ایالات متحده آمریکا که امروز بـه عـنـوان غول بزرگ اقتصادى ـ سیاسى ـ تکنـولوژى ، حوزه منافع خود را در محـدوده جهان اسلام گستـرده است ، در ابتداى تولد خود موجودى منزوى بود که به نظر برخى کارشناسان » دست غیب «یا همان تعبیر آدام اسمیت او را در این مسیر هدایت کرده تا اکنون «دست بازار » که آمریکا، آمریکـا شـده اسـت .پـروفسـور امبروز درباره تغییر سیاست هاى آمریکا پس از جنگ جهانى اول مى نویسد ::» ایالات متحده آمریکا که در ابتدا از سیاست انـزواطلبى حمایـت مـى کـرد، به تدریـج از اوایل قرن 20، تغییر روش داده و سعى کرد تا فعالیت فرا منطقه اى خود را گسترش دهد .در این راستا وقوع جنگ جـهـانـى اول فرصتى استـثـنـایـى را در اختـیـار دولتمـردان آمریکا قرار داد کـه از آن زمان به بعد، به فعالیت هاى نظامى ، سیاسى و اقتصادى در عـرصه «.جهانى بپردازند به نظر او و دیگران جنگ جهانى اول قدرت ملى و سطـح تـوسعه داخلـى ایـالات مـتـحـده را به گـونه جـهـشـى افـزایـش داد .
از یک طـرف ، کـشـورهـاى اروپایى به دلـیـل جـنـگ و تـخـریـب گـسـتـرده تـوان اقتصادى و صنعتى ، نیـاز بـیـشـتـرى به آمریکا پـیـدا کردند؛ چندانکه این کشور به عنوان مهمترین پشتوانه و منبـع تـأمـیـن کـنـنـده نـیـازمنـدى هـاى اقـتـصـادى دولت هاى اروپایى مطرح شد .به طـورى که به نقل از اینترپر سرویس » بین سال هاى 1293 تا 1298، آمریکا 3.700.000.000 دلار صادرات داشت و کشورهاى بزرگ اروپایى به خاطر دریافت اعتبـار از آمـریـکـا، در سـال 10.300.000.000 ,1298 دلار به این کشور مقروض شدند .این بدهکـارى ها «.میلیارد دلار رسید 21 به 1299 در پایان دهه عـلاوه بر این ، تـحـقـیـقـات دفـتـر مـطـالـعـات اقتصادى آمریکا نشان مى دهد کـه تـا سـال 1298، ایالات متحده آمریکا، نیمى از کالاهاى ساخته شده جهان را مى ساخت .یک ششم صـادرات جهـان در دست آن کشور بود و یک هشتم واردات جهان را نیز به انحصار خـود درآورده بود .همچنین کمپانى هـاى آمریکایى ، از جمله استـانـدارد اویل ، فورد، جنرال موتور، سینکلر، اینترنشنال هاروستر، با شرکت هاى تابعه خـود در سراسر جهان گسترش یافته بـودند؛ به طورى که آفنـرآمولد مى نویسد ::» تـا سـال 1298 در آمد ملى آمریکا بـرابر مجموعه درآمد ملى 23 کشور جهان از انگلیس ، فـرانسه ، آلمـان ، کانادا گرفته تـا ژاپن شد .از طرفى وقوع جنگ جهانى دوم ، موهبت تازه دیگرى براى آمریکا به شمار مـى رفت .«مارتیـن دافمن درباره تأثیر جنگ جهانى دوم براقتصاد آمریکا نیز مى گوید ::» اروپاى پیر که میدان اصلى نبرد بود، از پاى درآمد .
بیشتر صنایـع و کـارخانه ها از بـیـن رفته و مـردم بسیارى کشته شدند ولى آمریکا دور از صحنه اصلى نبرد بود، توانست صنایع و کارخانه هاى خود را رونق «.بخشد مجله تایم در گزارشى مى آورد ::» در سال 1329 تـولید ناخـالـص سـرانه آمریـکـا 50 درصد بیشـتـر از کانادا، 3 برابر بریتانیا، 4برابر آلمان غربى و 15 برابر ژاپن بود و در سال 1329 سیطره اقتصادى آمریکا بر 53.8 درصد کل دنیا حاکـم بـود، بیـش از نیمـى از «.تولید جهانى را در اختیار خود داشت براساس همین پشتـوانه عظیم اقتصادى بـود کـه آمریکا به اعطاى کمک هاى مالى بـه بـرخى کشورها پرداخت که مهمترین آنها طرح مارشال بود، برنامه اى که براى بازسـازى اقتصادى کشورهاى اروپایى اجـرا گردید .هدف از این کـمـک هـا، جلوگیـرى از نفـوذ شـوروى به آن منـاطـق و احـیـاى سـیـسـتـم تـجـارت سرمایه دارى جهانى بـود .ویلیام فـوستر مى نویسد : این بـرترى اقتصادى آمریکا زیاد پایـدار نـمـانـد زیـرا اروپایى ها سریعاً به بازسازى صنایع خود پرداختند . و نهـایـتـاً تـوانستـنـد قسـمـتـى از بـازار را از چنـگـال آمریکایى ها در دهه 1329 تا 1349 درآورند . درگیر شدن آمریکا در منازعات «ویلیام اکهارت » بین المللـى و مـنـطـقـه اى را نیـز در ایـن روند دخیـل مى داند .به اعتقاد او سرمایه گذارى هاى هنگفت در توسعه جنگ افـزارها علت این ضربه اقتصادى بود .
به گفته و ى » آمریکا باید یک دستگاه نظامى را با صرف «.هزینه هاى فراوان در سراسر جهان حفظ مى کرد هژمونى اقتصادى آمریکا در هـر سـال در حـدود نیم درصـد کـاهـش یـافــتــه اسـت .مـقـایـســه بــرخـى شاخص هاى اقتصادى بین آمریکا و رقباى آن ، وضع را بهتر روشن مى کند .آمریکا از لحاظ نرخ رشد درآمد سرانه نیز در مقایسه با ژاپن ، جهان سوم و کشورهاى بازار مشـتـرک به عنـوان یک کل عقب نشـیـنـى کـرده است . از طرف دیگر به نقـل روزنامه گـاردین در طول سال 1382 ارزش خالص دارایى هاى افراد ثروتمند آمریکایـى ده درصد افـزایش یافته و به خصـوص در دوره ریاست جـمـهـورى بـوش ثروتمنـدان غـنـى تـر شده اند و نرخ بیکارى روبه رشد است . به نوشته روز نامه گار دین ::» آمریکا در مقایسه با ژاپن یا آلمان و کـشـورهاى عضو سـازمان همکـارى اقتصادى و توسعه که هر یک به ترتیب در حدود 30، 20 و 21 درصـد از تـولیـد نـاخـالـص مـلـى خـود را ســرمـایـه گــذارى مـى کـنــنــد، درصـد کـمــتــرى را سرمایـه گـذارى کرده است ، به گـونه اى که در سـال 1366 میزان سرمایه گذارى این کشور به 16 درصـد «.تولید ناخالص داخلى رسید بـه این تـرتیـب ، آمـریکـا پس از پـایـان جنـگ جهانـى دوم ، از یک سو با کاهـش تولید ناخـالص داخلى روبه رو گردیده و از سـوى دیگر سهم خود را براى سـرمایه گذارى در کـشورهاى دیگـر کاهش داده است .
جان .ام بـرى در مقالـه اى در واشنگتن پـسـت مى نویسد ::» مجموعه سرمایه گذارى آمریکا در سال 1368 در اروپـاى غـربــى 56 مـیـلـیــارد دلار، در آمریکاى لاتین 35 میلیارد دلار، در ژاپن 18 میلیارد دلار و در بقیه نقاط دنـیـا 125 میلیـارد دلار بـوده و سـرمایه گـذارى ژاپن در آمریکـاى شـمـالـى بـه 109 میلیارد دلار، در اروپاى غربى به 45 میلیارد دلار و در آمریکاى لاتین به 37 میلیارد دلار بالغ مى شود . آمریکـا در ایـن دوران ، بـراى امنیت متـحـدیـن استراتژیک خـود سرمایه گـذارى کرد، اما کشورهـاى اروپایـى و ژاپن بـا هزینه هاى نظامى قـابـل تـوجهـى روبه رو نبودند، آنها زیر ساخت هاى اقتصادى خود را براى رقابت در جهانى که تمرکز و ادغام سرمایه دارى در آن افزایش پیدا مى کرد، آماده مى کردند . نیویورک تایمز در گزارشى با قلم جـورج تانزلل در این ارتباط مى نویسد ::» در دهه هاى بعد از جنگ جهانى ، اتحادیه اروپا و ژاپن با توجه به رشد اقتصادى خـود گرچه با ایالات مـتـحـده داراى اهداف فـراگیـر اقتصادى و بین المللى بودند و در این رابطه در برخورد با شـوروى نوعى وحدت راهبـردى را دارا بودند، امـا خـود، بـزرگـتـریـن مـانــع بــراى رشـد اقـتـصــادى و «.تکنولوژیک آمریکا محسوب مى گردیدند فایننشنال تایمز در گزارشى آورده است :در سال 1329 آمریکا تقریبـاً بیش از نیمى از تولید ناخالص داخلى جهان را دارا بوده ولى در سال 1369 این رقم بـه 35 درصـد رسـیـده اسـت ..» ســامــرز وهـتـن «و براى اندازه گیـرى سطـح 1370 در سـال «اسپینـرو » هژمونى اقتصاد آمریکا یک کار تحقیقى انجام داده اند که در روزنامه فایننشنال به چاپ رسیده است .
براساس نتایج حاصله تحقیقات آنها، هـژمونى اقتصـادى آمـریـکـا از سـال 1329 در حـدود 18.2 درصد کاهش یافته است .این امر روند نزولى داشته و در هر مقـطـع زمـانـى 15 ساله سـطـوحى از تـنـزل تأثیرگذارى در اقتصاد جهانى را به همراه داشته است . بررسى آمارها نشان مى داد که : 1329 میزان هژمونى اقتصادى آمریکا در سال » در حـدود 53.8 درصد، در سـال 1334 در حـدود 50.3 درصــد، در سـال 1339 بـه مــیــزان 46.4 درصد، در سـال 1364 به میزان 36.7 درصـد، در «.درصد بوده است 35.6 به میزان 1369 سال آمارهاى اقتصادى فوق نشان مى دهد که سطـح مبـلـغ 156 میلـیـارد دلار (قریـب50 درصد آن )در کشورهاى اروپایى بـوده و از مجموع سرمایه گذارى خـارجى ژاپن در سـال 1367 بـه 254 میلـیـارد دلار مى رسد .109 میلیـارد دلار به آمریکا و 45 میلیـارد دلار به اروپا اختصاص داشته و سرمایه گذارى ژاپن در اروپا به نسبت 1364، تقریباً 4 برابر افزایش یافته است .
اگر ارقام فوق با میزان سـرمایه گذارى آمریکا در اقتصاد کشورهاى اروپایى و ژاپن در سال هاى 1319 تا 1339 مورد مقایسه و سنجـش قـرار گیرد، به این نـتـیـجـه مــى رسـیـم کـه تــولـیـد نـاخـالـص داخـلــى سرمایه گـذارى مستقیم و سهم آمـریـکـا در صادرات جهانى به نحو چشمگیرى کاهش یافته و در این رابطه آمریکا به یک کشور مقروض تبدیل گردیده است که طبق بررسى هاى آمارى مـؤسسه مطالعات اقتصادى آمریکا بـهـره بدهى هـاى دولت در هر سال به حـدود 250 میلیـارد دلار بالغ مـى گـردد، در حالى که کـل بدهـى دولت تا سـال 1374 فراتر از 4000 میلـیـارد «.دلار گردیده است ایالات متحده کـه زمانى بخش اعظـم تـجـارت جهـانـى را در اختیار داشت و اکـثـر نـقـاط دنـیـا را با محصـولات خود قبضـه کرده بود و در مقابل حجـم عظیم صـادرات تنها اندکـى واردات داشت ، امروزه به یک کشور با کسرى بازرگانى تبدیـل شده است و کشـورهاى اروپایـى و ژاپن بازار داخلى آمریـکـا را با مصنوعات ساخت خود به کنترل درآورده اند . در گـزارشى از خـبـرگزارى فـرانسـه در رابـطـه بـا اوضاع اقتصـادى آمـریـکـا در دهـه 80 آمده اسـت : 144 بـه 1365 کسـرى بـازرگانى آمریـکـا در سـال » میلیـارد دلار رسید و در سال 1366 به 162 میلیـارد دلار بـالـغ گـردید .
صـنـعـت مـاشـیـن سـازى رو بـه اضمحلال اسـت .در 1343 صادرات آمریکا بیش از واردت آن بود .در 50 ,1365 درصد ماشین ابزار وارد شـد بـعـد از سـال 1356 به ایـن طـرف واردات افزایش داشته است ، تولید اکنـون به نص بالاترین «.سطح پیشین خود رسیده است در اینجا هم مانند صنعت خـودرو، ژاپنى ها از پایین میـدان وارد شده اند و روبه سـوى بالاى میدان پیش مى روند و آلمانى ها از بالاى میدان وارد شده اند و سعى مى کنند به سمت پایین آن گام بردارند . ملیتون فریدمن در این باره مى گوید ::» جایى که شرکت هاى آمریکایى ها نسبت به رقیبان خود عظمتى داشته اند، اکـنـون خود را روزبه روز بیشـتـر در زمـره کوچکتـرها مى یابند، در سـال 64 ,1970.1349 شرکت از 100 شرکت بزرگ جهان در آمریکا، 33 شرکت در اروپا و 15 شرکت در ژاپن بودند . در صنایع شیمیـایـى 3 شرکت بـزرگ جهان در آلمان قرار دارند، هر کدام از آنها دست کـم 1.3 از «دوبـان » بزرگترین شـرکت شیمیایى آمریکا، یعنـى «.بزرگتر است در خارج از صنایع کارخانه اى نیز همین روندها دیده مى شـود .اندرو کاسل در لس آنجلـس تـایـمـز مى نـویـسـد ::» در سـال 1349 از 50 بـانـک بـزرگ جهان ، 19 بانک آمریکایى ، 16 بانک اروپایى و 11 بانک ژاپنى بودند .
اما در سال 1988.1367 تنها 5 بانک بـزرگ آمریکا بود و در عـوض 17 بانک بزرگ اروپـایــى و 24 بـانــک بــزرگ ژاپـنــى بــودنــد .در 1990.1369 هیچ یک از 20 بانک سرآمد جهان ، آمریکایى نبودند .در بخش خدمات اکنون 9 شرکت «.شرکت بزرگ جهان ژاپنى نیستند 10 از از طرف دیگر براساس مشاهدات الیـزابت وارن کارشناس حقـوق دانشگاه هـاروارد در طـى 25 سال گذشته بیـش از 400درصد برتعداد ورشکستگى هـا افزوده شده است .از طرفى اگر شـرط دوام موقعیت فنى و تکنولوژیک یک کشور و یا رسیدن به موقعیتى مطلـوب تر را در عـرصه فن و فن آورى ، پـرداختن بـه امر تحقیق و توسعه بدانیم ، در این عرصه نیز آمریکا با مسـائـلـى درگیـر اسـت ..» لـوتولاک «اقتـصـاددان آمریکایى در این باره چنین مى نویسد ::» امروزه مخارج تحقیـق و توسعه غیردفاعى آمریکـا از 20 سال پیش کمتر است در حـالـى کـه آلـمـانـى هـا و ژاپنـى هـا بـر کوشش هـاى خـود افزوده انـد .«طبق آمـار رسمـى ، مخارج تحقیق و تـوسعه غیـردفاعى آمریکا در بیشتـر سـال هـاى دهـه 1359 در حـد 1.8 درصـد تــولـیـد ناخالص ملى ثابت مانده است .
اما مخـارج تحقیق آلمان و ژاپن پیوسته در حال افزایش است و اکنون به ترتیب در سطوح 2.6 و 2.8 درصد تولید ناخالـص ملى آن کشور است .«این اقتصاددان آمریکایى نتیجه مى گیرد ::» با توجه به سرمایه گذارى بیشترى که رقباى آمریکا در امر تحقیقات کرده اند، مى تـوان پیش بینى کرد که در آینده بسیارى از حوزه ها و عرصه هایى کـه در اختیار آمریکا اسـت بـه کـنـتـرل رقبـاى او درآیـد و «.آمریکا از بسیـارى عرصه ها باید عقب نشینى کنـد از طرف دیگر مشکلات داخلـى اقـتـصـادى ایـالات متحده آمریکا به خصـوص پس از ریاست جمهورى جورج بوش پسر در حال افزایش است .اندرو کاسل در این باره مى گوید ::» به بـرکت سیاست هـاى بـوش در کاهش مالیات ثـروتمنـدان آمریکایى ثـروتمندتـر «.شده اند به نوشته روزنامه گاردین آمریکا در حال حاضر، ثروتمندترین و قـدرتمندترین کشور جهان است امـا هنوز فقـر برخانه هاى آنها سایه افکنـده اسـت و ایـن کشور با بـحـران فزاینده فقـر و گـرسنگى اتـبـاع خـود روبروست .آمارها حاکى از آن است که 31 میلیون آمریکایى اطمینان ندارند، آیا وعده غذایى بعدى خود را به دست خـواهنـد آورد یا گرسنـه مى مانند .طـبـق گزارش هاى مؤسسه سیاست اقتصادى واشنگتن رشد درآمـدهـاى واقعـى کـه هـر سـالـه 2 درصـد افـزایـش مى یافت به طور کلى در سـال 1380 متـوق شد .
همچنین بحران گرسنگى در ایالات اوهایو به مشکلى فراگیر تبدیل شده است و از هنگام پیروزى جرج بوش در انتخابات ریاست جمهورى 17درصد کل شاغلان در بخش صنعتى از کار، بیکار شده اند . روزنامه نیویـورک تایمـز گـزارش مى کند کـه در سال گذشته به طور متوسط یک نفر در هر خانه بى غذا مانده است .ایـن آمـار6 8.درصد نسبـت بـه سـال 1380 و 13 درصد نسبـت بـه سـال 1379 افزایـش نشان مى دهد .عـلاوه بر اساس تحقیـقـات شـرکت تحقیقاتى بین المللى در چـلـنـجـر ـ گـرى ـ کرسیس شرکت هاى آمریکایى در دو ماه گذشته (مهر)1382 بیش از171 هزار نفر از کارکنان خود را اخراج کرد و همین امر امیدهاى وافر مقام هاى آمریکایى براى رونق بازار کار را به نومیدى بدل نمود .همچنین بـراساس همین گـزارش این میـزان اخـراجى در ماه گذشتـه در مقایسه با ماه سـپـتـامـبـر 125درصد افـزایش نشـان مى دهد که از مهر سال 1381 تاکنون بى سابقه است و اما در آستانه انتخابات به نظر هادسـون ، سیاست «بى خیال پـول ، با تمام سرعت به سـوى انتخابـات » در پیش گـرفته شده و هـمـیـن عـوامل باعث کـسـرى بـودجـه هـا مـى شـود .
سـخـنـگــوى دولـت آمـریـکـا مى گویـد ::» وقتى اقتصـاد شـروع به پیـشـرفت کنـد، درآمدهایى کـه بـه خـزانه ریخـتـه خواهد شد، هـمـه کسرى ها را جبران خواهد نمود .در مهمترین حالـت به قـول هادسون ، امید به تجـربـه بـرتر و در بدتـریـن حالت ، » پنهـان کـارى «به جاى » حقیقـت «رجحـان دارد .نیروهاى بانک مـرکزى آمریکا دریافتند کـه هـر یـک درصد افـزایـش کسـرى باعـث مـى شـود تا نـرخ بهره هاى طولانى 25 درصد افزایش یابد .«آلن گرین اسپن نیز این نتایج را مطالعه کرده است و مى گوید : این امر در طـولانى مدت باعث کـم شـدن سـرعت » اقتصاد مى شود .هر چند اکثر رکودها عدم توازنى که باعث بـه وجود آمدشان شـده را تعدیل مى کنـنـد امـا هادسـون مى گوید ::» هزینـه هـاى مـربـوط به اجـراى سیاسـت خـارجـى پرهزیـنـه دولت به علـت اقـامـت طـولانى در عـراق و پـرهزیـنـه بـودن ملـت سـازى در افغانستان افزایش خواهد داشت و همین وزنه سنگین بودجه دولت آمریکاست اما در نهایت امر هادسون و دیگر اقتصاددانان آمریکایى بر این باورند کـه ممکن است اقتصاد بازار آمریکا با قابلیت ریسک ناپذیر خود توانایى انعطاف پذیرى زیاد با شرایط ، آینده درخشان آمریکا را تضمین کند و این را احتمالى براى دورنماى تاریک اقتصاد ایالات متحده آمریکا مى دانند .