیات اجتماعى و سیاسى مى دانند .
از سوى دیگر در مقابل چالـشـهـاى اعـتـقـادى نـقـد دیـدگـاه سکولار در ایران ، مکتوبات شایسته اى منتشر شـده است کـه قـابـل تقدیر و تـأمـل اسـت .دیـن گـرایـان معتقدند، دین صـرفاً معرفت و تفکر نیست بلکـه بـه دنبـال آن سـلـوک دین لازم اسـت تـا موجب تغـیـیـر روحیات انـسـان شـود بـعـلاوه احکام دینـى نـیـاز بـه ضمانت اجرا دارد که آن نیز بدون نظام حکومتى قابل اجرا نیست . در واقـع از زمانى که فـلاسـفـه غـرب از جمـلـه ماکیاولى ، هابز، ژان بدن و دیگران در تعری و تبیین از قدرت و حکومت منشاء قدرت و حاکمیت را زمینى تفسیر کـردند، براساس ایده آنها کم کم حـکـومت و قدرت از کلیسا خلع ید شـده و حداقل از قرن 15 تا 19 شاهد نوع دیگـرى دیکتاتورى (سلطنت مطلقـه ) در مغرب زمین هستیم که نه تنها دست کمى از استبداد کلیسا ندارد بلکه شدیدتر از آن بوده است .
در اوایل قرن بیستـم ، زشت ترین و بدترین نوع نظام دیکتاتورى یعنى نظامهاى تـوتالیتر، فاشیسم ، نازیسم و کمونیسم از دل نظام سرمایه دارى غرب بروز و ظهور کرد . درحالى که نظام جمهـورى اسلامى ایـران بعداز پیروزى انقلاب اسلامى براساس دیدگاه رهبر انقلاب حضرت امام خمینى (ره)و با تأیید قریب به اتفاق آراى مردم مسلمـان ایـران شکل گرفت که سـنـد رسمى آن قانـون اساسى است و در آن مطابـق اصـول متعدد، نظام حاکم بر ایران نظام دینى با محوریت ولایت فقیه است . در حال حاضر هجمه به نظام دینى که مورد تأیید قانون اساسى و مخالفت با اراده ملى منطقى نیست . به ویژه آنکه انرژى و پتانسیل نیـروهاى داخلى نیز به جاى تمـرکز در مصاف با دشمن شمـاره یک ملت ، در اختلافى داخلى هزینـه شود .
آیا اصحاب قلم به عنـوان چشمان تیزبین افکـار عـمـومى و مسئـولان ، تدریجاً از آن رسالت خطیر خویش در برابر آمریکا و صهیونیسم فاصله گرفته اند؟ آیا سرنوشت کسانى که مى خواهند با اعمال خود، خون گرانبهاى شهیدان را پایمال نمایند، عاقبت همه آنهایى است که مـهـلـت جبـران را فـرصت مـى شـمـرند تا بـیـشـتـر در گـرداب غوطه ور شوند؟ در هر حال آینده و سلامت کشور در گرو وفاق ملى است ..جهت بیـمـه نـمـودن » وفاق ملـى «بـایـد تهدیدهاى درونى انقلاب اسلامى را بشناسیم .براى این مهم به سخنان مقام معظم رهبرى در اجتماع عظیم جـوانـان در مـصـلـى تــهــران )79.2.1)مـراجـعـه مى کنیم :...تـهـدیـدهـاى آیـنـده ورخشـان مـا دو نوعند :تهدیدهاى خارجى و تهدیدهاى داخلى .من اول یک کلـمـه را بگویم که اگر از داخـل ایـن مـلـت دشمن داخلى نداشته باشد، نفـوذى نداشته باشـد، دو چهرگان در مسائل کشور تخریب نکنند، دشمن خارجى نمى تواند کارى زیادى انجام دهد البته توجه کنید که بعضى از تهدیدها از درون خود ما و در میان نفس خـود ماست .
من مى گـویـم هـر چـیـزى که بـه سلامت و ایمان و عـزم و نشاط لطمـه بـزند و کـار و کوشش و تحصیل جـوانـان را معوق بگـذارد، تهدید اسـت .ولنـگـارى ، بى بنـد و بـارى ، مـواد مخـدر، بى اهمیتى به علم و درس و کار، بى اعتمادى به نظام و مسئـولان ، غفلت مسئـولان ، برنامه ریـزى دشمن بیرونى هم تهدید است .یک ملت بیدار، یک ملت آگاه ، یک ملـت زنده ، یک ملت جـوان ، یک ملت انقلابى مثل ملت ما، باید همه این تهدیدها را از سر راه خویش بردارد .من وقتى به تهدید خـارجى اشاره «...مى کنم ، منظور من مراکز قدرت جهانى است اساساً یکى از آسیب هاى جدى و جبران ناپذیر جوامع انقلابى و نهضتها، ویـروس تفرقه و اختلاف در جمع وفاداران و نظام بـرآمده از آن است .از نظر امام (ره)::» باید همـه ایـن رمز را بفهمیم کـه وحـدت کلمه ، رمز پیروزى است و این رمز پیروزى را از دست نـدهـیـم .
«رهبـر فـرزانه انـقـلاب بـا پـیـروى از امـام عظیم الشأن مى فـرمایند ::» امروز مصلحت کشـور، ملت و انقلاب اتحاد کلمه و اتحاد دل هاست .«اما آیـا وفاق ملى از مسیر گـفـتـگـو و مـذاکـره نیـروهـاى سیاسى و در سطح نخبگان اجتماعى میسر اسـت ؟ یا » وفاق ملى «پدیده اى است که بایـد از درون ملت و برخاسته از نیازهاى عینى جامعه باشد؟ آیا نسخه هاى بذل » وفاق ملى «توسط نظامهاى سیاسى غـیـردموکراتیک و اقـتـدارطلب که عـمـوماً با انگیزه انحـراف افکار عمومى از آثار سـوء بحرانهـاى سیاسى ، اقتـصـادى و اجـتـمـاعـى مـطـرح و تبـلـیـغ مى گردد، مى تواند کارساز باشد؟ درحالى که فقر و نابـرابرى برشدت نارضایتى از وضع مـوجود افزوده و دامنه تـعـارضات طبقاتى نـیـز گسترش مى یابد، آیا این امر به افت وفاق ملى و تهدید آن منجر نمى شود؟ به نظر مى رسد تحولات سیاسى ، اجتماعى و اقتصـادى ایـران پس از انقلاب مـوجـب شده تا شکافهاى متعددى در متن اجتماعى بـروز و ظهور کند . نیز شکـاف سـنـى (مـثـل جـوان ، میـان سـال و سالمند )،شکاف طبقاتى (فقیرو غنـى )و بـالاخـره شکاف سنت و مـدرنیسـم در هر یک از عرصه هـاى سیاسى ، اقتصادى و اجتـمـاعـى مـوجب آن شده تـا شاخص وفاق ملى تنزل یابد .
در حـالـى کـه هـویـت فـرهـنـگـى ایـران الـگـوى پیچیده اى متشکل از گروههاى مختل قومى است که علیرغم الگوهاى مختل فرهنگى ، هویت کلان فرهنگى ایران را شکل بخشیده اند، اما دوام و استمرار هویت فرهنگ ایرانى در طول تاریخ مدیون گروههاى مختل قومى بـوده است .چرا که هر یک با افزودن لایه هاى هویتى فرهنگى به دیرپایى غنا و عظمت آن افزوده اند . کمى و کاستى ها و مؤلفه هاى مثبت و منفى آن نیز تنها از یک قوم نبوده بلکه در تعامل همه گرو ههاى قومى با شـدت و ضعفهاى مختل شکـل پـذیـرفتـه است . هویت فرهنگى ایران خود به نوعى جنبه هاى عام و فراگیر فرهنگ و هویت گروههاى قومى بوده که در گذر زمان شکـل یگانـه ، واحد و فـراقومى در حـد و اندازه یک ملت کهن ظهور یافته است .از طرف دیگر هویت فـرهنگى ملى ایـران چتر گستـرده اى است که هویتهاى محلى قـومى را در درون خود دارد و عنصر پـیـونـد دهـنـده اقـوام اسـت .زمـیـنـه گـسـتـرده اى از مشترکات ، موجب وفاق اجتماعى و هویت فرهنگى یگانه آنان شده است .هویـت ایـرانى و هویت اقوام ایرانى مفاهیمى متفاوت از هم نیستند چرا که هویت فرهنگى قومى با هویت فـرهنگى ایرانى پیوند دیرپاى دارد .همه اقوام ایرانى اعم از گروهها لرها، بلوچ ها و ...ایرانى الاصل هستند و به ایـن سـرزمین تعلـق دارند؛ چـه فـارس زبان و غیـرفـارس زبان در ایـجـاد میـراث عظیمى که هـویـت فـرهنگـى ایـرانى را شکـل بخشیده ، دخالت و مشـارکت داشته اند .
از ایـن رو این تعامل فرهنگى مانع از ایستایى و خمودگى جامعه ایـران شده و در کنـار سـایـر مـبـادلات اقـتـصـادى ، اجتماعى و سیـاسـى و حتى خویـشـاوندى ، در هـم تنیدگى و پیوندى عمیق هویتى ـ فرهنگى را در درون جامعه ایران موجب شده است .
حساسیتهاى کنونى
تاریخ معاصر ایـران در طـول یکصد سال اخیـر شاهد خوبـى بـراین مدعاسـت کـه تـحـولات عظیـم سیاسى ، اجتـمـاعـى در سطح کشور در بسـتـرى از شرایط مناسب داخلى و خارجى محقق شده است . انقلاب مشروطه ، نهضت ملى شدن نفت و پیروزى انقلاب اسلامى محصول چنین شرایطى هستند . یکى از نقطه هاى مهمـى کـه ایـران را در آستانـه تحـول تاریـخ سـاز قـرارداده است ، شـرایط حسـاس کنـونى اسـت .
در سـطـح بین الـمـلـلـى تـلاشـهـاى هژمونیک آمریکا بعداز فروپاشى شوروى بخصوص بعد از حادثه یـازده سپتامبر در خاورمیانـه و خطرات ناشى از حمله نظامى آمریکا به منطقه از جمله مسائل مهم تـاثـیـرگذار بر مناسـبـات جـامـعـه و بـا دولـت و گروههاى اجتماعى با یکدیگر است . در سطح داخلى ، مشکلات اقتصادى ، مساله اشتغال و بهره بردارى برخى نخبگان افراطى از قومیت موجب شرایط خاصى در کشور شده است . در هر حال تردیدى نیست که حفظ وفاق ملى و هویت یکپارچه ایرانى در شرایط کنونى ، جز در سایه تدبیر، مدیریت توانمند و بازنگرى در سیاست داخلى و خارجى و ایجـاد شـرایط برابر بـراى مردم و در یـک کلام بدون استقرار عدالت امکان پذیر نیست !

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات