صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۳  ، 
کد خبر : ۶۷۴۲۰

مجاهد در بند


مریم‌السادات حسینی
پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی ثمره رشادتها و پایمردی های بزرگ مردانی است که در این مسیر با اهدای خون خود ضامن تداوم حرکت و حیات آن گردیده اند. در این میان شهید آیت الله حسین غفاری از مبارزان سرسخت دوران ستم شاهی و از معتقدان راستین مکتب مبارزه و شهادت، کسی بود که جان خویش را در این راه فدا می نماید. او با باور و اعتقاد به حقیقت قیام خونین 15 خرداد 1342 به رهبری امام خمینی پشت سر ایشان در مسیر مبارزه سیاسی و انقلابی با رژیم طاغوت قرار می گیرد. افشاگری های شجاعانه ایشان در محکومیت مواضع غیراسلامی حکومت و حمایت علنی و بی پرده از امام خمینی سرانجام موجبات دستگیری و زندانی شدن ایشان را فراهم می نماید، بطوریکه در مقاطع مختلف سالهای 42 تا 53 را ایشان عمدتا در زندان گذرانده و تحت سخت ترین و بی رحمانه ترین بازجویی ها و شکنجه ها قرارگرفتند تا آنکه سرانجام در سال 53، این مجاهد نستوه پس از سالها مجاهدت و استقامت و پایداری و تحمل زندان و شکنجه به دست دژخیمان مجلس ظلمانی شاه به شهادت می رسد.
اما نکته ای که در اینجا شایان توجه می نماید آنکه شهادت این پایمردان پایان زندگی و سرانجام مبارزه شان نیست، بلکه خون سرخ آنان سبب دمیدن روح حماسه و شهادت طلبی و آغازی دیگر در تداوم خط جهاد و پیکار با باطل می باشد. مراسم تشییع پیکر این مبارز مجاهد گواه راستینی بر این مدعا است. پس از شهادت ایشان در زندان، ماموران رژیم خواستار آن شدند که مراسم تشییع و خاکسپاری با کمترین سر و صدا و جلب توجهی به انجام رسد ولی خانواده شهید موفق می شوند که با استفاده از موقعیتی هر چه سریعتر پیکر ایشان را به قم منتقل نمایند و ترتیب حرکتی انقلابی و افشاگرانه را در ضمن برگزاری مراسم بدهند.
پسر شهید غفاری- هادی غفاری- که خود از مبارزان انقلابی و از هم بندان شهید در زندان نیز بوده اند از مراسم تشییع پیکر ایشان در قم چنین نقل می کنند:«... به اتفاق طلبه های مدرسه حقانی جنازه را به طرف قبرستان نو بردیم.در قبرستان جمعیت موج می زد. می خواستیم هر طوری شد معرکه بیافرینیم، لذا جنازه را به طرف حرم حضرت معصومه (س) حرکت دادیم... دراین هنگام حرم شلوغ شد. آیت الله العظمی نجفی و آقای شریعتمداری آمدند و تعداد زیادی از آقایان روحانیون نیز در آنجا حضور پیدا کردند. بعد هم شعارها شروع شد.» در کنج زندان کشته شد به خون خود آغشته شد« خیابان شلوغ شد و مامورین ساواک و شهربانی جمعیت را کنار می زد.
من یک لحظه که به عقب نگاه کردم تصور کردم تمام جمعیت قم دارد پشت جنازه می آید.» و بدین ترتیب ساواک که برای خاموش کردن صدای یک انقلابی مبارز اقدام به حذف او می نماید اینک در مراسم تشییع جنازه اش با خیل عظیم جمعیتی مواجه می شود که این بار نیز چاره ای جز مقابله با آن را ندارد. هادی غفاری در ادامه چنین می گوید:« ... اوضاع به هم ریخت و بزن و بزن شروع شد. پلیس ها افتادند به جان طلبه ها و آنها را زدند. درکنار قبرستان رودخانه ای بود پاسبانها مردم را توی رودخانه می ریختند. ساعتی بعد شهر پر شده بود از عبا و عمامه و نعلین...» چنانچه گویا در آن روز حدود ششصد نفر دستگیر می شوند که به سه ماه تا سه سال حبس محکوم می گردند و این چنین است که خون شهید، آتش مبارزه و مقابله با باطل را هر دم شعله ور می سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات